تبلیغات
از ماست که بر ماست
چهارشنبه 6 بهمن 1395

فشار ازپایین- چانه زنی از بالا

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

       چندی است که فشاری همه جانبه از هرسو به کارکنان بانکها وارد می شود. مراجع آنها را رباخوار خوانده و جایگاه ابدی در آتش برای آنان بشارت می دهند و مطبوعات و صدا و سیما با بحث حقوق های نجومی بی امان و بی وقفه به کارمندان بانک حمله می کنند. مدیران بانکها نیز با کاهش مزایا و حتی مسدود نمودن تسهیلات کارمندی عرصه را براین قشر خدوم و امانتدار روزبه روز تنگ تر می کنند. با تغییر در حسابداری بانکی به ناگاه بانکهایی که تا سال گذشته سودده بودند یکباره زیانده شدند به گونه ای که دارندگان سهام بانکها -که کارمندان بانک نیز جز سهامداران هستند- به یکباره در یک روز نیمی از ارزش سهام یا به عبارت دیگرنیمی از پس انداز و دارایی خود را از دست دادند.

        کمی به عقب باز می گردیم در دوران دولت اصلاحات به صورت مصنوعی و توسط دولت قشر محترم و عزیز فرهنگی به شدت تحت فشار معیشتی گذاشته شدند و در زمان های نزدیک به انتخابات با فضاسازی رسانه ای هر روز به تحریک این عزیزان جهت اعتصاب و نرفتن به سر کلاس می نمودند و این عزیزان هم لبیک گفته و با اعتصاب خود زمینه را برای حضرات اصلاح طلب مهیا کرده تا استراتژی فشار از پایین و چانه زنی از بالا را انجام دهند و با بهانه اعتصابات فرهنگیان نظام و شورای نگهبان را برای مطامع کثیفشان تحت فشار قرار دهند.

        اینک با نزدیک بودن انتخابات و فشار همه جانبه به کارمندان بانک  و بر سر قدرت بودن همان سیاسیون اصلاح طلب در دولت تدبیر و امید، گویی همان دوران تکرار شده و چون دیگر حنای اصلاح طلبان برای فرهنگیان رنگی ندارد با تحریک کارمندان بانک گویی منتظر اعتصاب یا حرکاتی این چنینی از سوی کارکنان بانک ها هستند.

        از سوی دیگر کارمندان بانک در برخورد با این فشار صنفی با استفاده از ظرفیت فضای مجازی بالاخره پس از سالها توانستند تشکل صنفی تقریبا فراگیر ایجاد کرده و با هماهنگی بی مثالی مساله معیشتی خود را از طریق قانونی که همان نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی است پیگیری نمایند. بیانیه کارکنان بانکی متناوبا توسط همکاران بانکی به نمایندگان محترم مجلس تقدیم می شود و این عزیزان نیز قول مساعدت می دهند و در بودجه بندی امسال شاهد استثنا کردن کارمندان بانک از بعضی تحریم های عامدانه بودیم.

        امید است نهادهای نظارتی و امنیتی نیز این مهم را درک کرده و قدر کارکنان فهیم بانکی که بازیچه عناصر فتنه گر نشده  و در پازل بازی سیاسی قرار نگرفتند و از مسیر قانونی و بی حاشیه به مطالبات خویش پرداخته اند را بدانند و از راههای ممکن به تامین معیشت این عزیزان و خواسته های بحقی که در بیانیه کارکنان بانکها تقدیم مجلس شده کمک کنند.

ان شاالله


برچسب ها: بانک ، حقوق ، بیانیه ، اعتصاب ، مجلی ، نماینده ، مراجع ،

پنجشنبه 18 آذر 1395

تکرار صفین

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

 به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        صفین است... مالک در معرکه جنگ بی محابا شمشیر می زند تا خیمه معاویه ملعون اندکی بیش نمانده .... ناگاه قاصد علی (ع) می آید: مالک برگرد... مالک است دیگر، ذوب در ولایت... سراسیمه باز می گردد، به امامش می گوید تا خیمه معاویه ده ضربت شمشیر بیش نمانده، اجازتی ده تا ریشه فتنه بخشکانم... علی می فرماید: این جماعت که مرا احاطه کرده اند بی بصیرتند و متحجر، باز نگردی مرا هم به این بهانه خواهند کشت که این ابلهان قرآن ناطق را کناری نهاده اند به قرآن سر نیزه معاویه فریب خورده اند و حکمیت می خواهند برای حق الهی...

       مالک تیغ در نیام می کند. علی (ع) ابن عباس را برای مذاکره با عمر و عاص بر می گزیند و بی بصیرتان ابوموسی اشعری ساده لوح را به او تحمیل می کنند که ابن عباس افراطیست و ابوموسی اصلاح طلب... ابوموسی با عمر و عاص به مذاکره می نشیند و حق الهی را به فریب انگشتری به ناحق می دهد و آه از نهاد همه برمی خیزد، حتی خوارجی که با شعار لاحکم الا لله  مذاکره را به علی (ع) تحمیل کردند به شکست در مذاکره با شیطان پی بردند و این بار علی (ع) را دوره کردند که ما اشتباه می کردیم چرا تو با مذاکره موافقت کردی؟ و مقصر تویی!.... آن شد که شد....

       تاریخ تکرار می شود و چه غم ناک است تکراراین تاریخ ....

        سیدعلی هرروز خواص بی بصیرت را هشدار دهد که با آمریکا مذاکره نکنید که این شیطان اکبر بر عهد خویش ناپایدار است جز ظلم و نامردی در حق این ملت نخواهد کرد... خواص اصرار دارند که با مذاکره رو در رو با کدخدا همه مشکلات را در مدت کوتاهی حل خواهند کرد و تمام تحریم ها یک شبه با امضای برجام زایل خواهد شد .... سید علی باز آنها را از این هوس باز می دارد لکن این گروه با قبول مسوولیت خواهان مذاکره می شوند وظریفی راحت طلب را به جای آن جلیلی جانباز بر مذاکره می گمارند...

        سید علی با بغضی در گلو، چونان پدری که فرزندش را از معاشرت با اشرار نهی می کند لکن آن جوان خامی و لجاجت پیش گرفته و پدر بناچار به معاشرت او تن در می دهد و می گوید برو لکن پشیمان خواهی شو... به خواص اصلاح طلب می گوید: من به نتیجه این مذاکرات بدبینم، در نهان و آشکار از این امر باز داشتمتان لکن آقایان اصرار دارید... باشد بروید مذاکره کنید از شما حمایت می کنم. لکن نتیجه ای نخواهد داشت و تنها تجربه ای خواهد بود برای ملت که به خبیثی چون آمریکا دل نبندند که پشیمان خواهند شد..

       ظریفیان همه به مذاکره با شیطان  رفتند و صفین تکرار شد و هرچه سالها اندوخته بودیم به ترفند خبیثان آمریکایی -به وعده ای شفاهی- در زیر سیمان نابود کردند و روز موعود امریکا بر قول خود پایبند نماند و آن شد که شد....و دوباره تاریخ تکرار شد و با کمال وقاهت حسن روحانی گفت: هرچه شده با رهبری هماهنگ شده و همه ناکامی های تیم اصلاح طلبش را به گردن کسی انداخت که از اول برجامشان را خسارتی محض می خواند و تنها به خاطر اصرار اینان و بااکراه روش مذاکره شان را پذیرفته بود.....

اما ما عوام با بصیرت تجربه ای بس گران به دست آوردیم که:

یگانه دلسوز این ملت رهبرمان حضرت امام خامنه ای است .

امریکا تا ابد دشمن این ملت است که جز به حذف ما به چیز دیگری نمی اندیشد.

مذاکره با ظالم عین حماقت است و معتقدان به آن یا احمقند یا مزدور.

خواص بی بصیرت جز به منافع خود به چیز دیگری نمی اندیشند.

اصلاح طلبان امروزهمان خوارج آن روزگارند و بس

مالک به اذن علی زمان با دست بر قبضه شمشیر در نیام منتظر اجازت ولیست.

و باز هم علی تنهاست.....


برچسب ها: مذاکره ، ظریف ، روحانی ، خامنه ای ، امریکا ، صفین ، ابوموسی اشعری ،

جمعه 18 تیر 1395

تطابق دو پیشگویی

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :مذهبی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

چندی پیش دکتر عبدالرضاداوری به نقل از جواد اطاعت از یاران کروبی خاطره ای نقل کرد؛ بر اساس روایت ایشان، جناب مهدی کروبی از سفر خود به سوریه در سال 67 و دیدار با حافظ اسد سخن گفته بود. در حاشیه این ملاقات، حافظ اسد یکی از علمای فرقه علوی که به علوم غریبه تسلط داشته را به جناب کروبی معرفی می کند و جناب کروبی نیز از این عالم علوی درباره آینده انقلاب اسلامی ایران می پرسد و پاسخ می شنود که :"سال آینده (سال 68) رهبر فعلیتان (امام خمینی) فوت می کند و رئیس جمهور فعلیتان (امام خامنه ای) جانشین او می شود و ایشان هم "حداقل" تا "نود سالگی"، رهبری انقلابتان را برعهده خواهد داشت." (راهکارنیوز 22/12/94)

قسمت انتهایی شعر شاه نعمت لله ولی -که پیشگویی از حکومت صفویه تا ظهور حضرت حجت (عج) را نموده - جالب توجه است؛

بعد از آن شاهی از بین برود دولتی پایدار می بینم (جمهوری اسلامی)

چون که چند سال از زمانه گذشت عالمی چون نگار میبینم

نایب مهدی آشکار شود نوع عالی تبار می بینم (امام خامنه ای)

پادشاهی تمام دارنده سروری با وقار می بینم

بندگان جناب حضرت او سر به سر تاجدار می بینم (تاج = عمامه)

تا چهل سال ای برادر جان دور آن شهریار می بینم

دور ایشان تمام خواهد شد لشکری را سوار می بینم(ظهور)

سیّدی را از نسل آل حسن سروری را سوار می بینم

قائم شرع آل پیغمبر به جهان آشکار می بینم

( م ح م د ) می خوانند نام آن نامدار می بینم

صورت و سیرتش چو پیغمبر حلم و علمش تمام می بینم

در کمر بند آن سپهر وقار تیغ چون ذوالفقار می بینم

سمت مشرق زمین طلوع کند گور دجال زار می بینم.

(سایت ظهور)

همان گونه که ملاحظه گردید؛ پیشگوی سوری، رهبری حضرت امام خامنه ای را تا نود سالگی دیده اند. با توجه به تاریخ تولد ایشان که 1318 خورشیدی است، پس ایشان حداقل تا سال 1408 شمسی زعامت شیعیان جهان را برعهده خواهند داشت.

در پیشگویی شاه نعمت الله ولی نیز اگر بخواهیم نایب امام زمان را طبق ترتیب پیشگویی به حضرت امام خامنه ای نسبت دهیم که... تا چهل سال ای برادر جان دور آن شهریار می بینم .... چهل سال از سال 68 همان 1408 خورشیدی خواهد شد.

جالب است که هردو یک سال را نشان می دهد. 1408 هجری شمسی....

البته کسانی که وقتی برای ظهور تعیین کنند از کذابین خواهند بود، لکن این انطباق زمانی برای حقیر جالب بود بنابراین حیفم آمد برای عزیزان بازگو نکنم و یقین دارم که ظهور تنها به خواست خدا صورت می پذیرد و اگر خدا بخواهد شاید همین امروز روز ظهور باشد. ان شاالله

اللهم عجل لولیک الفرج


برچسب ها: ظور ، امام زمان ، پیشگوی ، سوری ، کروبی ، اسد ، شاه نعمت اله ولی ،

دوشنبه 7 تیر 1395

بازنشسته بانک - نگهبان شب

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اجتماعی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

            به صورت اتفاقی در ابتدای صبح کاری به سازمانی مراجعه کردم. جهت پرسش به نگهبانی درب مجموعه مراجعه کردم. با نگهبان که روبرو شدم خشکم زد.... ایشان از همکاران سابق بانکی بود که در سالیان نه چندان دور با قامتی رشید در کت و شلوار رسمی بانک دیده بودم و اینک ایشان را در حالی که لباس آبی رنگی با نشان نگهبانی آن مجموعه داشت، در روبرویم ایستاده بود. ایشان هم مرا شناخت ولی چهره اش ناگهان به هم ریخت و معلوم بود از این که من او را در این لباس دیده ام شرمنده شده است. پس از احوال پرسی به روی خود نیاوردم و سریع به دنبال کارم رفتم.

         در راه یک لحظه این دیدار و چهره شرمگین همکار بازنشسته مان از خاطرم نمی رفت. مردی که سالها در بانک با وجدان کاری وصف ناشدنی به خدمت ارباب رجوع پرداخته بود و در کمال سلامت اخلاقی و مالی سی سال در خدمت بانک بوده، امروز به علت تنگی معیشت و اضطرار برای ماهی 500تا600 تومان در زمانی که باید استراحت کند و لذت خانواده اش را ببرد- به نگهبانی در شیفت شب یک مجموعه می پردازد.

       خیلی دوست داشتم به او می گفتم؛ تو نباید شرمنده باشی.... تو به خاطر کسب لقمه حلال با این سن و سال در دوران بازنشستگی مجبور به کاری سخت شده ای .... تو باید سرت را بالا بگیری و شرمنده آن مدیران فاسدی هستند که بجای تامین آینده کارمندانشان تنها به فکر جیب خودشان هستند و بس.

         یاد فیش های حقوقی مدیران بازنشسته مشغول به مدیریت در بانک ها افتادم و پاداش های نجومیشان؛ آخر این چه عدالتی است که یک بازنشسته بانک این گونه در اضطرار و سختی و دیگری غرق در پول و مزایای مالی و رانتی؟ آخر تبعیض و تفاوت تا کجا؟ یکی ماهانه 50 میلیون تومان و دیگری ماهانه یک میلیون تومان!!!

        کمی فکر کردم چند سال دیگر من هم بازنشسته هستم با حداقل حقوق و مزایا و حتما برای امرار معاش مجبور به کار در شغلی جدید و احتمالا کارمند جدید دیگری مرا خواهد دید و به آینده خود با تردید خواهد نگریست و انگیزه خدمتش به خلق تحت شعاع قرار می گیرد.

        نمی دانم با این عدم تامین آینده که گریبانگیر اکثر قریب به اتفاق کارمندان است توقع سلامت مالی، توقع صحیحی است یانه؟

        آیا این تبعیض در حقوق و مزایای موجود در سازمان ها جایی برای رعایت اخلاق می گذارد؟

         آیا ارباب رجوع می توانند با این اوضاع توقع کاری صحیح و رایگان از کارمندان سازمان ها داشته باشند؟

        آیا مسئولین با اطلاع از تنگی معیشت کارمندان آنان را آزاد گذاشته اند که تفاوت حقوق و هزینه هایشان را از ارباب رجوع اخذ کنند؟

        در پایان این را به قطع به یقین می دانم که در سازمان هایی که کارمندان و بازنشستگانش به سختی و بدبختیند، مدیرانش به فساد و لفت و لیسند. چرا که اگر این گونه نبود اصلاح حقوق ایشان از سالها قبل اتفاق افتاده بود. مدیران با رانتها و مزایایی که گرفته اند دیگر نیازی به حقوق بازنشستگی ندارند که در فکر اصلاح آن به نفع کارمندان و بازنشستگان باشند.

        ای کاش مدیران و مسئولان می توانستند حال کارمندان و کارگران را درک کنند و ای کاش به روز جزا و خدا و قیامت و اسلام اعتقاد داشتند!

ای کاش!

ای کاش!


برچسب ها: حقوق ، فیش حقوقی ، مدیران بانک ، بازنشسته بانک ، کارمند بانک ، نگهبان شب ، اضطرار ،

پنجشنبه 9 اردیبهشت 1395

دولت قبل بد.... تو چه کرده ای؟

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        دولت تدبیر و امید چشم بر روی حقایق بسته و بدون وقفه کل مشکلات را از دولت قبل می داند و رسانه های فله ای اصلاحات هم یک صدا  از دولت قبل و شخص دکتر احمدی نژاد بدگویی می کنند. با گذشت حدود سه سال از صدارتشان بر دولت فخیمه ایران هنوز نتوانسته اند یکبار جوابگوی ناتوانی خود درعرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی باشند. آخوندی وزیر مسکن که هنوز یک گام برای مسکن مردم بر نداشته در هر سخنرانی به مسکن مهر حمله می کند، جهانگیری که هنوز حکم انفصال دادگاهش حی و حاضر است در هر مناسبتی با حمله همه جانبه به دولت قبل از فساد می گویدو ... اما جالب تر از همه شخص ریاست محترم جمهور است که هربار با ادبیاتی جدید از دولت قبل یاد می کند و بی تدبیری های دولت خویش را بر گردن دیگری می اندازد. دو سال وعده می دهد که اگر برجام امضا شود و در روز امضای برجام کلیه مشکلات ایران حتی مشکل آب خوردنمان حل می شود.... لکن پس از گذشت سه ماه از برجام و افتضاح تر شدن اوضاع می گوید: مگر سی سال گذشته از برجام که توقع تغییر دارید!!! از برجام با عبارت آفتاب تابان یاد می کند و دیگرانی که این آفتاب تابان را نمی بینند شماتت می کند، ولی حاضر نیست یک دستاورد عملی از برجام به مردم ارائه دهد.

        کارخانه ها یکی یکی بسته می شوند و هر روز کارگران و کارمندان زیادی به خیل بیکاران و استفاده کنندگان از بیمه بیکاری اضافه می شوند و باز حاضر به قبول مسئولیت نمی شوند. واردات کالاهای خارجی کمر تولید را شکسته، قاچاق کالا بیداد می کند، قوانین مالیاتی و بروکراسی اداری راه را بر تولیدکنندگان بسته، فضای دانشگاهی که داشت به مسیر علمی و تحقیق بازمی گشت را دوباره به فضایی سیاسی و غیرعلمی تبدیل کرده، فضای توهین به مخالفین گسترانده و هر روز با واژه ای به هتک حرمت منتقدان می پردازد، یانکی ها اموال ایران به غارت می برند و او به دنبال مقصر داخلی است، بازارها در رکودند و مردم توان خرید ندارند، دلارهای ایران را به شرکتهای ورشکسته اروپایی تزریق می کند و صنایع داخلی را به کام مرگ رهنمون می شوند، در سیاست خارجی از بحرین و جیبوتی گرفته تا امارات و قطر و عربستان برایمان خط و نشان می کشند، حاجیانمان در منا قتل عام می شوند و وزیر خارجه مان در برابر شاه کویتی برای رابطه با قاتلان وهابی زانوی التماس می زند، برادرانمان در یمن، عراق، سوریه، آذربایجان و لبنان به دست مزدوران امریکایی وهابی قتل عام می شوند و ظریف به دنبال دیداری دیگر با جان کری یانکی لحظه شماری می کند، عزت این مملکت برباد رفته و اینها هنوز دست از سر دولت قبل بر نمی دارند....

       شیخ حسن! با همه ارادتی که به دولتمردان مردمی دولت نهم و دهم داریم باشد، قبول، دولت قبل بد....

دولت تو چه کرده برای این مردم؟؟؟؟

یکبار برای رضای خدا بیا حقیقت را بگو

یکبار بیا مسئولیت افتضاحات ژنرال های دولتت را بر عهده بگیر

یکسال بیشتر از عمر دولتت نمانده و امیدواریم که دولتت پاینده نباشد

ان شا الله


برچسب ها: دولت ، روحانی ، ژنرال ، بازار ، رکود ، تورم ، بیکاری ،

جمعه 16 بهمن 1394

مستقل ها !!!

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

         پس از بررسی شوراهای نظارتی انتخابات و با گرم شدن تنور انتخابات مجلس شورای اسلامی، دو جناح رقیب اصلی در میدان سیاست ایران به تکاپو افتاده اند تا با ارایه لیستی واحد در هر شهر از پخش شدن آرای جناح خود جلوگیری کنند. اصلاح طلبان در دادن لیست واحد تقریبا موفق تر بوده اند، چرا که سه دوره دوری از اکثریت در مجلس آنها را مجبور به اتحاد و تمکین از سران خود جهت ارایه تنها یک لیست در هر شهر بزرگ کرده است. اما اصولگرایان با توجه به انشقاق عمیق بین سران سنتی و نیروهای جوان ارزشی نتوانسته اند به درک درستی از لیست واحد برسند و علی رغم سخنرانی های مکرر سران سنتی اصولگرا مبنی بر ارایه لیست واحد، متاسفانه هر شخصیتی که در کلان شهرها از لیست کنار گذاشته می شود- چه سنتی و چه ارزشی- بلافاصله سخنانی دال بر حضور مستقل ایشان در صحنه انتخابات به گوش می رسد.

         معتمدین اصولگرا که در شهرهای مختلف میدان دار اتحاد شده اند متشکل از سران تشکلهای رسمی و شناسنامه دار سیاسی و اجتماعی اصولگرا و افراد متنفذ مذهبی است. تا زمانی که افراد ثبت نام شده در انتخابات در دایره بررسی این دوستان جهت ارایه لیست واحد قرار دارند، همه نامزدها و هوادارانشان به ضرورت اعلام یک لیست اتفاق نظر دارند و یا در سکوتی سنگین به سر می برند. اما همین که از این لیست کنار گذاشته می شوند، بلافاصله خود و هوادارانشان چارچوب داوری را زیر سوال می برند و یا به صورت آرام و خزنده اعلام حضور مستقلانه در انتخابات می کنند.

          افرادی که پس از حذف شدن از لیست مشترک تمکین می کنند، انسان های متعالی هستند چراکه منفعت جمع را بر نفع شخصی ترجیح می دهند و آنهایی که اعلام ناخرسندی می کنند اما بازهم به خاطر جلوگیری از انشقاق کنار می کشند، بازهم محترمند. اما دسته سوم که اعلام حضور مستقل می کنند، جای بسی حرف دارد. حضرات مستقل تا زمانی که در لیست واحد باشند در سخنان خود بر ضرورت کار تشکیلاتی و تقویت احزاب تاکید دارند و افراد هیات داوری را برگزیدگان شایسته ایثارگر می دانند اما به محض آن که حذف می شوند یکباره تشکیلات سیاسی، احزاب، هیات های داوری را زیر سوال می برند و از حکومت منفعت گروه ها بر آن صحبت می کنند و خود و هوادارنشان در تخریب این گروه ها کوتاهی نمی کنند.

        مطلبی که رای دهندگان باید به آن توجه داشته باشند این است که چرا این عزیزان در سالهای پیش در همین لیست ها جای داشتند و این ساز و کار را قبول داشتند و با همین لیست ها هم به مجلس رفته اند و چرا حالا این لیست ها را مقبول نمی دانند؟ و مطلب دیگر این که اگر با ایجاد این دو دستگی در اصولگرایان باعث عدم حضور  نیروهای اصولگرای حاضر در مجلس شدند و دوباره مجلس ششمی برپاشد، آیا حاضرند مسئولیت خود را در این خیانت بپذیرند و یا در آن زمان دوباره به تشکل ها حمله خواهند کرد که چرا با توجه به سیستم نظام مند خود نتوانستند نیروها را سامان دهی کنند؟

        به هرحال حضرات مستقل!!! باید بدانند در صورت تکرار مجلس ششم و یا تکرار تجربه تفرقه اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری سال 92  باید با قبول مسئولیت خود در این تفرقه و شکست جوابگوی رای دهندگان اصولگرا باشند. درست است که شاید بعضی اسامی که در لیست ها قرار دارد بهترین ها نباشند، اما الان تکلیف شخصیت های سیاسی به عدم حضور در صحنه انتخاب شدن و گردن نهادن به هیات های داوری است. چرا که مجلس اصولگرا با آرمان های حداقلی بهتر از مجلس اصلاحات با حواشی و مفاسد احتمالی است.

ان شا الله  


برچسب ها: مجلس ، انتخابات ، نامزد ، کاندیدا ، لیست واحد ، داوری ، تشکل ،

جمعه 22 آبان 1394

دارایی خیلی محرمانه مسئولان!!!

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

         ده-پانزده سال پیش در شهر اصفهان ساختمان های اعیانی و لوکس که در حال ساخت بود، معروفیت خاصی بین همسایگان این مکان ها پیدا کرده بود و کم کم خیلی ها سخن از آن می گفتند... البته این شهرت بابت اسامی مالکان این ساختمان ها بود که در بین عوام مطرح بود. یک ملک را از آنِ فرزندان آیت الله هاشمی رفسنجانی می دانستند و دیگری منسوب به آیت الله جنتی و بعدی آیت الله ری شهری و ... . این داستان چنان بر همگان مستند شده بود که اگر می خواستی در این امر تشکیک کنی، به حماقت و مزدوری و هزار انگ دیگر رانده می شدی. حتی همسایگان دیوار به دیوار این اماکن بر این شایعات صحه می گذاشتند.

          تا اینکه پس از چندی و افزایش این شایعات و گسترش بی اعتمادی مردم از مسئولان خویش؛ در اخبار از برملا شدن پرونده فساد مالی و مافیایی تعدادی از فرزندان جوان خانواده های متمول بازاری اصفهانی پرده برداری شد که با یک برنامه دقیق و فسادآمیز تنها از بانکهای اصفهان بالای 500 میلیون دلار کلاهبرداری کرده بودند و با پوشش کارهایی چون ساختمان و مبل و ... درصد زیادی از این پولها را به دبی منتقل کرده بودند.  زمانی که بانک ها شروع به تملیک املاک این مفسدان جهت وصول قسمتی از بدهی ها کردند تمام املاکی که در شهر به عنوان املاک سیاسیون و آقازاده ها مطرح بود، توسط بانک های اصفهان مصادره شد و مشخص شد که هیچ کدام از این املاک متعلق به خاندان های سیاسی نبود و آن چند جوان مالک همه آنها بودند البته با پول های به یغما برده شده از بانک ها....

        یکی از روش های معمول مفسدین اقتصادی این است که همیشه با بازی با اسامی بزرگان خود را متصل به شخص یا گروهی خاص با مصونیت امنیتی و سیاسی معرفی می کنند و یا این شایبه را در ذهن ها ایجاد می کنند که اینان کارگزارند و مالک و رییس کس دیگری است. متاسفانه در جامعه بسته اطلاعات رسمی ما که اموال و دارایی های بزرگان سیاسی و فرزندان و وابستگانشان و منابع مالی انتخاباتی و حامیان سیاسیون اسرار محرمانه است و در هیچ جا به صورت رسمی اعلام و اعلان نمی شود، مردم بر اساس حدسیات و شایعات میزان و نوع آن را تخمین می زنند و همین زمینه برای استفاده مفسدان از این امر و پیدا نمودن حاشیه امنی برایشان می شود.

       پس از گذشت حدود سی و هفت سال از مطالبه عمومی این مهم و ده سال از مطرح شدن بررسی دارایی مسئولان در دولت و مجلس و حدود سه سال از توقف آن در مجمع تشخیص مصلحت نظام مواردی از طرح تصویبی اعلام گردید که باز هم جای خوشحالی دارد لکن ماده 5 این طرح جای بحث جدی دارد:

"ماده 5ـ فهرست دارایی‌های افراد مشمول و نیز اسناد و اطلاعات مربوط به آن به جز در مواردی که در این قانون و  آیین‌نامه ذیل آن تعیین شده است، محرمانه بوده و هر یک از مسئولان و کارکنان که حسب وظیفه مأمور تهیه، ثبت، ضبط  حفظ فهرست دارایی‌های افراد مشمول یا اسناد و اطلاعات مرتبط با آن، موضوع این قانون باشند و یا بر حسب وظیفه اسناد مذکور در اختیار آنان قرار گیرد، اگر عالماً عامداً مرتکب افشاء یا انتشار مندرجات این اسناد شو ند و یا خارج از حدود وظایف اداری در اختیار دیگران قرار دهند یا به هر نحوی دیگران را از مفاد آنها مطلع سازند، به یکی از مجازات‌های درجه 6 مقرر در ماده 19 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 محکوم خواهند شد. همین مجازات در مورد کسانی نیز مقرر است که با علم و اطلاع مبادرت به افشاء، چاپ و یا انتشار اطلاعات مزبور نموده و یا موجبات افشاء، چاپ و یا انتشار آنها را فراهم نمایند.چنانچه افشاء اطلاعات بر اثر عدم رعایت نظامات اداری غیرعمد باشد مرتکب و یا مرتکبین به یکی از مجازات‌های از درجه 8 مقرر در ماده 19 قانون فوق‌الذکر محکو م خواهند شد"

         سوالی که اینجا مطرح می شود آن است که مگر مسئولان محترم از راه غیر قانونی صاحب مال و منالی شده اند که ترس از افشای آن وجود دارد. ضرب المثلی ایرانی در این خصوص می گوید طلا که پاکه، چه منتش به خاکه.... مسئولان عزیزی که با نشستن بر کرسی های مختلف و به دست گرفتن قلم قدرتمند حکومتی در سه قوه می توانند در خصوص گذشته و حال و آینده رعیت تصمیم گیری کنند و با اشراف اطلاعاتی از هست و نیست ملت بی سر و صدا با خبر شوند، چرا حاضر نیستند ملت از دارایی آنها و افزایش یا کاهش آن در طی دوران مسئولیتشان با خبر شوند؟ چرا مردم ندانند فرزندان و وابستگان مسئولان در طی دوران تصدی پدرانشان چه جمع کرده اند و از کجا؟ چرا مردم را محرم نمی دانند؟ چرا می خواهند همیشه شایعات حاکم باشد. چرا می خواهند زمینه سو استفاده مفسدان از نام ایشان و خانواده هایشان پابرجا بماند؟

           ای کاش این ممنوعیت برداشته شود و سایتی تحت نظارت قوه قضاییه یا وزارت اطلاعات برقرار شود و همه اطلاعات مالی مسئولان و خانواده هایشان و حامیان مالی و انتخاباتی افراد و جناح ها و احزاب سیاسی به صورت شفاف اعلام شود و برای مردم این امکان فراهم شود که این اطلاعات را تکمیل کنند و شایعات موجود درباره هر شخصیت را در این سایت مطرح کنند تا صحت و سقم آن توسط خبرگان امنیتی سنجیده شود و به اطلاع عموم رسانده شود. ای کاش

به امید روزی که مردم محرم مسئولان گردند

ان شا الله


برچسب ها: دارایی ، اموال ، مسئولان ، آقازاده ها ، املاک ، هاشمی ، ری شهری ،

پنجشنبه 26 شهریور 1394

بحر طویل خاطره فتنه 88

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        با توجه به نزدیکی انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی در اسفندماه و حمله همه جانبه به شورای نگهبان جهت تایید افراد مساله دار به منظور حضور در انتخابات، یاد فتنه 88 برایم زنده شد و حضور افراد مساله دار در انتخابات ریاست جمهوری و آشوب های پس از آن، به  ناگاه این شعر بحر طویل به ذهنم خطور کرد و نوشتم. البته تخصص من شعرسرایی نیست. این هم یک دلنوشته آهنگین در قالب بحر طویل است. امید است حق مطلب را ادا کرده باشم و از اشتباهات آن با دیده اغماض بگذرید:

 

در کنج اتاق، مقابل به رخ صفحه ی لب تاب، مغروق در اخبار، مشغول به یادآوری آن همه افکار، چند سالی پسِ آن حادثه ی 22 خرداد، که محمود بشد باز به رای من و تو، منتخب کشور ایران، به منظور نشستن به سر میز بزرگان،  ناگاه چنان فیلم بیامد مقابل به دو چشمم، که انگار نشستم مقابل به مقابل به همان صفحه جادویی سیما، چه سالی بشدآن سال،

 همه شور و نوا بود به هر کوی و خیابان، همه خلق به شور و هیجان یا فوران یا غلیان، در پسِ یک نامزد تاییدی شورای نگهبان، هر روز خیابان و گذر بود، همه صحنه ی تبلیغ و حمایت، که هرکس ز باب دل و دردش، به فریاد، که این نامزد ماست که هست لایق آن صندلی صدر وزیران، چه زیبا، چه پر شور، همه کوچه و برزن ز حضور همگان، وه که چه الوان، که نبودند به جز در پی تاییدِ یکی نامزد منتخب خویش و دگر ردِ سه کاندیدای همکیش، چه شور و هیجانی همه بود به هر کوچه و بازار،

ولکن همه ی خوشگلی و دلبریِ بودن مردم  و آن شور و شعف، نشد باز مداوم که چرا یک دو سه تا باخته ی صندوق رایند، که هستند حریص و نگران بابت کرسی صدارت، که بخواهند برند از  قِبلش پول و وراثت و یا آنکه بُوَد نوکر بیگانه ی پستی، که میخواست کند ریشه ی جمهوری اسلامی ایران، یکی با دو سه تا نقشه ی اجرا شده در تفلیس و هم اوکراین، که همه بود کپی، گام به گام از کُتُب ضاله ی جین شارپ، همان مردک رنگین صفتِ عضوِ سیا نوکر موساد،

به هر حال و به صد رو و به همراهی روباه دغلکار جهانی و به بازی تبانیِ بزرگان و صد البته خاموشی خاصان، که بودند کمین بر سرمیدان، که هر سو که غالب شود، آن گاه بیایند به میدان، به یکبار همه امنیت و آرامش ایران، بشد دود و مشوش بشد هرشهر کلانشهر و گروهی جوانِ ز همه جا بیخبر و مست ز قلیان و همه گوش به بی بی سی و رندان، که آری، تقلب شده در صندوق رای و  بخواندند همه رای شما از ته و اینک کس دیگر بشده فاتح میدان،

همه ی شهر پرآشوب شد و رفت دگر امن و امان از برِ مردم، بشد آتش و دود آن دم و گفتند شعار از پی آن مردکِ بازنده میدان و پسِ آن، همان شیخک ساده لوح لرزان، که بشد پنجم میدان و نداشت رای، به اندازه آرای باطل شده چهار نفردر ته انبان،

خلاصه همان مردک بازنده شروع کرد به ایراد سخن در سر هر روز که بودش مقرر به نمادی و به روزی که به تقویم در آن بود مقدس، و همه بود در آن دعوت مردم به تجمع، جهت شورش و تخریب که بایست بگیرند زمردم نسقی یا که بدان سعی شود تا که امامم کند  ابطال، همه آرای عوام و به میل دوسه تا تازه به دوران شده یِ عاشقِ بازار، کُند پشت به جمهوری و میزان و همه رای و قوانین که چرا رای نبوده است مناسب جهت عده ای مزدور اجانب.

همه جنگ خیابانی و درگیری و آشوب به اصرار بَدان، باز به ابرام سران، به نه ماه همه شهر به آشوب کشیدند و بریدند و ببردند و بکشتند و به آتش بکشیدند و به کین مردم بیچاره زدندی و به فحاشی و توهین گذراندندی و به یک روز ندا کشته و یک روز همان دخترک خانه فراری بکشتند به کذب و پس یک چند سواری برِ امواج، بشد زنده از آن صفحه جادویی سیما، بگفتا که شده ملعبه دست دوکفتار. به روزی دگر آن شیخک ناهوش بگفتا که شده سخت به یارانم و خوردند همه بطری نوشابه ز ته در سر زندان و فی الفور یکی در خود لندن و مقابل به دوربینی دجال بی بی سی، بگفتا که منم آی همان رفته یِ بطریِ به تهم در خود ِزندان و...

یکی دیگری آن اکبر فتنه بداد نامه به آقا، نه سلام و نه ادب کرده و نه هیچ سخن رانده به وجدان و گویی دو لبش بود همه از دل شیطان، که گر ابطال نباشد همه ایران شود آشوب، و چه پاکار بُدند فائزه و عفت و آن مهدی بابا، به تهییج خلایق، به هر حیله و امکان، به اغوای اراذل، به دلارو یورو و پوند و به لیره، همه از کیسه یِ مردم یکی از قِبَلِ رشوه کرسنت و دگر از بردن اموال ز آن دکه یِ سامان بهین مصرف سوخت و ز هر پول که بودست ز دزدی از این ملت و خرجش کنون در جهت ریختن خون و بهم ریختن مملکت و دادن کشور به دو سه تا نوکر واداده مزدور، که وارونه کنند عزت ملت و لگدمال نمایند، همه خون شهیدان و به تاراج برند ثروت ایران و مهیا بنمایند همه امنیت قوم یهودا، به تزویر و کلک و باز به دستور عمو سام.

همه درد و بلا، کشمکش و جنگ بَدان بود مداوم، که رسیدیم به روز دهم ماه محرم، همه مملکتم بود عزادارِ همو سید و سالار شهیدان و ابالفضل علمدار و به اسارت شدن قوم خدا بسته به نادیدن اصحاب و نفهمیدن خاصان و تنها شدن بیت محمد(ص) همه در کوچه و برزن.... در این بین که بودند همه گریان و عزادار، به ناگاه گروهی ز همان فتنه گران هم به خیابان بشدند و بزدند بر کف و هی هلهله کردند و به نامردی و با نقشه قبلی بکردند همه حمله به آن خیمه گه میر شهیدان و به کین پاره بکردند همان بیرق مشکی عزا و زدند مردم عادیِ عزادار.... دگر با همه تبلیغ بی بی سی و به مظلوم نمایی سران سپه فتنه، برون گشت حقیقت ز دل تیره این سبزقبایان سیه دل، و به یک بار به پا شد یکی همهمه در بین خلایق، که همه حرف بدان بود دروغ و همه اش بود به نیت، جهت حمله به حُریت ایران و به آن خون حسین و به حمایت ز همه لشکر شام و کنون باز شده یکه و تنها، امامم، غریب، گوشه میدان و گوید همی نیست کسی تا بکند یاری مظلوم؟ به ناگاه همه مملکت یکجا، به خروش آمد و  هر کوچه و برزن بشد پر ز خلایق همه غمگین ز پلیدی، همه نالان ز تمامیت فتنه و برائت ز سران، سبزقبا نوکر موساد، چنان سیل به پا خواست ز جمعیت مردم که ببُِرد کینه رندان و بَدان و همه یِ فتنه یِ آن کوردلان و ببُِرد پرده غفلت ز همه دیده ی مردم...

 خلاصه پس از آن روز نه دی، دگری رنگ نبودی به حنای همه سبزقبایانِ بهایی نظر و یاور مسعود و موید شده با ریگی شیطان و مجهز شده با پول سیا، قدرت موساد، و خزیدند به سوراخ و بشد باز مسیری جهت بستن این فتنه رندان، بکردند دو تن شیخک و آن میرک و دیگر زنکش ملعبه دست دو شیطان به حصری درون خانه و خوابید همه فتنه و آرام گرفت کشور و آشوب بخوابید و بشد صاف هوا از پس دود و غبار حاصل شده از فتنه ی گرگان

هم اکنون بدانیم که  یک غفلت ساده، و هم غیبت مردم ز خیابان و خموشی خواص، باز هماهنگی رندان، ببرد باز به میدان همه یاران بَدان، یا که همان یاور شیطان، پس در این صحنه پر مکر بباید که کند خوب رصد دیده ی شورای نگهبان، و نگذارد که بیایند بَدان باز به میدان که این مملکت ماست، که ریشه زده بر خون شهیدان و نباید که شود باز به آشوب به بازی بزرگان.

خدایا کنون زنده نگهدار امامم، عزیزم، همان مرجع نورم و نزدیک بدار آمدن قائم دینت که تا بیرق جمهوری اسلامی ایران شود اهدا، به آن حجت اعلی، به دست امام، سیدنا امامنا سید علی خامنه ای روحی فداه.


برچسب ها: فتنه 88 ، شورای نگهبان ، تقلب ، انتخابات ، خبرگان ، مجلس شورای اسلامی ، احمدی نژاد ،

جمعه 20 شهریور 1394

فیلم سینمایی محمد رسول الله (ص)

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :عمومی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        پس از انتظاری طولانی فیلم محمد رسول الله (ص) ساخته مجید مجیدی را دیدم. شاید سال ها بود که دوباره پس از خروج از سینما حس خوبی داشتم. فیلم خوبی بود ، جدای از نقدهای حرفه ای که منتقدان سینمایی داخلی!!! به آن وارد می کنند. فیلمی که داستانش را همگان می دانند، اما سه ساعت تماشاگران را بر صندلی میخکوب می کند.

        تاثیرگذار ترین لحظه فیلم برایم لحظه نامگذاری آن حضرت در کنار کعبه بود و زیباترین جملاتش در زمان گفتگوی بین بحیرا راهب مسیحی با حضرت محمد(ص) در صومعه بوجود آمد. صحنه دایه شدن حلیمه احساسی ترین قسمت فیلم بود و صحنه حمله ی سپاه ابرهه یک افتخار برای سینمای ایران است هرچند که نام برجستگان سینمای جهان در کنار این اثر است.

        شاید با تولید فیلم چهل میلیون دلاری در سینمای ایران دیگر مجال ساخت فیلمهای آبگوشتی مثلثی  و یا جشنواره پسند تحقیرکننده ایران و ایرانی پایان یابد و تهیه کنندگان و کارگردانان وارد عرصه های بهتری برای خلق آثار فاخر شوند. کشوری که شاهنامه فردوسی، مثنوی مولوی، حکایات سعدی، تمدن چند هزارساله، تنوع نژادی، گستردگی سرزمینی دارد، موضوعات فراوانی برای عرضه به دنیا دارد که هنوز مغفول مانده است.

       به امید روزی که شاهد آثار جهانی و عامه پسند سینمای ایران باشیم.


برچسب ها: نقد ، فیلم ، حضرت ، محمد ، صحنه ، احساسی ، دلار ،

جمعه 9 مرداد 1394

له شدن دو کارتن کودک

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اجتماعی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

         خبر له شدن دو کودک در حال خواب در کارتنی مقوایی در زیر چرخ های نیسان خواب را از چشمانم ربود. کودکان دوره گرد کارتن خوابی که حق خود از دنیا را به تکدی گری و کارهای پست و با التماس از خلق به دست می آورند.

        لحظه ای آن کودکان کار را تصور کردم که از گرمای سوزان مرداد ماه به سایه کارتنی پناه برده اند تا با تجدید قوایی دوباره به کارخویش بپردازند؛ شاید در چهارراهی گدایی کنند و یا گلی و فالی بفروشند و یا با دستهای کوچکشان، دستمال چرک آلود را به شیشه خودروهای لوکس از ما بهتران بکشند تا بلکه اسکناسی از اینان عایدشان شود. تا این جا را به راحتی تصور کردم که این صحنه را هر روز دیده ام و هر روز غصه و دردش همراه بود که نمی توانم کاری برایشان بکنم.

        اما تصور روی دیگر زندگی این کودکان بسیار سخت تر است؛ شاید کودکی باشد یتیم که در دامان پرنکبت متکدیان متمول حرفه ای رشد یافته و منبع درآمدی برای آنان است تا به قیمت تباه ساختن کودکی و آینده این طفل صفرهای بانکی این متمولان ژنده پوش را افزون شود.... یا کودکی باشد در کسوت مردی غیور که به هزار ترفند و قبول هزار خفت، نانی برای مادر و خواهر خویش مهیا می کند و اجاره خانه دخمه تاریکشان را به هر زحمت تهیه می کند.... یا کودکی است از بازماندگان غافله ی پر سرعت طلاق که از درد بی مهری به خیابان پناهنده شده و یا کودکی که از سوء رفتار والدین معتادش، خیابان را امن تر از خانه یافته ... و یا کودکی که طعمه بیماردلان وحشی است و یا ....

       نمی دانم؛ هر که بود و هر سرنوشتی داشته، کودکی بوده که باید در خانه امن زندگی می کرده -که حداقل حقش از زندگی همین بود- و اینک در زیر خرواری خاک مدفون شده. من که میزی برای ریاست و قلمی برای تنفیذ قوانین و بازویی برای اعمال قدرت ندارم و بود و نبودم در زندگی این کودکان بی تاثیراست با شنیدن خبر له شدنشان خواب از چشمم رفته... راستی حضرات مسئولین محترم در چه وضعیتی هستند؟ راحت خوابیده اند؟ اخبار را خوانده اند؟ ... بی توجه گذشته اند... در ویلای شمالشان یا کلبه کوهستانیشان تیتر خبر را خوانده اند و متنش را نه.... در پشت میزشان خلاصه اخبار دست چین شده توسط کارمندانشان را خوانده اند اما این خبر بی اهمیت در بین خبرهایشان نبوده.... یا شاید چنان مشغول حذف رقبای انتخاباتیند که این خبر راهم به زودی به تیری برای مورد هدف قرار دادن رقیبشان بدل خواهند کرد.... یا نه هنوز مستانه در جشن و پایکوبیند برای آن توافق نامه کذایی.... نمی دانم.

هرچه هست غم بزرگی است از دست رفتن جان کودکی بی گناه در زیر چرخ های اجتماع به شدت طبقاتی در مقابل چشمان بی تفاوت ما و مسوولان بی درد....

خدایا ناچارم و ناتوان...

خدایا در ظهور حجتت تعجیل فرما که امید این کودکان باشد و پایان بخش غم ما ناتوانان.

آمین یا رب العالمین 


برچسب ها: له شدن ، دو کودک ، کارتن خواب ، خیابانی ، فقیر ، مسئولین ، نیسان ،

تعداد کل صفحات: 31 1 2 3 4 5 6 7 ...