تبلیغات
از ماست که بر ماست
پنجشنبه 14 خرداد 1394

آماده ی جهادیم

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اجتماعی ،سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

       وقایع یمن و ظلم روز افزون سعودیها و کشتار مظلومان یمنی دل هر مسلمانی را ریش می کند چه برسد به شیعیان که در احادیث معصومین آنها را به وقایع یمن در آخر الزمان حساس کرده اند. شعر آماده جهادیم از آن شعرهایی است که گویی هر مصرعش برخاسته از دل است و بر تن ایرانی مسلمان می نشیند. دست مریزاد به شاعرش در هر کجایی که هست.

 

خورشید به گود آمده سرگرم قنوت است

این آل سعود است که در حال سقوط است

 

هستند شیاطین همه درگیر تبانی

ایران شده آماده ی یک جنگ جهانی

 

آماده شده لب بزند جام جنون را

صادر کند از نفت عرب بشکه ی خون را

 

بیزار ز جنگیم ولی مرد جهادیم

دادیم سرودست ولی باج ندادیم

 

ما با احدی نیز نداریم سرجنگ

لعنت به بلادی که شد آغازگر جنگ

 

ما هیچ زمان حمله نکردیم به جایی

ما مرد دفاعیم ولیکن چه دفاعی!

 

شمشیر عجم منتظر رخصت جنگ است

مکه بشود مرکز ایران چه قشنگ است

 

ما منتظر حمله ای از سوی حجازیم

تا بین بقیعش حرمی ناب بسازیم

 

"یا حیدر کرار" زند نقش به زودی

بر پرچم سبز عربستان سعودی

 

از روضه ی عباس شرف یاد گرفتیم

یک عمر از او یکسره امداد گرفتیم

 

ما غیر کفن بر تن خود جامه نداریم

ای شمر برو شوق امان نامه نداریم

 

با سرور و پیغمبرخود هم وطنی شد

هرکس که در این برهه اویس قرنی شد

 

مرشد به طرب ضرب بزن وقت حماسه ست

مداح بخوان وقت غم و سینه زنی شد

 

"درّ" نجف سینه ی ما از غم یاران

خونین شد و مانند عقیق یمنی شد!

 

یا فاطمه گفتیم گذشتیم ز طوفان

گفتیم "علی" ناشدنی هم شدنی شد

 

آماده ی آنیم بپوشیم کفن را

ایران که نمرده ست بگیرند یمن را

 

هر شاه سعودی شده یک نوکر دربست

در پشت لباس عربی فتنه ی غرب ست

 

ننگی که به پیشانی شاهان سعودیست

زیر سر یک مشت مسلمان یهودیست!

 

چشمان جهان در پی آن یکه سوار است

این عطر یمانیست که لبریز بهار است

 

از نام علی واله و مستیم همیشه

ای خاک یمن پشت تو هستیم همیشه

 

 

اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک

 


برچسب ها: یمن ، جنگ ، ایرانی ، دفاع ، عرب ، بشکه ، خون ،

شنبه 26 اردیبهشت 1394

همدلی و همزبانی- موانع و راهکارها

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا

اللهم عجل لولیک الفرج


مقدمه:

        با اعلام سال 94 به نام سال همدلی و همزبانی از سوی مقام عظمای ولایت حضرت امام خامنه ای وجهی دیگر از نقشه راه مدیران نظام جمهوری اسلامی ایران در راستای رسیدن به جایگاهی شایسته ایران در جهان بر همگان مشخص شد. البته مسوولیت مدیران در هر سال با نامگذاری ها دو چندان شده چرا که معظم له با رصد موشکافانه اوضاع داخلی و خارجی نقطه آسیب یا قوت جامعه اسلامی را مشخص می کند و با برجسته نمودن آن تکلیف صاحبان قدرت و نظر حاکمیتی را مشخص نموده تا فردا روزی بهانه ای برای عذر تقصیر نباشد. بررسی نامگذاری سنوات قبل نشان از یک نقشه راه مستمر است که هرسال با تاکید بر نکته ای از تکلیف ملت و دولت مسیر را برای رسیدن به جامعه آرمانی مهدوی علامتگذاری می کند و چه زیباست که مسئولان همراه با رهبر خویش این مسیر را بپیماند و با رفع موانع راه وصول ملت و دولت به حق خویش و موفقیت ایشان در انجام تکلیف را تسریع کنند.

        چه زیبا امیرالمونین حضرت علی (ع)  در خطبه "قاصعه" سرانجام مومنینی که همدلی و همزبانی کردند یا از آن استنکاف نمودند را بیان می دارد:

       " و در احوالات مؤمنان پیشین اندیشه کنید، که چگونه در حال آزمایش‏ و امتحان به سر بردند، آیا بیش از همه مشکلات بر دوش آنها نبود و آیا بیش از همه مردم در سختی و زحمت نبودند و آیا از همه مردم جهان بیشتر در تنگنا قرار نداشتند فرعون‏ های زمان، آنها را به بردگی کشاندند، و همواره بدترین شکنجه‏ ها را بر آنان وارد کردند، و انواع تلخی‏ ها را به کامشان ریختند، که این دوران ذلّت و هلاکت و مغلوب بودن، تداوم یافت نه راهی وجود داشت که سرپیچی کنند، و نه چاره ‏ای که از خود دفاع نمایند، تا آن که خداوند، تلاش و استقامت و بردباری در برابر ناملایمات آنها را، در راه دوستی خود، و قدرت تحمّل ناراحتی ‏ها را برای ترس از خویش، مشاهده فرمود. آنان را از تنگناهای بلا و سختی ‏ها نجات داد، و ذلّت آنان را به عزّت و بزرگواری، و ترس آنها را به امنیّت تبدیل فرمود، و آنها را حاکم و زمامدار و پیشوای انسانها قرار داد، و آن قدر کرامت و بزرگی از طرف خدا به آنها رسید که خیال آن را نیز در سر نمی ‏پروراندند.

        پس اندیشه کنید که چگونه بودند آنگاه که: وحدت اجتماعی داشتند، خواسته‏ های آنان یکی، قلب‏های آنان یکسان، و دست‏های آنان مدد کار یکدیگر، شمشیرها یاری کننده، نگاه ‏ها به یک سو دوخته، و اراده‏ ها واحد و همسو بود آیا در آن حال مالک و سرپرست سراسر زمین نبودند و رهبر و پیشوای همه دنیا نشدند. پس به پایان کار آنها نیز بنگرید در آن هنگام که به تفرقه و پراکندگی روی آوردند، و مهربانی و دوستی آنان از بین رفت، و سخن‏ها و دل‏هایشان گوناگون شد، از هم جدا شدند، به حزب‏ها و گروه‏ ها پیوستند، خداوند لباس کرامت خود را از تنشان بیرون آورد، و نعمت‏ های فراوان شیرین را از آنها گرفت، و داستان آنها در میان شما عبرت انگیز باقی ماند."

        آری این گونه است که ملت ایران که شایسته رهبری بر جهان امروز است جهت ملبس بودن به لباس کرامت الهی نیاز به همدلی و همزبانی در بین خود دارد تا بتواند ضمن ارتقای معیشت هموطنان، انقلاب اسلامی که همان مردم سالاری دینی است به جهانیان عرضه دارد.

سال دولت سال ملت این شعار رهبراست
همدلی و همزبانی هم شعاری دیگر است
هرکسی از نائب المهدی نماید پیروی
شک ندارم مورد تأئید حی داور است



موانع تحقق همدلی و هم زبانی:

       همدلی و همزبانی یگانه راه پیشرفت این ملت است که امکان برتری بر دشمنان در تمامی صحنه ها را میسر می سازد اما مواردی که می تواند به این نیاز ما ضربه بزند و مانع ایجاد همدلی و همزبانی فراگیر در جامعه شود عبارتد از:

بی عدالتی و تبعیض:

        عدالت خواست آرمانی ملت هاست که همیشه قربانی شعار توسعه می گردد. خدا انسان ها را از لحاظ حقوق یکسان خلق نمود لکن با توانایی های مختلف، دولتمردان با توجه به این اصل باید در توزیع مناسب درآمدها و امکانات اقدام کنند. حس بی عدالتی و حس مورد تبعیض گرفتن سم مهلک اتحاد در بین ملت است.

توهین:

        توهین به مردم بزرگترین عامل جدایی ملت از دولت است. مدیرانی که هر از چند گاهی با تقسیم ملت به خودی و ناخودی سعی در بیان نظرات ضعیف خود می کنند، بزرگترین ضربه را به شعار همدلی و همزبانی می زنند.

 

سرکوب منتقدان:

        انتقاد موهبتی است که تنها حکیمان و مدبران از آن کمال استفاده را می برند. نقدها بازخورد افعال و احکام مدیران است و اگر در سیستم های علمی دسته بندی و مورد تحقیق قرارگیرد بسیاری از ضعف های اجرایی بر طرف می شود. اما متاسفانه در حال حاضر با توهین به نقادان -که معمولا از قشر دلسوز جامعه هستند و در موقع بحرانی این مملکت آزمون پس داده اند- سعی در حذف فرهنگ انتقاد از مردم و جامعه دارند. توهین مداوم به منتقدان با الفاظی چون دلواپس، بیسواد، بی شناسنامه، تازه به دوران رسیده و ... . باعث حذف سیستم بازخوردی ملت از دولت و جدایی بسیاری از همفکران این عزیزان از دولت می شود.

 

دوقطبی سازی:

        سعی مکرر برخی از خواص در دوقطبی سازی اجتماعی در رویداهای خاص مثل اسیدپاشی، هسته ای مذاکرات، یارانه ها، فوتبال و ... درست بر خلاف نظر صریح رهبری که در این خصوص بارها تذکر داده اند جای تعجب دارد. زمانی که در هر مساله ای از کانال های خاص بلافاصله موضع گیری افراطی می شود و در جامعه و در شبکه های اجتماعی دسته بندی موافق و مخالف صورت می گیرد باید منتظر شکاف های عمیق اجتماعی باشیم نه همدلی ....

 

چشم به خارج مرزها داشتن:

        تا زمانی که مسئولان به جای اعتقاد به قدرت اتحاد ملت مرعوب بیگانگان باشند و حیات و ممات اقتصادی و معیشتی مردم را در کرنش در برابر غرب ببینند از اعتقادات ملی مردم فرسنگ ها فاصله دارند. آنجا که وزیر خارجه در دانشگاه از حذف ایران با یک بمب آمریکا صحبت می کند نشان از عدم شناخت از ملت ایران و توانایی هایشان دارد و رعب از خارجیان!!!

 

عدم احترام به عقاید عامه مردم:

        عموم مردم ایران خواستهایی دارند که با خواستهای اقلیت مطلق روشنفکری ایرانی در تضاد است . اکثریت مطلق مردم ایران به دنبال آرامش و امنیت روانی و معیشتی خود و خانواده هایشان هستند نه تفکرات شکم سیری عده محدودی روشنفکر غربگرای واداده. ملت ایران اهتمام رییس سازمان محیط زیست را در رفع ریزگردها می خواهند نه حضور در تجمع مخالفت با کشتن سگان ولگرد!!! ملت ایران به دنبال آرامش دانشگاه و گسترش فرهنگ پژوهش در دانشگاه ها هستند نه تبدیل شدن دانشگاه ها به کانون بحران با دعوت از سخنرانان خاص جهت تهییج دانشجویان به تحرکات رادیکال سیاسی و اجتماعی!!! عامه مردم از وزیر آموزش و پرورش خواهان تامین مالی و معیشتی معلمان و بهینه سازی سیستم آموزش کودکانشان را دارند نه تعویض گسترده مدیران به علل سیاسی و سعی در فروش و واگذاری مدارس دولتی به بخش خصوصی!!!

 

عدم احترام به حس ملی و انسانی:

        زمانی که عامه ملت ایران آمیخته با اعتقادات مذهبی هستند حضور افرادی خاص و بیان نظراتی از تریون های رسمی در نقد تفکر و فرهنگ عاشورایی ملت دوری ملت و دولت را به همراه خواهد داشت. زمانی که ملت ایران و هر ملت آزاده ای از جنایات عربستان وهابی در حق مردم مظلوم یمن برآشفته است و همه منافع ایران در یمن با حمله عربستان مورد تعرض قرار گرفته، تبریک وزیر خارجه ایران به وزیر خارجه جدید عربستان بر خلاف عرف دیپلماتیک، جدایی اعتقادی دولت و ملت را به همراه خواهد داشت. وقتی ایرانیان از هر جناحی از دلاوری های اسطوره ایرانی سردار قاسم سلیمانی مشعوفند و اقدامات وی موجب نزدیکی ملت های منطقه شده است، سخنرانی مشاور ریاست محترم جمهور در خصوص عراق نشان از عدم شناخت از مردم و دوری بسیار زیاد مشاوران مدیران از بطن اجتماعی مردم و بیگانه بودن با مردم خبر می دهد.

 

عدم ساخت سامانه های ارتباطی:

        سامانه های ارتباط با مسئولین در قالب دولت الکترونیک شعاری زیباست که توسط هردولتی با هر سلیقه ابراز می شود ولی در عمل کسی به آن نمی پردازد. زمانی که ملت نتوانند همه خواستهای خود را به سادگی و بدون هزینه به گوش مسئولان برسانند چگونه امکان همدلی وجود خواهد داشت.

 

اخبار ناصحیح:

        با توجه به گسترش اینترنت و شبکه های مجازی هر خبری چه صحیح و چه ناصحیح با سرعتی غیرقابل باور در اجتماع گسترش می یابد. شایعات و اخبار منفی که با سرعتی عجیب و تشریک مساعی مغرضان داخلی و شبکه های معاند خارجی در جامعه گسترش می یابد ضربات جبران ناپذیری به حیثیت دولت می زند که موجب تخریب رابطه دولت و ملت می شود.

 

تخریب مکرر اشخاص و جناح های سیاسی:

        با روی کار آمدن هر دولتی تخریب دولتمردان قبلی و وابستگانشان به حق یا ناحق به صورت رسم دولتی درآمده است. زمانی که تلاش هر دولتی آن است که دولت قبل از خود را دزد و ناتوان و مشکل دار معرفی کند به مرور زمان مردم به این اعتقاد خواهند رسید که در ایران همه ی سیاست مداران یا دزدند یا نالایق و به مرور با نومیدی از صحنه های مختلف اجتماعی و سیاسی دور خواهند شد.

 

توهین به قومیت ها و مذاهب:

        ایران کشوری است با تنوع قومیتی که حتی در استانها و شهرهای مختلف نیز این تنوع کاملا مشهود است. حال توهین به هر قومیت یا مذهبی امکان ایجاد تنش های بزرگ اجتماعی را ایجاد می کند که هزینه های سنگینی را برای جامعه به همراه خواهد داشت لذا مسئولان و وابستگان دولتی و بویژه مشاوران دولت همیشه باید مراقب سخنان و نوشته های خود باشند.

 

ایجاد حصار امن جهت آقا زاده ها و یقه سفیدها:

        تخلفات مالی و اقتصادی کلان برای هر قشری غیر قابل گذشت است لکن برای آقازادگان و مسئولان دولتی نازیباتر است لذا عدم برخورد بااین قبیل مفسدان و طولانی شدن بیش از حد دادگاه های این افراد باعث دوری ملت از دولتهاست.

 

عدم تامین معیشت کارکنان دولت:

        کارکنان دولتی نقش فراوانی در ایجاد نارضایتی بین مردم دارند زمانی که اغلب کارکنان دولت دچار تنگناهای معیشتی هستند و تنها مالیات دهندگان خوبی برای دولتند و جلوی زن و فرزند خود شرمنده، هیچ گاه سعی در راضی سازی مردم نخواهند کرد و با برخورد نامناسب به عنوان نمایندگان جزء دولت، ارباب رجوع را نومید خواهند نمود.

 

عدم موضع گیری شفاف و صریح:

        در موقعیت هایی که عقاید عامه با منافع افراد خاص و به اصطلاح صاحبان زر و زور در تضاد است موضع گیری مسوولان دولتی که غالبا در جهت توجیه منافع صاحبان قدرت است باعث جدایی هرچه بیشتر مردم از دولتمردان می شود.

 

فساد اداری:

        گسترش فساد اداری در همه طبقات اداری به حدی رسیده که به صورت علنی در انجام کار مردم کارشکنی می شود تا مردم با رجوع به کارچاق کن ها و پرداخت رشوه با عناوین مختلف به حل عادی کار خود بپردازند. مردم مالیات نمی دهند که باج هم بدهند. همین هاست که دوری ملت از دولت را افزایش می دهد.

 

عدم مشارکت مردمی:

        عدم واگذاری امور حاکمیتی به معنای واقعی به مردم و کنترل علنی بخشنامه ای در همه جوانب زندگی اجتماعی مردم، باعث احساس عدم نیاز دولت به عقل جمعی ملت است.

 

انحصار دولتی وانحصار اشخاص خاص:

        انجام امور اقتصادی بزرگ تنها به وسیله بخش دولتی و یا اشخاص خاص با استفاده از رانت دولتیان و کنار گذاشتن فعالان مردمی اقتصاد از صحنه های اقتصادی باعث ضعیف شدن اقتصاد خصوصی ملت و انحصار آن در دست عده ای خاص و به دنبال آن تجمع ثروت و افزایش فاصله طبقاتی را همراه خواهد داشت.

 

عدم توجه به عرق ملی:

        موضوعی مثل انرژی هسته ای که در طول سالها به یک مساله حیثیتی و ملی تبدیل می شود وقتی توسط افراد وابسته به دولت آزادانه مورد حمله واقع می شود و از اساس با آن مخالفت می شود درست برخلاف عرق ملی است و باعث افزایش نفرت مردم از دولت و بیگانه پنداشتن دولتمردان می شود.

 

عدم توجه به نیازهای واقعی مردم:

        وجود قشر عظیم کارگر و کارمند و افراد جویای کار در این جامعه مشخصا نیازهای واقعی مردم و خانواده ها را بیان می کنند. مردم به دنبال امنیت معیشتی و کاهش هزینه های زندگی خود هستند و نه مسایل جانبی و غیر ضرور... صحبت رییس محترم جمهور که باید همه هنرها در مدارس تدریس شود که منظورشان هنر موسیقی است چراکه همه هفت هنر در مدارس دولتی آموزش داده می شود غیر موسیقی؛ نشان از دوری از خواستهای عموم جامعه است.

 

عدم توجه به سبک زندگی ایرانی اسلامی:

        زندگی ایرانی اسلامی، زندگی در بطن اجتماع است که با روابط مستحکم خانوادگی شروع می شود و به روابط گسترده اجتماعی مستحکمتر می گردد. با توجه به فعالیت شدید نهادهای مختلف معاند به تخریب نهاد خانواده و به ویژه کاهش جمعیت، به مرور نهاد خانواده تضعیف می گردد و افراد به صورت منزوی در جامعه تنها به دنبال منافع خود خواهند بود و از ملت و دولت دور خواهند شد که دارند می شوند.

 

سرگرم شدن به دعواهای سیاسی:

        سرگرم شدن دولتمردان به دعواهای سیاسی با مجلس و سایر نهاد ها و کشاندن این درگیری ها و جواب دادن در تریبون ها به همدیگر باعث دلسردی مردم از دلتمردان و حاکمان خواهد شد.

 


ادامه مطلب

برچسب ها: همدلی و همزبانی ، دولت و ملت ، رهبری ، راهکار ، موانع ، پیشنهادات ، قاصعه ،

جمعه 14 فروردین 1394

حاصل تفاهم با کدخدا

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        به سلامتی و دل خوش با توجه به اظهار شادمانی بسیار زیاد هواداران دولت و اصلاح طلبان از این پیروزی عظیم تیم مذاکره کننده در لوزان، ما نیز با همه دلواپسی ها این بار با شادمانی دولتمردان همراه می شویم و اصلا و ابدا نمی گوییم که احتمالا سرشان کلاه رفته و همه چیز همان است و کدخدا فقط امتیاز گرفته و هیچ نداده... لکن در حین این شادمانی بزرگ!!! یک نگاهی به گذشته نه چندان دور می اندازیم که قرار بود از مذاکره و تفاهم با کدخدا چه حاصلمان شود. بالاخره مدت ها دولتمردان دولت تدبیر و امید عدم توانایی در مدیریت اقتصادی و سیاسی این مملکت را با عدم توفیق در مذاکرات گره زده بودند و یگانه راه حل برون رفت از مشکلات را در مذاکره با شیطان بزرگ -ببخشید کدخدای جهان- اعلام می نمودند.

        حال به حمدلله آنچه می خواستند -با توجه به ابراز خوشحالی زایدالوصفشان- محقق شده است. پس ما مردم ایران باید منتظر باشیم که در کوتاه ترین فرصت ممکن وعده های انتخاباتی و پساانتخاباتی این عزیزان محقق شود چرا که بزرگترین بستری که برای خدمت رسانی می خواستند مهیا شده است. پس ملت شریف و  خوشحال از موفقیت این بزرگواران منتظرند که:

  • ارزش ریال ایران به شدت افزایش یابد.

  • دلار و یورو ارزان شود و به قیمت قبل از تحریم ها برگردد (حدود هزارتومان برای هر دلار مناسب است)

  • اجناس وارداتی بالاخص کالاهای لوکس کاهش قیمتی در حد 60 تا 70 درصد داشته باشد.

  • تمام دارایی های بلوکه شده ایران آزاد شود.

  • دیگر هیچ تحریم جدیدی علیه ایران تصویب نشود.

  • چرخ سانتریفوژها همراه با چرخ زندگی مردم بچرخد.

  • تورم که در اسفند93 صفرشده!!! در سال 94 منفی شود.

  • رکود دوساله اقتصادی پایان یابد و رونق مجددا به این بازار خفته بازگردد.

  • واحدهای اقتصادی تعطیل شده در این دوسال، مجددا بازگشایی شود.

  • کارگران بیکارشده به کارهای خود بازگردند.

  • برای جوانان ما کار در شان ایشان ایجاد گردد.

  • اعتبار گذرنامه ایرانی باز گردد که حداقل نماینده رییس جمهور را 17 ماه معلق نگه ندارند و دیگر به راحتی به نمایندگان دولت ویزای آمریکا بدهند.

  • قیمت نفت افزایش یابد.

  • روابط دولت با کشورهای همسایه بهبود یابد.

  • و ...

        ان شا الله به کوری چشم دشمنان، دولتمردان دولت تدبیر و امید به تمام وعده های خود جامه عمل  خواهد پوشاند!!!

 ان شا الله


برچسب ها: تفاهم ، کدخدا ، دولت ، تدبیر ، امید ، دلار ، ارزان ،

دوشنبه 10 فروردین 1394

ملت کارفرمای دولت

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

 به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

       شاید چندی پیش که حسین مرعشی، از چهره های مطرح جریان اصلاحات، در همایشی در شهر زاهدان گفت: "مردم رفتند و یک رأی به آقای روحانی دادند. ما باید منت آقای روحانی را بکشیم، نباید او منت ما را بکشد، یک ساعت وقت گذاشته‌ایم و او باید این بار روی زمین را جمع کند و کشور را سر و سامان دهد." دوباره خاطرات دولت سازندگی و اقتدارگرایی بی حد و حصر اعوان دولتش برایمان تجدید شد. چرا که قبل از آن رییس محترم دولت تدبیر و امید نیز با صراحت و در مجامع عمومی هر تحقیری نسبت به منتقدان دولتش روا داشته بود؛ از بیسواد، بزدل،  ترسو و ... گرفته تا تازه به دوران رسیده ها و ....

        کلام مرعشی -که خود از اکابر این دولت است و به خاطر وابستگی نزدیک به هاشمی به عنوان عنصر مهمی در این جریان به حساب می آید- یادآور  ارباب-رعیتی دوران استبداد است؛ چرا که مردم فاقد شعور و قدرت تلقی شده و مدیون منت بزرگان جهت قبول اربابی و سروری این نخبگان!!! بر خود و سکانداران قوه مجریه کسانی معرفی می شوند که از سر لطف و با منت بسیار از آسایش خود کم کرده اند تا با اکراه بر مردم حکومت کنند و آنان را از بدبختی به خوشبختی بخورنمیر مدیریت کنند!!!

        آن همه وعده های انتخاباتی این آقایان اعتدال گرای اصلاح طلب محور را ببینیم یا این همه تفاخر به مردم و تحقیر رعیت بیچاره را....؟ به هر حال خود کرده را تدبیر نیست و اگر مردم فهیم ایران در این یک ساعتی که وقت گذاشتند و به این دولت رای دادند، کمی هم تفکر و تدبر بیشتر می کردند و به کسی از جنس خودشان رای می دادند. شاید امروز این طیف این همه سختی برای حکومت بر مردم متحمل نمی شد و راحت در ویلاهای شمال و جنوبشان و در تورهای اروپایی-آمریکایی به تفریح می پرداختند و در مواقع دیگر به رتق و فتق امور شرکت های معظم خود.

        به هر حال این خوی اربابی این دوستان است که مقام عظمای ولایت حضرت امام خامنه ای را برآن داشت که در پیام نوروزی امسال به صورت واضح و شفاف جایگاه مردم و دولت را مشخص کند: "دولت، کارگزار ملت، و ملت کارفرمای دولت است، و هر چه همکاری دولت و ملت بیشتر باشد، کارها بهتر پیش خواهد رفت، بنابراین هم دولت باید واقعاً ملت را قبول داشته باشد و ارزش، اهمیت و تواناییهای مردم را به‌درستی بپذیرد، و هم ملت باید به معنای واقعی کلمه به دولت اعتماد کند."

        کلام اماممان به روشنی جایگاه دولت را مشخص می کند چرا که ملت کارفرما تلقی شده که بر دولتیان منت گذاشته و از بین خدمتگزاران مختلف که حاضر به نوکری ملت بوده اند این طیف را برای نوکری ملت و خدمتگزاری برگزیده است. پس دولتیان باید به کارفرمایان خود احترام بیشتری گذاشته و دست از تحقیر مردم و منتقدان برداشته و با سعه صدر بیشتری جوابگوی منقدان خویش باشند چرا که منتقدان داخلی غالبا از دلسوزان دولت و ملت هستند و خواست عمومی را به دولت انتقال می دهند که توهین به منتقدان توهین به قشر عظیمی از ملت ایران است.

        در پایان مجددا کلام حضرت امام خامنه ای را با صدای بلند برای دولتمردان کنونی تکرار می کنیم شاید که گوش شنوایی باشد:

"دولت، کارگزار ملت، و ملت کارفرمای دولت است".


برچسب ها: دولت ، تدبیر ، ملت ، کارفرما ، خدمتگزار ، غرور ، ارباب ،

پنجشنبه 28 اسفند 1393

نوروز غم‌افزا

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :مذهبی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        نوروز امسال با ایام فاطمیه تقارن یافته لذا حفظ حرمت این روزها بر شیعیان تاکید گردیده است. البته نافی انجام صله رحم نیست که صله رحم نیز از امور موکد شیعه است. ان شا الله خدا در این نوروز توان انجام صله رحم و حفظ حرمت اهل بیت را به همه ی ما عطا فرماید. ان شا الله

غم‌فزا نوروز ما شد در عزای فاطمه
شیعیان هستند گریان از برای فاطمه
جشن عیدی نیست بر پا ای محبان علی
چون مصادف گشته نوروز و عزای فاطمه
محفل عیشی نمی‌گردد بپا امسال عید
چون که راضی نیست زین شادی خدای فاطمه
شیعیان را جامه نو نیست برتن روز عید
چون سیه پوشند از غم بچه‌های فاطمه
ای که می‌خواهی بیارایی سرای خویش را
کن به چشم دل نظر سوی سرای فاطمه
رسم دیدار بزرگان را چو می‌آری بجا
توامانش ساز با ذکر رثای فاطمه
(ثابت نایینی) این اشعار غمگین را سرود
تا شود نوروز او غرق عزای فاطمه
شاعر: مرتضی قلی اعرابی نایینی (ثابت)

 


برچسب ها: نوروز ، تقارن ، فاطمیه ، صله رحم ، حرمت ،

جمعه 22 اسفند 1393

حادثه شیراز نتیجه خشونت اصلاح طلبان

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        در خبرها آمده بود علی مطهری -اصولگرای سابق، مستقل کمی پیشتر و محبوب القلوب فعلی اصلاح طلبان و فتنه گران 88- در شیراز مورد حمله عده ای ناشناس قرار گرفته که صد البته در خصوص این خبر اما و اگرهای بسیاری وجود دارد؛ از نحوه انتقال مطهری با تاکسی!!!! به محل سخنرانی تا عدم همراهی خیل عظیم مشتاقان این جناب با ایشان جهت محافظت -با توجه به با خبر بودن از امکان حمله و انتخاب تاکسی!!!! جهت انتقال وی- و هم زمانی این حادثه پرحاشیه با گاف های مکرر قابل نقد دولت تدبیر و پیش بینی شکست دوستشان در انتخابات داخلی خبرگان و ....

        راستی همین چند وقت پیش در دانشگاه اصفهان هنگام سخنرانی علی مطهری دانشجوی بیچاره ای که برای پرسش از مطهری و با اجازه گردانندگان اصلاح طلب جلسه سخنرانی به روی سن آمده بود توسط جوانان اصلاح طلب!!! و در جلوی چشم حضار و دوربین ها مورد ضرب و شتم قرار گرفت و علی مطهری صدایش در نیامد... نکند آه آن جوانک مظلوم یقه ی او را گرفته باشد. آخر آن صحنه متوحشانه که گروهی قلچماق اصلاح طلب خرخره ی جوانک نحیفی را فشار می دادند و او را جهت تادیب بیشتر به پشت صحنه می بردند، دل هر اصول گرای خشنی را به درد می آورد چه برسد به این اصلاح طلبان گل و بلبل اهل گفتگوی تمدن ها و زنده باد مخالف من.

        راستی در همایش اصلاح طلبان کرمان هم که برادر جانبازمان زمانی که سخنران محترم به فتنه گران حال می داد به صدا درآمد و اعتراض نمود -بنا به گفته ی این جانباز عزیز- به دستور مرعشی، جوانان اصلاح طلب حسابی از خجالتش در آمدند و با کتک مفصل او را به خارج از سالن هدایت نمودند و ساعتی هم در بازداشت!!! اصلاح طلبان بوده است. نکند این ضرب و شتم ها عادیست و قبحی ندارد؟ آخر از اصلاح طلبان هیچ کس تقبیح نکرد!!!!

       راستی نکند فحاشی های علی مطهری از تریبون مقدس مجلس و در صحن علنی علیه نمایندگان اصولگرای مخالف یا استفاده از کف گرگی در تقابل با سایر نمایندگان از وی چهره ای اکشن و سوپر استار در بین جوانان جویای نام ساخته و عده ای می خواستند با این عمل این یکه بزن پرحاشیه را محک بزنند....

        نکند کسانی به رانت تمدید انحصار کتب استاد شهید معترض بوده اند و با کمی تاخیر اعتراض خود را در این قالب نشان داده اند.

        نکند حالا که دست عاملان موساد و سیا به سران فتنه جهت ترور و کشته سازی و ایجاد غائله نمی رسد می خواهند در این شلوغی ها از ایشان شهید بسازند؟

       با توجه به نزدیکی انتخابات مجلس این سو قصد حربه ی جدید انتخاباتی نیست؟

       اگر همه مسئولان می دانستند حضور این شخص تنش زاست، پس علت دادن مجوز به حضور چنین سخنران پر حاشیه ای به شیراز بر اساس کدام تدبیر و درایت بوده؟

        در پایان ضمن تقبیح این عمل در صورت صحت آن، به همه ی دوستان یادآوری می نمایم که هیچ کس از روی عقل به اصلاح طلبان رای نمی دهد چرا که آنان چیزی برای ارائه به مردم فهیم ایران ندارند و تنها با بازی با احساسات مردم دوست داشتنی ایران است که امکان رای آوری دارند. لذا از کلیه دوستان تقاضا می شود؛ مواظب جریان سازی های کور این فرقه باشد. این فرقه در راه رسیدت به امیال سیاسی خود از هیچ کاری فروگذار نیستند.... هنوز قتل های زنجیره و سرانجامش از خاطرمان نرفته است؟ راستی قتل های زنجیره ای به کجا انجامید؟

 


پنجشنبه 14 اسفند 1393

شهادت یا ...

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        قتل نمتسوف روس -مخالف پوتین ریاست جمهوری روسیه- در نزدیک کاخ کرملین بسیار جالب و درس آموز برای ما ایرانیان است. در زمانی که روسیه در برابر آمریکا چنگ و دندان نشان داد و با تجزیه اوکراین ابرقدرتی انحصاری و جهان تک قطبی را به چالش کشیده، به یکباره مخالف برجسته غربگرای پوتین -که قبلا سمت معاونت نخست وزیری روسیه را نیز یدک می کشیده- در نزدیکی کاخ کرملین ترور می شود.

       این مساله با زمینه سازی های غرب و توان آن در ایجاد انقلاب های رنگین -برپایه تحریک احساسات مردم- برای روسیه موقعیت بسیار خطیری را پیش آورده است چرا که اگر موفق شوند احساسات مردم را در این زمینه تحریک کنند و دولت روسیه و شخص پوتین را درگیر در قتل این مخالف دولت نشان دهند، روسیه درگیر مشکلات داخلی خواهد شد و توان عرض اندام در مقابل آمریکا در اوکراین و سایر مناطق جهان را ندارد.

        این مساله مرا یاد انتخابات 88 ایران انداخت که باآن حضور بی نظیر مردم در پای صندوق های رای می رفت که قدرت ایران در جهان بر همگان مسجل شود که یکباره با ادعای تقلب و همکاری همه جانبه غرب در راه اندازی انقلاب رنگین، ماهها این مملکت در آشوب بود تا مردم از این جماعت دروغگو جدا شدند و با حصر دوفتنه گر کذایی مملکت آرام شد. در آن زمان قتل های ساختگی چون ندا آقا سلطان همین کارکرد را داشت. پس از آن با سررسید تاریخ انقضای دو تن از سران فتنه بیم حذف فیزکی آنان توسط مزدوران غرب پیش آمد که بناچار این دو تن با هزینه سنگین از بیت المال به حصر خانگی رفتند.

       سوالی برای من مطرح  است که اگر شورای امنیت ملی حکم به حصر خانگی این دو راس فتنه نمی داد و اینها توسط مزدوران داخلی غرب ترور می شدند تکلیف چه بود؟

 این ها شهید شده بودند یا هلاک؟

 این ها که بر حکومت اسلامی خروج کرده بودند و خیانتشان بر همگان ثابت شده و سزایشان اعدام است در آن زمان مرده حساب می شدند یا شهید؟

کشته شدن به دست دشمنان قسم خورده ایران در این وضعیت خاص شهادت بود یا هلاکت؟

        به هر حال باید حامیان این دو راس فتنه روزی هزاربار از دولت و نظام جمهوری اسلامی سپاسگزاری نمایند که این دو موجود را حبس خانگی نموده که اگر این دو آزاد بودند به سرنوشت نمتسوف روس دچار می شدند و آن گاه مردم مردد بودند که آن دو را شهید بدانند یا هلاک شده....


برچسب ها: فتنه 88 ، شهید ، هلکت ، مزدور ، امریکا ، ترور ،

پنجشنبه 30 بهمن 1393

حکایت سگ خانگی

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :حکایات گلستان بعدی ،


گلستان بعدی

منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت

 

        اندر ولایت تهران از اقلیم پارسیان عاقل مردی بود محترم بازار و میانسال با چهره ای آفتاب ندیده، کت و شلواری از قماش انگلیس بر تن، دستمالی حریر آویزان برگردن، مرکبش از تبار لکسوز که با تفاخرو تکبرش طالب التفات دیگران بودی. ایام همیشه به کامش بود تا کسبه یافتندش عوعو کنان در بازارگاه. همه را سخت حیرت آمد که این حال وی از چیست؟ چه در حیات بشری بر سرش آمده که به حیات سگی منمایل گردیده؟ اهل دلی او را به زاویه بازار رهنمون شدی و با ملاطفت بسیار سبب این تفاوت مزاجش پرسان شد.

        رجل مذکور قصه اش این گونه آغاز نمودی؛ مرا حالی بود خوش از فرط تمکن و رانت که ثروتی درخور اندوخته و در جامه ی متمولان ولایت شده و با ملاکان و صاحبان زر تارک خدا همسفره گشته و اندک اندک در سبک زندگی از ایشان تقلید نمودی و از شرع الهی و عرف ایرانی بریده و به سیاق غربیان بی فرهنگ درآمده و هر روز در تظاهر به لادینی گوی سبقت از همسگالان ربوده و سراپا فرنگی گردیده تا اولادم کبیر گشته و در عنفوان جوانی عنان خویش بر دست گرفته و هریک به راهی رفتند که خواستند.

       دخترکی دارم که از جانم بیشتر می خواستمش. در نوجوانی مرا مجبور نمودی تا سگ توله ای برایش ابتیاع کنم که اجابت نموده و آن توله را به بیت خویش اضافه. هرچه سگ در خانه بیشتر بودی دخترک بیشتر با سگ انیس. این رابطه چنان عمیق گردیدی که در سفر و حضر در کنار هم بودند. با دست خویش لقمه در دهانش نمودی و حمامش کردی و دربسترش خواباندی و هر روز هزار قلم بزکش کردی و در بغل گرفته و به قصد تفرج از خانه بیرون بردی و پاسی از شب گذشته به خانه مراجعت نمودی و هیچ نگفتی مگر شاهکار آن سگ.

       چندی پیش مرا مرضی سخت افتاد و در بستر ناتوان. از بد حادثه سگ نیز اندک بدحالی بروز کرد. دخترک مرا سخت عتاب کرده که چگونه مرض به سگ منتقل نمودم و آن بی زبان را بدحال نمودم و آن گفت که نباید. بی توجه بر من در تیمار سگ کوشیدی و هیچ وقعی به پدرش ننهادی. با خود اندیشیدم که سالها به حلال و حرام جمع نمودم تا اولادم در آسایش بوده و در پیری عصای دستم گردند و غمخوار غصه هایم لیک امروز مرا به سگی فروخته و مقام این سگ در خانه ام بسی از من بیشتر بوده لذا انسانیت خویش رها نموده به تظاهر سگان پرداخته تا همگان بدانند لقمه ی شبهه ناک به معاشرت با سگان ختم شود و جز حیات سگی و سرنوشت سگی حاصل نخواهد داشتن.


برچسب ها: سگ خانگی ، دختر ، عوعو ، لقمه ، شبهه ،

جمعه 10 بهمن 1393

بانک ها قربانی عزا و عروسی دولت ها

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اجتماعی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        در سه دهه بعد از انقلاب زمانی که سیاستمداران به معنای واقعی از پس مشکلات بر نمی آیند و با افتضاحات عملی در صحنه سیاست و اجتماع یا اقتصاد روبرو هستند  و افکار عمومی جامعه معطوف به بی تدبیری دولتمردان می شود، بلافاصله یک فساد بزرگ بانکی برملا می شود و با تبلیغات وسیع همه مشکلات جامعه از نچرخیدن چرخ سانتریفوژها تا نچرخیدن چرخ زندگی مردم را از ناحیه بانک ها اعلام می کنند. نکته جالب آن است که دولت چه اصولگرا باشد، چه کارگزار و چه اصلاح طلب همین سیاست را دارد؟ نکته جالبتر این که بانک ها هم هیچ دفاعی از خود نمی کنند و جالبتر از همه آنکه ساختار شبکه بانکی و مدیران ارشد و میانی بانکها هم هیچ تغییری نمی کنند!!!! و یکسان و غمناک بودن سرنوشت همه پرونده های مفاسد بانکی این است که رییس یک شعبه، مسوول همه تخلفات شناخته شده و به جرم مفسد فی الارض و محارب باید اعدام شود و و السلام.

        شعب بانک ها به طور مستمر تحت نظارت بازرسان استانی و کشوری بانک خود هستند و بازرسان خارج از سازمان هم از بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و دارایی، سازمان بازرسی کل کشور به صورت موردی توان بازرسی و تجسس در بانک ها را دارند. با توجه به رایانه ای و مکانیزه شدن کلیه خدمات بانکی امکان ردگیری و جابجایی مبالغ کلان در حساب های بانک ها به راحتی ممکن است. پس اگر مفسده ای توسط رییس شعبه ای رخ دهد، به راحتی قابل کشف است. حال وقتی یک مفسده ادامه پیدا می کند؛ یعنی مدیران میانی از آن خبر دارند و به تبع آن مدیران ارشد نیز از کلیات آن بی اطلاع نیستند. چرا که مطمئنا بازرسان خبر تخلفات را به اطلاع مدیران ارشد می رسانند. چگونه طبق بخشنامه های بانکی وام ده میلیون تومانی دو نفر ضامن معتبر می خواهد اما روسای شعب می توانند به اختیار خود و بدون اطلاع مدیران بانکی میلیاردها میلیارد تسهیلات بی بازگشت به رانت خواران و بدهکاران بزرگ بانکی بدهند؟

چرا؟

       چون بهتر از بانک؛ متهم بی دفاع درکشور نداریم تا ناکامی های مختلف دولت ها را با اخبار آنان پوشش داد و مردم را سرگرم کرد تا توجهشان از موارد اصلی دور شود.

چرایی بی دفاعی بانک ها در برابر اتهامات را در موارد زیر می توان یافت:

-به علت کثرت و تنوع بانک در ایران و بیشتر از نیاز بودن شعب بانکها، بانکها در یک رقابت انتحارگونه هستند.

-مدیران بانکها تقریبا ثابت و غیر سیاسی و از نزدیکان به تکنوکراتها و کارگزارانند.

-انتصاب مدیران در یک سیستم ثابت صورت می گیرد که معمولا افراد با یک نگرش خاص و با روحیه دستور پذیری محض امکان ارتقا به رده های بالای مدیریتی را دارند.

-پرمشغله بودن کارکنان بانک ها به گونه ای که توان پرداختن به مسایل حاشیه ای را ندارند.

-روحیه به شدت محافظه کارانه کارکنان بانک ها.

-عدم امکان ایجاد تشکل یا اتحادیه های کارمندی در بین کارکنان بانک ها به دلیل مسایل امنیتی.

-اقماری بودن و پراکنده بودن شعب بانک ها که امکان اعتراض دسته جمعی و اتحاد آنان علیه تهمت های وارده را منتفی می سازد.

-درگیر بودن روزانه اکثر مردم با بانکها و عدم رضایت عمومی مردم از بانک ها به دلایل وجود بخشنامه های بالادستی و مقصر دانستن بانکها از طرف مردم.

-قدرت بانک مرکزی که به راحتی توان زمین زدن هر بانکی که برخلاف سیاستهایش عمل کند دارد.

-امکان دخالت قدرت های مختلف حاکمیتی در تصمیمات بانکی.

-نگاه مالکانه دولت به بانکها در صورتی که بانکها با سرمایه مردم و بامردم کار می کنند.

-عدم عزم واقعی مسئولان دولتی برای برخورد با بدهکاران بزرگ بانکی و سوءاستفاده های کلان.

-وجود سفارش کننده های بزرگ و معمولا دارای قدرت در پشت هر یک از بدهکاران و سو استفاده کنندگان مالی بزرگ.

-عدم وجود شفافیت در حامیان مالی افراد و جریان های سیاسی در انتخابات مختلف کشور

-عدم وجود سیستم اطلاعات مالی شفاف از مشتریان.

-عدم وجود تناسب بین دارایی و درآمد افراد با پرداخت مالیات.

-محرمانه بودن اطلاعات مالی و مالیاتی ثروتمندان در ایران.

-عدم توان خبرنگاران و مطبوعات در پرداختن به مفاسد افراد ثروتمند وابسته به قدرت با قوانین بازدارنده حال حاضر کشور.

-تضاد علنی مراجع  و حوزه های علمیه با بانکها که گویی بانکها به اختیار خود قوانین بانکی را ایجاد کرده اند بدون تلاش حوزه های علمیه جهت کمک به اسلامی نمودن بانک ها مطابق نظرات خود.

         در پایان به امید روزی که بعد از اعلام هر پرونده به اصطلاح فساد بانکی حامیان و سفارش کنندگانش و همچنین در صورتی که حامی مالی انتخاباتی سیاسیون است با معرفی این اشخاص سیاسی افکار عمومی را روشن سازند.



برچسب ها: بانک ، اختلاس ، سواستفاده ، رشوه ، اتحادیه ، دولت ، سرپوش ،

جمعه 19 دی 1393

در نه دی شور محشر شد پدید

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

          شعری زیبا و بصیرت افزا از شاعر متعهد و ولایی جناب آقای حلوایی که در سالگرد نه دی سروده اند، امیدوارم از خواندن آن لذت ببرید:

فتنه ای برپا شد از بعد نبی

تا که امت را نماید بی ولی

تفرقه در مسلمین ایجاد کرد

قلب شیطان زین تجاهل شاد کرد

چون شدی محروم امت از امام

خلق را جهل و تباهی شد مرام

گمرهی شد پیشه قوم جهول

هجمه ای بردند بر آل رسول

فاطمه قربانی این راه شد

کار او اشک و غم جانکاه شد

اهرمن راه کجی را پیشه کرد

ازامامت، سلطنت اندیشه کرد.

یوسفی را تا به چاه انداختند

خلق را در اشتباه انداختند

برولایت بی محابا تاختند

بیعتش را زیر پابگذاشتند

خشت اول چون نهد معمار کج

تا ثریا می رود دیوار کج

گر نبودی صبر زهرا و علی

نه ز قرآن بد خبر نی از نبی

صبر و ایثار علی در روزگار

پایه ی دین را نمودی استوار

حاصل آن فتنه عاشورا شده

بر فراز نیزه ها سرها شده

گرچه مهر و مه به نی تابنده شد

لیک اسلام محمد زنده شد

دین حق پاینده شد از کربلا

حق و باطل شد ز یکدیگر جدا

دفتر تاریخ دارد بیکران

فتنه های تازه هر دور و زمان

هر زمانی فتنه های رنگ رنگ

همچو اهریمن نوازد کوس جنگ

کل ارض کربلا شد آشکار

تا که عاشورا از آن آید به بار

فتنه هشتاد و هشت زین دسته بد

چونکه کشور را لب پرتگاه برد

جنگ احزابی ز نو آغاز شد

هرطرف ساز مخالف ساز شد

مادر این فتنه ها بد هی

کرد تقابل با سپاه فاطمی

رهبری صبر علی را پیشه کرد

تا بصیرت بین مردم ریشه کرد

این عمار علی بار دگر

از زبان رهبری شد جلوه گر

امتش لبیک گویان سربه سر

آمدند میدان در روز خطر

در نه دی شور محشر شد پدید

فتنه گر در خط پایانی رسید

نور حق بار دگراعجاز کرد

مشتهای فتنه گر را باز کرد

باردیگر حق بلند آواز شد

دوره ای دیگر زنو آغاز شد

کشتی نوح نجی ساحل رسید

با بصیرت سینه باطل درید

تا بود سید علی موسای ما

سامری غرق است در دریای ما

بار الها این عزیز فاطمه

حفظ کن از هر بلا بهر همه


برچسب ها: حلوایی ، فتنه ، رهبری ، هاشمی ، نبی ، علی ،

تعداد کل صفحات: 31 ... 2 3 4 5 6 7 8 ...