تبلیغات
از ماست که بر ماست
چهارشنبه 21 خرداد 1393

کجایند مدعیان شیعه?

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :مذهبی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        دوباره فتنه ای دیگر دامن مسلمانان را گرفت و حرامیان القاعده این بار در قامت داعش بر جان و مال و ناموس مسلمانان در عراق حمله ور شده اند. این سیاه جامگان سیاه دل که در جبهه سوریه شکستند این بار در عراق عرب با بعثیان گارد صدام ملعون متحد شدند  و با پول شیوخ فاسد و دست نشانده ی عربستانی و قطری و با حمایت آموزشی و اطلاعاتی امریکا و اسرائیل دیروز به سامرا حمله کردند و امروز به موصل و فردا کربلا.

        این دوزخیان سر می برند، مثله می کنند، تجاوز می کنند، می دزدند، می کشند و منهدم می کنند... اما از هیچ کدام از نهادهای حقوق بشری صدایی بر نمی خزد. چرا که اینان شیعیان و حامیان اصیل حق را می کشند. پس سکوت مجامع بین  المللی توجیه پذیر است. حنای آزادی و دموکراسی و انسان دوستی اینان مدتهاست برایمان رنگی ندارد. اما آنچه می سوزاندمان گروه شیعیان غالیست... به ظاهر شیعیانی که روی دیگر سکه ی سیاه داعشند که در انگلیس ضرب شده اند.

        آنانی که در اوج اختلاف افکنی صهیونیسم جهانی و هم نوا با ایشان بر طبل اختلاف می کوبند و با کشف احادیثی شاز که سندیت ندارند توهین به خلفا را حلال که نه، واجب می داند روز به روز بر عمق اختلاف می افزایند و توجیه عاقلانه بودن ادعای وهابیت مبنی بر رافضی بودن شیعیانند.

        آنان که پیام غدیر و سکوت 25 ساله امیر المومنین امام علی(ع)  را نفهمیدند یا فهمیدند لکن برای منافع شخصیشان چشم بر آن بستند. نفهمیدند و یا نخواستند بفهمند؛ آنجا که علی سکوت کرد شیعه ی علی باید تا ابد لال شود. اگر به علی معتقدند باید نیک بدانند که علی سکوت کرد تا اسلام بماند و بر ماذنه ها هر نوبت گواهی یکتایی الله و ختم نبوت رسولش محمد مصطفی(ص) در سراسر گیتی طنین انداز شود.

        افسوس و صد افسوس که اینان خود را شیعه می دانند و دیگران را نه. اقلیتی که به مدد پوندهای انگلیسی، برد کلام یافته اند و با تاسیس شبکه های ماهواره ای حرف باطل خود را با شور به خورد جوان این مملکت می دهند. ولی فقیه زمان و مراجع عظام و عرفای صاحب دل شیعه را می کوبند و مرجعی خودساخته همنوا با اهداف صهیونیسم را به همگان اعلام می دارند و باز به جادوی پول برایش مرید جمع می کنند. اما هرچه بگوییم اینان در پیله ی باطل خود بیشتر خواهند پیچید که اخباریند و بی سند.

         در شامات آن روز که نوادگان ابوسفیان، علویان و مسیحیان و سنیان را به آتش کینه قتل عام می کردند این شیعیان غالی سکوت کردند و گفتند اسد سنیست و مارا با سنیان چه کار!!! لکن سپاهیان ولی فقیه رسالت شیعی خود را به تمام به انجام رساندند و شامی که مقرر بود سه ماهه فروپاشد و جهنمیان سلفی حاکمش گردند با گذشت سه سال در دستان دوستداران علی باقی ماند و می ماند.

        اینک زمان آزمون است در عراق عرب. شیعیان علی در معرض قتل عام سیاه دلان سیاه جامه ی داعشند. آنان به قصد تخریب حرم ائمه آمده اند. اینان آمده اند که از بین الحرمین بقیعی دیگر بسازند. آمده اند حرم عسگرین را به آتش کینه دوباره بسوزانند. اینان نجف را بی حرم شاه مردان علی مرتضی می خواهند. اینان خون و مال و ناموس شیعه را حلال می دانند. این گوی و این میدان....

        شما که قمه زنان  را به امری خلاف عقل و شرع تشویق می کردید و بر خلاف تاکید نایب امام زمان تهییجشان می نمودید، اینک حرم حسین سری می خواهد که در مقابل گلوله ی اینان سپر گردد. آنجا که بر خلاف منویات ولی فقیه زمان لعن خلفا می کردید و مانع لعن را از دایره شیعه خارج می دانستید، بسم الله ... عراق عرب پر است از داعشیانی که لایق لعن و قمه اند. یا علی ... به مریدان خود بگویید بروند و شیعگیشان را اثبات کنند.

       شیعگی زدن قمه در حالت نئشگی نیست.

       شیعگی لعن مردگان در مجالس عزای فاطمی نیست.

       شیعگی رفع قلم در مجالس پرگناه خلیفه کشی نیست.

       شیعگی به تعدد حج و زیارت کربلا نیست.

       شیعگی به داغ سیاه مهر بر پیشانی نیست.

       شیعگی به حضور در زمان نیاز است. آنجا که محمد در احد علمدار می خواهد، علی باشد. آنجا که علی در شهر نفاق روشنگر می خواهد، عمار باشد. آنجا که حسین در کربلا جان فدا می خواهد، عباس باشد. بعد از کربلا هرکه ماند جز حسرت حاصلی نداشت. اینک کربلاست... کربلاییان کجایید؟

        جناب یاسرالحبیب از ویلای میلیاردی خود در انگلیس! آیا هنوز زمان حضورت نرسیده است؟ جناب الله یاری ازخانه ی امنت در آمریکا! آیا هنوز خواندن صحاح سته و تعمیق اختلاف بین مسلمین، مقدم بر حضور است؟ حضراتی که خود را مرجع میدانید و بر قمه زنی آن قدر ثواب نوشته اید که بر شهیدان کربلا ننوشته اند. آیا زمان آن نرسیده است که قمه زنانتان را به کمک فرزندان علی در کربلا بفرستید تا آنجا مزه ی تیغ دشمنان علی را به واقع بچشند؟ ای قمه زنان که خود را شیعه می دانید و از عشق حسین سر چاک می دهید، حجاب زن شیعه را بردند و در سوریه و عراق به ناموس شیعه تجاوز کردند . پس غیرتتان کو؟ آنجا جایی است که آرزو می کردید باشید. بسم الله... عراق منتظر شما غالیان است اگر مرد عملید!!!

       اما ما شیعیان علی منتظر دستور ولی امرمان نایب امام زمان حضرت امام خامنه ای هستیم و آن روز که ایشان بفرماید داعش و داعشیان برای همیشه از صحنه روزگار حذف خواهند شد. شما که نایب الامام ندارید بسم  الله... عراق عرب صحنه راستی آزمایی شماست.

نقد صوفی نه همه صافی بی غش باشد

ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد

خوش بود گر محک تجربه آید به میان

تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد


برچسب ها: شیعه ، اخباری ، سنی ، القائده ، داعش ، الله یاری ، یاسر الحبیب ،

جمعه 16 خرداد 1393

ربع قرن حماسه

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :عمومی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        نرم افزار چند رسانه ای "ربع قرن حماسه" به همت گروهی ازجوانان انقلابی برای معرفی و باز شناسی ابعاد شخصیتی مقام معظم رهبری تهیه گردیده است. در این مجموعه، مخاطبان می توانند ضمن مروری سریع بر مهمترین ابعاد زندگی ایشان، روایتی جذاب از روزهای مبارزه برای پیروزی انقلاب را شاهد باشند.
        تبیین مفاهیم ولایت، ولایت مطلقه و ولایت پذیری با کلام جذاب حجت الاسلام ابوالقاسمی از دیگر بخش های این نرم افزار است. در ادامه مخاطبان می توانند نظر اندیشمندان و علمای معاصر همچون آیات عظام اراکی، بهجت، دستغیب و ... را در مورد شخصیت رهبر معظم انقلاب مشاهده کنند.
        فعالان فضای سایبری جهت درج این نرم افزار بر روی وب سایت یا وب لاگ خود می توانند با استفاده از این
لینک، نرم افزار را تهیه کنند. هرگونه تکثیر و بهره برداری از این اثر ارزشمند مجاز و بدون اشکال است.

http://www.mohtavanashr.com

منبع سایت جهان

 


برچسب ها: ربع قرن حماسه ، نرم افزار ، سایبری ، حزب الله ، سایت ، وبلاگ ، فعال ،

سه شنبه 6 خرداد 1393

کتاب جایگاه جن، شیطان و جادوگر در عالم

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :عمومی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

         کتاب فوق مجموعه سخنرانی های استاد اصغر طاهرزاده در باب جن و شیطان است که موسسه لب المیزان به صورت کتاب در سال 1388در 121 صفحه منتشر نموده است.

         کتاب را خواندم بسیار ساده و روان بود. در این کتاب مسائل مختلفی چون وجود جنیان، خرافه، هیپنوتیزم، تغییر اسم، احضار روح، خواب، رویا، شیطان با بیانی شیوا و ساده توضیح داده شده است که بسیاری از سوالات و مبهمات را برای مشتاقان پاسخگوست.

         جالب ترین نکته این کتاب تاکید بر عدم توجه به خوابهاست که می تواند قابل تامل باشد. مطالعه ی این کتاب به دوستان توصیه می گردد.


برچسب ها: کتاب ، جایگاه جن ، شیطان ، جادوگر ، اصغر طاهرزاده ، لب المیزان ،

دوشنبه 5 خرداد 1393

روحانی باز هم مچکریم

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        فروردین ماه 93 برای عمل جراحی لوزه فرزندم به یکی از بیمارستان های دولتی مراجعه کردم که بلافاصله فرزندم را در بخش منتخب بیمارستان بستری کردند. بدون این که در خصوص این بخش توضیحی به من بدهند و بدون ضرورت یک شب فرزندم را در بخش نگاه داشتند البته خوب سرویس دادند و محترمانه هم برخورد کردند- و فردا صبح هزینه ی هشت میلیون ریالی را مطالبه کردند و با توجه به بیمه و قرارداد کامل سازمان محل کارم با بیمارستان مبلغ چهار میلیون و ششصدهزار ریال تحت عنوان هتلینگ در بخش منتخبvip ) ) از من گرفتند که در هیچ بیمه ای نمی گنجید. وقتی به بیمه ی محل کارم مراجعه کردم، گفتند: این روش تلکه ی پولی جدید در بیمارستان های خصوصی و دولتیست که برای بیماری های لوکس یا برای بیمارانی که تشخیص می دهند پولی به همراه دارند؛ پیاده می کنند و بیمه ها هم آن را تقبل نمی کنند.... روحانی مچکریم

        شنبه سوم خرداد93 بعد از اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها و با این همه تبلیغ تلویزیونی دولت تدبیر و امید به علت بیهوشی ناشی از شوک درد شدید به دستور پزشک به یکی از بیمارستان های دولتی اعزام شدم. ابتدای امر حدود بیست دقیقه در اتومبیل شخصی بودم -چون نمی توانستم حرکت کنم و نیاز به ویلچر یا تخت بود- که متاسفانه نه خبری از بیماربر بود و نه ویلچر و نه تخت چرخ دار که سرانجام با مساعی فراوان همراهم و گرو گذاشتن کارت ملی یک عدد ویلچر نیمه سالم از بیمارستان قرض گرفتند و مرا به اورژانس بردند.

        در اورژانس صف طویلی از بیماران بود که بر روی صندلی های انتظار ولو شده بودند و هیچ کس حالی از آنها نمی پرسید. بیمارانی که با دیدن حال زارشان دردم را فراموش کردم و به نظاره پرداختم. پس از مراجعه به پذیرش عنوان کردند که نوبت بگیرید و منتظر بمانید. این انتظار ما دو سه ساعتی طول کشید و کسی سراغ ما نیامد. همه ی تخت های اورژانس مملو از بیمار بود و حتی طنابی بین اورژانس به دیوار زده بودند و سرم ها را به آن آویزان کرده بودند و یک سری تخت اضافی هم آنجا گذاشته بود که آنها هم پر از بیمار بود.

        از پرستاری پرسیدم چرا وضعیت این گونه است گفت: پس از اعلام دولت مبنی بر کاهش هزینه های درمان در بخش دولتی بیمارستان ها به شدت شلوغ شده و ما دیگر نمی توانیم درست به بیماران خدمات ارائه دهیم و مردم بی بضاعت برای درمان بیماری هایی که سالها به آن بی توجه بودند یکباره به بیمارستان هجوم آورده اند که نمی دانیم چه کارشان کنیم. بدون برنامه ریزی و گسترش فضا و کادر درمانی اقدام به این کار کرده اند و همه را در تنگنا گذاشته اند. هم بیماران حق دارند و هم ما. مانده ایم چه کنیم؟

        با پزشکی صحبت کردم که ایشان نکات جالبی را مطرح کرد که دولت محترم می توانست این کار را به صورت کارشناسی و مرحله ای و طبقه بندی بیماری ها بر اساس امکانات موجود انجام دهد که متاسفانه به صورت کاملا بی برنامه و تبلیغاتی بود و ثانیا این عمل دولت نوعی تبلیغ غیر مستقیم بخش خصوصی است چرا که اگر بیماری پولی در جیب همراهانش باشد و این وضعیت را ببیند یک لحظه هم درنگ نمی کنند و بیمار را به بخش خصوصی منتقل می کنند.

        خلاصه پزشک محترم گفت: حالاحالاها شما را بستری نمی کنند و بهتر است برای عکس و ام آر وی و آم آر آی به بخش خصوصی مراجعه کنید و اگر پزشک تشخیص برای بستری داد به یک بیمارستان خصوصی مراجعه فرمایید. ما هم با همان حال زار پس از سه ساعت معطلی به بخش خصوصی مراجعه کردیم.

        الغرض پس از افتضاح سبد کالا و ثبت نام مجدد یارانه ها، این حماسه ی دولت در سیستم بهداشت و درمان را با گوشت و پوست و درد خود احساس کردم. نمی دانم این برادران دولت تدبیر و امید که این به تدبیر و کیاست و سیاست خود غره اند چرا کارهایشان را بدون کارشناسی و تنها به صورت آزمون و خطا انجام می دهند. مگر اینان دولت احمدی نژاد را به همین امر متهم نمی کردند؟!؟!؟ پس کجاست آن همه تدبیر و قول که کشورداری مرحله آزمون و خطا نیست و با کلید تدبیر همه ی مشکلات را حل می کنیم؟ کجایند آنان که هر روز هر اقدام دولت نهم و دهم را در بوته نقد بی انصافانه قرار می داند؟ کجایند رسانه های همیشه شاکی؟ ..... روحانی باز هم مچکریم


برچسب ها: روحانی مچکریم ، بهداشت و درمان ، بیمارستان ، دولتی ، رایگان ، سبدکالا ، یارانه ،

یکشنبه 21 اردیبهشت 1393

نامه ای به تو که بد حجابی را حق مسلم می دانی...

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اجتماعی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        چندی است که دوباره کمپین هایی در فضای مجازی برای پرده دری از جامعه و حیازدایی از زنان و دختران ایرانی داغ شده است و در آخرینش مسیح علی نژاد یا همان جوجه اردک زشت سابق (که همکارانش در مطبوعات دوران اصلاحات به او لقب داده بودند) از زنان و دختران ایرانی خواسته است عکس های بی حجاب خود در اماکن عمومی را در فضای مجازی منتشر کنند و آن را چشیدن آزادی یواشکی نامیده است!!!

        نمی دانم این متظاهرین و منادیان آزادی هیچ گاه به مساله حجاب از منظری دیگر هم نگریسته اند؟ اینک نامه ی نمادین زیر را به تمام آنانی که انتخاب حجاب را حق می دانند نه تکلیف، تقدیم می نمایم:

نامه ای به خواهرم

خواهرم ! سلام...

دیشب شوهرم مرا به شدت کتک زد. می دانی چرا؟ آخر من دیگر در چشمش زیبا نیستم. آن قدر شما زیباییهایت را به رایگان به نمایش گذاشته ای که دیگر فقط معایبم را می بیند... .

خواهرم! همسر من مدتی است شبها دیر به خانه می آید یا اصلا نمی آید، چرا که در این جولانگاه مد و عرضه ی پرقیمت زیباییها، دیگر زن بی قیمت شده و در دسترس ... .

خواهرم! پسر نوجوانم چندی است دیگر درخانه بند نمی شود و از درس و مدرسه جا مانده و هر روز با دختری از همپالگان شما که به هزار شیوه دلربایی می کند، نرد عشق  و شهوت می بازد... .

خواهرم! پسرکان نوجوانمان با دیدن اندامتان در آن پوشش چسبان و نازک و کوتاه، دچار انحراف جنسی اند. آیا می دانی یا نه؟ اینان آینده سازان ایرانند. چگونه می پسندی که در آتش شهوتی که تو برایشان ساخته ای ذره ذره بسوزند و آب شوند... !

خواهرم! دختر نوجوانم دیشب تا سحر نخوابید و آن قدر گریه کرد تا صبح شد. چون شوهرم پولی برای آن لباسهای آنچنانی که هروز مد می کنید و نمایش می دهید و دل اینان را می سوزانید، ندارد... .

خواهرم! آن مردی که با نگاه هرزه اش به دنبال توست و می اندیشی که تحسینت می کند و تورا از دیگران برجسته تر می بیند، تنها برجستگی های اندامت را به چشم شهوت می بیند و بس... .

خواهرم! آیا می دانی آن زمانی را که صرف آرایشت و تنظیم لباسهایت برای  لذت چشمی هرزگان خیابانی می کنی ، اگر صرف تعلیم و تربیت فرزندانت بکنی چه گلهایی تحویل جامعه خواهی داد و چقدر می توانی از انحراف آنها و سایرین بکاهی...؟

خواهرم! صفحه حوادث هرروزنامه  ای را که بخوانی خبری از دزدیدن و تجاوز و قتل دخترک و پسرک و زنی بیگناه است. می دانی اگر تو با آرایش و نوع لباس و حرکاتت، شهوت متجاوز را برانگیخته باشی، تو هم در خون آن بیگناهان شریکی... ؟

خواهرم! اشک های مادر شهید علی خلیلی را دیدی؟ همان که برای دفاع از امثال تو از دست اراذل بی ناموس به چاقوی نامردان مضروب و  مجروح شد و در آخر شهید....

مادرم! خواهرم! دخترم!

باخود اندیشیده اید که چرا دشمنان ایران و ایرانی و اسلام، وقتی این صحنه های زشت بدحجابی را در ایران می بینند، با افتخار آن را  پیروزی خودشان می دانند؟

با خود اندیشیده اید که چرا دشمنان این مرزو بوم -آمریکا، اسراییل، انگلیس، بهاییت و وهابیت- دست در دست هم این همه هزینه می کنند تا تو چادر از سر برگیری؟

آن زمان که غربیان غارنشین بودند  یا بر درختان - لخت و عور- حیوان صفتانه می زیستند و ما ایرانیان بزرگترین تمدن شهرنشینی جهان را داشتیم؛ زن ایرانی هیچ گاه بی حجاب نبوده است. چادر تنها پوشش تو نیست. این چادر عزت و شرف ما ایرانیان است. این چادر ضامن استواری بنیان خانواده ی ایرانی است. این چادر خیمه سلامت جامعه ی ایرانی است. دشمنان دین و دنیای ما  زمانی می توانند ایران اسلامی را به زانو درآورند و تجزیه کنند و منابعش را به تاراج برند که جوانانش را فاسد و خانواده هایش را متزلزل کرده باشند.

پس در حجاب و پوشش خود و اطرافیانت دقت کن.

در پناه حق


برچسب ها: حجاب ، بدحجابةبی حجاب ، کشف حجاب ، کمپین ، مسیح ، علی نژاد ، جوجه اردک زشت ،

چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393

دلواپسی ما یکی دو تا نیست...

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        در سیزدهمین روز از اردیبهشت امسال در لانه ی جاسوسی تهران گروهی از سینه سوختگان نظام و عدالت خواهان در همایشی دلواپسی خود را از آنچه در مذاکرات هسته ای دولتمردان اعتدال بر منافع ملی رفت ابراز نمودند: «دلواپسیم از اینکه انرژی هسته‌ای را با فناوری هسته‌ای اشتباه گرفته‌اند»، «دلواپسیم از برباد دادن حقوق ملت در ازای گرفتن حقی ناچیز»، «دلواپسیم از استراتژی غلط دولت در سیاست خارجی» ، «دلواپسیم از ترک برداشتن حقوق ملت به جای ترک برداشتن ساختمان تحریم‌ها» و«دلواپسیم اتفاقات سال82 تکرار شود» و ...

        آیا همه ی دلواپسی دلسوزان ایران اسلامی همین است؟ آیا حق مطلب بیان شد؟ اگر مشکل را فقط در مذاکرات ژنو ببینیم، بیراه نرفته اند لکن مشکلات بیش از این حرفهاست. شاید حق مطلب زیباتر ادا می شد اگر در کنار این ها می گفتند؛

دلواپسیم از بازگشت اشرافیان نوکیسه بر کرسی های مدیریتی

دلواپسیم از حاکمیت تفکر کارگزارانی بر اقتصاد میهن

دلواپسیم از بازگشت فعالین فتنه سبز صهیونیسمی در کسوت استاد و رییس دانشگاه و دانشجو

دلواپسیم از محور شدن دوباره پدر معنوی اصلاحات در سیستم اجرایی کشور

دلواپسیم از حاشیه امنی که آقازاده فراری لندن نشین سابق پیدا کرده

دلواپسیم از وعده های صد روزه اقتصادی که محقق نمی شود

دلواپسیم از نهادینه شدن دروغ گفتن در کسوت راستگویان به مردم

دلواپسیم از نامحرم دانستن مردم پس از 35 سال مجاهدت در راه دین و میهن

دلواپسیم از بسته شدن روزنامه های منتقد و بستن دهان منتقدان با تهدید مکرر

دلواپسیم از رواج فرهنگ تملق و چاپلوسی و درباری منشی آقایان

دلواپسیم از ریخت و پاش های دولتی از هزینه بیت المال

دلواپسیم از عاقبت وضعیت فرهنگی کشور

دلواپسیم از هتاکی روزنامه های حامی دولت به مقدسات شیعی

دلواپسیم از میدان گرفتن شیعیان تکفیری عمامه دار انگلیسی معروف در دوران اعتدال

دلواپسیم از تطهیر چهره ی کریه حامیان وهابی ریگی و جیش الظلم  به بهانه ای ناچیز

دلواپسیم از بی اعتباری پاسپورت ایرانی که نماینده دولت اعتدال را به امریکا راه نمی دهند

دلواپسیم از رکود تورمی اقتصاد که فلج کرده مملکت را

دلواپسیم از آمارهای دروغ اقتصادی که با واقعیت معیشتی جامعه نمی خواند

دلواپسیم از این همه تغییر مدیران که بر خلاف وعده روحانی ثبات مدیریتی کشور را برهم می زند.

دلواپسیم از بر باد رفتن تولید ملی زیر دست مافیای وارادت

دلواپسیم از شنیدن نظرات عجیب و هتاکانه مشاوران و معاونان روحانی

دلواپسیم از تطهیر دستان به خون آلوده سران خائن فتنه 88

دلواپسیم از عدم اعتماد ملی به دولت و ثبت نام 74 میلیونی مردم برای یارانه

دلواپسیم از فاصله گرفتن بیشتر دولت از ملت

دلواپسیم از بی توجهی به مستضعفان جامعه

دلواپسیم از عدم اثبات تهمت هایی که به دولتمردان قبلی زدند

دلواپسیم از سرانجام اقتصاد مقاومتی که مجریش اینان باشید

دلواپسیم از تنهایی مولایمان سید علی

         اما با همه ی این دلواپسی ها حزب الله همیشه در صحنه فعالانه و جهادگرانه حاضر است و در راستای حفظ منافع ملی تا آخرین قطره خون خویش را نثار آرمان های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران می نماید. حزب الله دل قویست زیرا می داند سرانجام با ظهور حجت حق همه دلواپسی ها به پایان می رسد و مرد از نامرد و خادم از خائن برهمگان شناسانده خواهد شد و حکومت مستضعفان بر جهان محقق خواهد شد. در پایان سخن برادر بزرگوارمان کمیل باقرزاده در قبال انتقادات اصلاح طلبان و حامیان دولت از این همایش را یادآور می شوم که فرموده اند:

       حزب الله دلآرام است نه دلواپس.. اگر هم دلواپس است، دلواپس عاقبت شماست..


برچسب ها: دلواپسی ، همایش ، لانه جاسوسی ، طبقات ، اشراف ، مردم ، دولت ،

جمعه 12 اردیبهشت 1393

همه پرسی 74 میلیونی

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        ثبت نام مجدد یارانه ها با آن همه تبلیغات توهین کننده به نیازمندان جامعه و سخنان سخیفی که بعضی از این آقایان در هنگام مصاحبه جهت تشویق مردم به انصراف از دریافت یارانه می زدند خود حماسه ای شد ماندنی. شاید لفظ حماسه برای این مهم جالب نباشد و به کار بردن همه پرسی یا رفراندوم زیبنده تر باشد. دولتی که به پشتوانه رای مردم با برتری 250 هزاررای- پیروز انتخابات شد همیشه منتقدان خود را با جمله دولتی که رای اکثریت ملت را به همراه خود دارد می راند، با این ثبت نام دچار ضربه سهمگینی شده است.

        این ثبت نام؛ همه پرسی اعتماد مردم به دولتمردان دولت یازدهم بود که عامه ی مردم ایران به صراحت بی اعتمادی خود را به این بزرگان اعلام نمودند و ترجیح دادند یارانه ی خودرا، خود در مسیری که می دانند هزینه کنند و دولت را در هزینه کردن آن امین ندانستند. دلایل این بی اعتمادی به نظر حقیر به قرار زیر است:

1-تخریب دولتمردان دولت نهم و دهم که به خدمتگزاری و سلامت در بین مردم عامه مشهور بودند و عدم قبول و بیان خدمات آنها از سوی دولتمردان جدید.

2-تبلیغات انتخاباتی که وعده های بهبود اقتصادی در کوتاه مدت در صورت پیروزی این طیف در انتخابات بود که محقق نشد.

3-وعده 100 روزه تحول مثبت اقتصادی از سوی دکتر روحانی و عدم تحقق آن.

4-شکستن غرور ملی ایرانیان با معامله بر سر دستاوردهای هسته ای دانشمندان ایرانی

5-نامحرم دانستن مردم در توافق نامه ژنو و دادن امتیازات زیاد به امریکا در قبال هیچ.

6-عدم توجه به وعده های تبلیغاتی خود به ویژه مسکن مهر و یارانه ها

7-حذف فله ای مدیران بر خلاف وعده ی رییس جمهور در خصوص ثبات مدیریتی کشور

8-میدان دادن به عناصر افراطی یک گروه خاص برخلاف شعار اعتدالی دولت

9-عدم توجه دولت به رهنمودهای رهبری در خصوص اقتصاد مقاومتی و صدور مجوز واردات کالاهای لوکس و خودروهای گران قیمت که هر روز در پیش چشم مردم رژه می روند.

10-پخش خبرهایی از تجمل در سیستم دولت مثل تعمیر سونا و استخر به مبلغ 7 میلیارد تومان از بیت المال جهت دولتیان و....

11-اخراج کارمندان و کارگران به صورت فله ای از نهاد ریاست جمهوری، وزارت صنعت و معدن و وزارت علوم و.. با انگیزه های خطی و جناحی

12-برگزاری جشنی پرهزینه از بیت المال در کاخ سعدآباد به میزبانی همسر رییس جمهور که یادآور اشرافیتی طاغوتی بود.

13-برخورد با منتقدان بر خلاف شعارهای هر روزه دولتمردان

14-بستن روزنامه های منتقد و توهین به منتقدان و بی سواد خواندن منتقدان دولت یازدهم

15-توهین به مقدسات در روزنامه های همسوی دولت و عدم واکنش صحیح از سوی دولت

16-تورم و عدم نظارت بر بازار و سخت شدن روزافزون زندگی و معیشت مردم

17-عدم اعلام دارایی دولتمردان به قوه قضاییه بر خلاف قانون

18-اعلام دارایی هرکدام از وزیران دولت بین 800 تا 1000 میلیارد تومان از سوی یکی از نمایندگان مجلس

19-حمایت تلویحی رسانه های معاند از خط مشی دولت تدبیر مثل بی بی سی و صدای آمریکا و ....

و .....

       این ها همه از دلایل بی اعتمادی عامه ی مردم به دولتمردان دولت تدبیر و امید است که متاسفانه نتوانستند در این نه ماه اعتماد مردم را به خود جلب کنند.

       اگر این ثبت نام در دولت نهم و دهم اتفاق می افتاد و این نتیجه را به همراه داشت؛ آیا همین رسانه ها-که همینک حامی دولتند- آن را رفراندوم بزرگ نه به دولت نمی دانستند؟ آیا هر روز در تبلیغات خود عدم مقبولیت و به تبع آن عدم مشروعیت دولت را در بوغ های تبلیغاتی خود فریاد نمی کردند؟ آری این چنین بود برادر... ای کاش این همه پرسی ثبت نامی درس عبرتی برای دولتمردان اعتدالی باشد تا بیشتر مردم را محرم بدانند و به آنان اعتماد کنند تا مردم هم در این سه سال باقیمانده از دولت تدبیر همراهشان باشند. ان شا الله


برچسب ها: همه پرسی ، رفراندوم ، ثبت نام ، یارانه ، 74میلیونی ، اعتماد ، دولت ،

جمعه 5 اردیبهشت 1393

توهین به قومیت ها؛ این بار اصفهانیها

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اجتماعی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        در ادامه توهین های زنجیره ای به اقوام ایرانی این بار روزنامه آرمان؛ مردم اصفهان را به جرم مخالفت با دفن ریچارد فرای در حاشیه ی زاینده رود مورد اهانت قرارداد و این مقاومت مردمی را ناشی از خساست اصفهانی ها دانست. البته در دوره های قبل که روسای جمهور فاقد معاونت اقوام بودند، توهینی نیز با این وقاحت به اقوام نمی شد. اما همینک میزان توهین ها به اقوام افزایش یافته که قابل تامل است که امید داریم این مساله از یک جایی توسط دلسوزان نظام قطع شود تا ریشه بحرانهای آینده هم اکنون خشک شود. ان شا الله...هنوز ما کارکرد این معاونت اقوام را نفهمیده ایم.... بگذریم.

         نمی دانم چرا این جماعت اصلاحات چی همیشه ایام به جای پاسخ گویی یا مناظره واقعی و اندیشمندانه باب توهین و تحقیر طرف مقابل را باز می کنند و با احساساتی کردن فضا از پاسخ گویی فرار می کنند. اعتراض مردم و نخبگان استان اصفهان به احتمال خاکسپاری ریچارد فرای در اصفهان، یکی از حقوق مردم این شهر است که نادیده گرفته شده است. مردم بافرهنگ اصفهانی نمی خواهند از اعتبار شهرشان برای معتبر ساختن شخصی که پیشینه مبهم دارد استفاده شود. این حق مسلم مردم در مردم سالاری دینی است که متاسفانه این مدعیان آزادی هیچ اعتقادی به آن ندارند.

         اما در خصوص خسیس خواندن اصفهانی ها سوالاتی مطرح است:

نام اصفهان با هنر و هنرمندان عجین است به گونه ای که با نام اصفهان لطافتی هنری به ذهن شنونده خطور خواهد کرد. هنرمند بی ریا همه ی داشته هایش را تقدیم مخاطب می کند و هیچ چشم داشتی ندارد و از لذت مخاطب مسرور می شود. آیا مردمی که هنر خمیر مایه ی زندگیشان است و هنر را با تمام وجود درک کرده اند خساست دارند؟

آیا پیشگامی در عرصه های مختلف فرهنگی و سیاسی و اقتصادی خساست است؟

آیا تقدیم بیشترین شهید دوران دفاع مقدس در راه دفاع از کیان جمهوری اسلامی ایران خساست است؟

آیا تشییع پیکر مطهر 370 شهید عملیات محرم 61 در یک روز در شهر اصفهان خساست است؟

آیا تامین حجم بسیار بالایی از تدارکات و هزینه های دفاع مقدس در طول هشت سال خساست است؟

آیا پذیرای از ده ها هزار مهاجر و جنگ زده از آغاز جنگ تحمیلی تا امروز خساست است؟

آیا تامین آب کرمان و یزد دو شهر روسای جمهوری سابق و هم خط شما- به قیمت خشک شدن زنده رود خساست است؟

آیا خندان کردن پسته های باغات شما در کرمان و سیراب کردن دوستانتان در یزد با نشاندن غصه بر چهره ی همشهریان اصفهانی از دیدن زاینده رود خشک و خالی خساست است؟

آیا پرداخت بالاترین مالیات به تهران در سطح کشور خساست است؟

آیا دریافت کمترین کمک از دولت های مختلف در راستای عمران و آبادانی شهر خساست است؟

آیا تامین بیش از هفتصد هزار نفر مردم مستضعف زیر خط فقر در استان اصفهان توسط خیرین و موسسات خیریه مردمی بدون کمک دولت خساست است؟

آیا تامین هزینه های بسیاری از پروژه های عمرانی شهر اصفهان از مردم اصفهان که در بقیه شهرها بدون کمک دولت متوقف می شود- خساست است؟

        حال توجه شما را به مطلب توهین آمیز روزنامه آرمان -که در عرصه مطبوعات به عنوان روزنامه خاندان هاشمی رفسنجانی شناخته می شود- جلب می کنم:

«خصلت اصفهانی مانع دفن فرای؟»

« وصیت کرده که در ایران آن هم در کنار زاینده‌رود به خاک سپرده شود که این دوستی او قابل ستایش است. شاید یکی از دوستانش در ایران یعنی محمود احمدی‌نژاد در این صورت بیشتر می‌تواند به او سر بزند و برایش دعای خیر کند البته تنها احمدی‌نژاد نیست که او را دوست دارد و بسیاری از مورخان و ایران‌شناسان هم به او احترام می‌گذارند. اما برخی هم هستند که اصفهان را خیلی دوست دارند و تصور می‌کنند نباید فرای در اصفهان دفن شود. البته حساب مسئولان محترم اصفهان از این افراد جداست. دیروز خواندیم که پیکر ریچارد فرای را می‌خواهند در شیراز به خاک بسپارند و تا الان هم صدای اعتراضی از آن خطه کشور بلند نشده است؛ خب به هر حال اصفهانی‌ها به ویژگی‌هایی خاصی معروف هستند و خاک اصفهان هم دارایی آنهاست که سخت به دیگران می‌بخشند!»

 


برچسب ها: قومیت ، توهین به اقوام ، ایران ، اصفهان ، خست ، خساست ، خصلت ،

جمعه 29 فروردین 1393

کفش های وصله دار آقایم

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        چندی پیش تصویری از آقایم امام خامنه ای در دیدار با خبرگان رهبری منتشر شد که در آن کفش های ایشان وصله دار بود. این تصویر به سرعت در شبکه های مجازی دست به دست شد و هر کس از دید خود این تصویر را تفسیر کرد. یکی گفت: تظاهر است و ریا، دیگری عوام فریبی در آن بیشتر ندید، آن دیگری می گفت یعنی آقایت پول خرید یک کفش نو ندارد!؟ تو چه ساده ای... و دیگری سر تکان داد و هیچ نگفت. نه تایید کرد و نه رد...

        هر کس حرفی زد و ما غصه خوردیم... چگونه می شود به کسانی که دنیایشان با ما یکی نیست پاسخ بدهیم؟ آخر آقا احتیاجی به تظاهر و ریا ندارد. چرا که دوست و دشمن به ساده زیستی ایشان و عدم تعلقش به دنیا معترفند. این فقر اختیاریست که او را محبوب قلوب خلق نموده است. ایشان سابقه ای در عوام فریبی ندارد. همیشه همین بوده که الان هست. مثل آقایان منتقد فعلی نظام نبوده که در اول انقلاب، انقلابی ترین بودند و امروز بی اعتقاد ترین! آقا همیشه یک رو بوده، محکم، استوار، معتقد، ساده زیست و دوست داشتنی...

        اما اینان هم که این برداشت را از این تصویر می کنند گناهی ندارند، بیچاره ها آقا را با خود و امثال خود مقایسه می کنند. چرا که فکر می کنند همه مثل خودشان هستند که از هیچ نمی گذرند و از هر نمدی برای خود کلاهی جور می کنند. آخر خود همیشه در پی مال دنیایند و آمال و آرزویشان کسب مال بیشتر است به هر قیمتی و ارزشی بالاتر از آن برای خود متصور نیستند و فکر می کنند همگان مثل آنانند و هر که در مکان بالاتری باشد، حتما بیشتر می خورد.

        اینان از دستورات ائمه اطهار بی خبرند. آنجا که مولایمان می فرماید حاکمان و مسئولان حکومت اسلامی باید در حد ضعیف ترین مردم جامعه ی خود باشند. پس چگونه ممکن است حضرت آقا که نایب امام زمان (عج) است این گونه نباشد. مگر مولایم حضرت امیر المومنین علی (ع) نبود که فرمود: از دنیا به قرص نانی و لباسی بسنده کرده ام. پس بوده اند آنانی که حاکم بوده اند و در حد فقرا زیسته اند.

        شاید آقا با پوشیدن این کفش وصله دار می خواست نظر ما را به سوی اصول اقتصاد مقاومتی جلب کند که صرفه جویی و جلوگیری از هدررفتن منابع است که اقتصاد مقاومتی را مقتدرانه به پیش خواهد برد.

        شاید آقا از هزینه های چند میلیاردی تغییر دکوراسیون و تعمیر سونا و استخر محل کار آقایان مسئول گلایه داشته باشد و می خواهد بگوید؛ مسئولی که بیت المال را هدر دهد از ما نیست. این خرج های میلیاردی می توانست غم ها و غصه ها را از چهره هموطنان بسیاری -که نانی بر سفره خویش ندارند- بزداید که نزدایید.

        شاید آقا به وزیری که گفته بود: بزرگراه ها متعلق به ثروتمندان است و آنان که ندارند از کوره راه ها بروند، اعتراضی نمادین داشته تا بگوید: ما هم دیگر نباید از این راه هایی که دولت اسلامی برای همگان ساخته در دولت شما -به جرم نداری- استفاده کنیم؟ آخر ما هم ثروتمند نیستیم.

        شاید می دانست در این دولت وزیری هست که از فرط ثروت برای یک عمل جراحی ساده گوش یک ماه به اروپا می رود و وزارت خانه اش را در بدترین حالت اقتصادی کشور به امید خدا رها می کند و پس از آمدن به این عمل متمولانه ی خود تفاخر هم می کند. این وزیر نمی داند در این مملکت مردمی هم زندگی می کنند که بعضا از نداری جان می دهند و کسی خبردار نمی شود. تفاخر به تمول در این مملکت به فحش می ماند و بس.

           شاید آقا می داند آنانکه منتقدان را بیسواد خواندند و روزنامه های منتقد یالثارات و نه دی را بی و سر و صدا برای همیشه خفه کردند، فردا روزی فقرا را زیادی بدانند و برای راحت شدن از دست شان، به لطایف الحیلی از حیز انتفاع ساقطشان گردانند.  

        شاید آقا می خواهد به دولتمردان بگوید که در این مملکت کسانی هستند که هیچ ندارند و کفش وصله دار هم برایشان غنیمت است پس چرا همه را به مانند خود می نگرید و می خواهید با قطع یارانه ها آنها را در فقری دائمی مستهلک کنید و نگذارید از حداقل ها استفاده کنند.

        شاید آقا می خواهد به ما بگوید شمایی که دولت متمایل به کارگزاران متمکن را با رای خود بر سر کار آوردید! شما مسئولید... آیا نمی دانستید که سواره از پیاده خبر ندارد؟ آیا نمی دانید که متمولان اشرافی منش حتی اگر شعاری در دفاع از محرومان بدهند، هیچ گاه به آن جامه ی عمل نخواهند پوشاند؟ آنان درد را نمی فهمند که درمانش کنند...

         شاید آقا می خواهند نماد سازی کنند تا در انتخابات بعدی مجلس و ریاست جمهوری امثال دکتر محمود احمدی نژاد که از مردم بود و با مردم ماند و پس از هشت سال با خود هیچ نبرد را برگزینیم. کسانی را برگزینیم که طعم فقر را چشیده باشند تا درمان فقرا باشند.

         شاید.... شاید ... شاید


برچسب ها: کفش وصله دار ، آقا ، امام ، خامنه ای ، خبرگان ، شاید ، فقیر ،

شنبه 23 فروردین 1393

من از یارانه ام انصراف نمی دهم

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اجتماعی ،

به نام خدا، اللهم عجل لویک الفرج، سلام

       هنوز تبلیغات انتخاباتی دکتر روحانی در خرداد 92 از خاطرمان نرفته است که در جواب مجری تلویزیون می گفت یارانه ها ادامه پیدا خواهد کرد... اما هنوز سالگرد به قدرت رسیدن دولت تعادلی روحانی  نرسیده است که به بهانه ی اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها از هر تریبونی مردم را به انصراف از دریافت یارانه دعوت می کنند و سوگمندانه به روشی متمدنانه از انواع تهدید و تحقیر نیز استفاده می نمایند. انصراف از دریافت یارانه از سوی متمولان و آنان که دستشان به دهانشان می رسد امری نیکوست و صد البته در دراز مدت به نفع اقتصاد کشور است لکن این حقیر به این مساله به دلایل زیر بدبینم و از دریافت یارانه انصراف نخواهم داد:

1-در دولت قبل زمانی که دکتر احمدی نژاد از مردم خواست آنانکه نیاز ندارند از دریافت آن انصراف دهند، بسیاری از کسانی که امروز در راستای منافع ملی فریاد انصراف انصراف سر داده اند، در آن زمان مردم را تشویق به اخذ یارانه جهت ضربه زدن به دولت می کردند و همصدا با آنها شبکه های معاند فارسی زبان نیز این امر را تبلیغ می کردند و کار به گونه ای شد که ایرانیان مرفه خارج از کشور نیز برای دریافت یارانه ثبت نام کردند. از مسئولان متمول فعلی نیز یارانه بگیر زیاد داشتیم.

2-افرادی که در این دولت بر سر کار آمدند و پست های کلیدی را در دست دارند اکثرا -و برخلاف دولت قبلی- از قشر مرفه و اشرافی این مملکتند که حتما و حتما از درد دل طبقات ضعیف و متوسط این جامعه خبر ندارند و زمانی که اینان سکاندار کشتی اقتصادی این مملکت شده اند مطمئنا سرمقصدش منافع عامه ی ملت نخواهد بود. پس تصمیمات این گروه حتما و حکما در راستای منافع سرمایه داران خواهد بود. وزیری که 33 شرکت معظم دارد و یا وزیری که قیمت یکی از زمینهایش 80 میلیارد تومان است و.... خبر از من کارمند یا کارگر یا کاسب جز ندارد.

3-زمانی که وزیر راه و مسکن این دولت در پاسخ به چرایی افزایش عوارض بزرگراه ها می فرماید: این بزرگراهها برای پولدارهاست و آنها که ندارند از راه های قدیمی بروند. مطمئن هستم که تصمیمات آنها به نفع ما جماعت و متوسط و ضعیف نیست و اینان درد ما را نمی فهمند.

4-وقتی خبر هزینه هفت میلیاردی تغییر دکوراسیون فلان مسئول دولتی رسانه ای می شود، چرا به دنبال چندرغاز یارانه ی من هستند؟ پیامک های تبریک عید رییس جمهور هنوز در گوشی همراه همه مان هست.... وقتی با خزانه خالی می توان ریخت و پاش کرد مار ا چه کار دارند؟ وقتی فلان وزیر با هواپیمای اختصاصی دولت برای کارهای خصوصی مالی شرکتش به دوبی می رود، هزینه یارانه ی چند تا از ما ها برای همچنین سفرهایی هزینه خواهد شد؟

5-وقتی هم طبقه های من نمی توانند وام دومیلیونی بی دردسر از بانکها بگیرند، 650 میلیون یوروی بی زبان را طی یک تفاهم نامه بی سر و صدا به یکی از تجار نزدیک به خود می دهند حق دارم که از یارانه ام انصراف ندهم.

6-وقتی هر چه شعار دادند عکسش را عمل کردند، من چگونه مطمئن باشم که این حرفشان راست است و واقعا یارانه های انصرافی در راه بهبود بهداشت و درمان این مردم مصرف خواهد شد. شعارهایشان یادمان نرفته، راستگویی، نقدپذیری، احترام به همه، عدم تغییر اتوبوسی مدیران، حفظ انرژی هسته ای، حکومت نخبگان، عزت و اقتدار بین المللی، دیپلماسی موفق، مبارزه با فساد، اعتدال و پرهیز ازافراط و تفریط و ....

7-وقتی در تبلیغات تلویزیونی عنوان می کنند برای ثبت نام یارانه به مراکزی مثل 1- کمیته امداد 2-بهزیستی 3-دفتر روستایی و ... مراجعه کنید. این گونه به ذهن می آید که هرکس می خواهد یارانه بگیرد باید فقیر،معلول یا دهاتی باشد... من می ترسم نکند اگر من و امثال من هم انصراف دهیم، هرکسی خواست یارانه بگیرد او را به چشم پایین دستی نگاه کنند و طبقه بندیهای جدید اجتماعی منفی صورت پذیرد.

8-هنوز یادمان نرفته که در سال 91 دکتر احمدی نژاد اصرار به اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها داشت و کارشناسانش وعده ی مبلغ دومیلیون و سیصد هزار ریال یارانه برای هر نفر در صورت آزاد سازی قیمت حامل های انرژی را می دادند ولی یاران دولت فعلی -که در مجلسند- نگذاشتند و هزار سنگ انداختند تا دورانش به سر رسید. احمدی نژاد زمانی که کاری را می گفت انجام میداد پس این امر شدنی بود. ما از دکتر دروغ نشنیدیم.

9-همه کارشناسان اقتصادی می گفتند بودجه ی یارانه در دل خود هدفمندیست و افزایش قیمت خودش منبع تامین یارانه است. پس دولت عقلا نباید در تامین یارانه کسری بیاورد. این همه سر و صدا برای چیست؟

10-اگر می خواهند همه چیز را گران کنند تکلیف طبقات ضعیف و متوسط که با چنگ و دندان حقوقشان را تا سر برج می رسانند چه می شود؟ قیمت ها بالا می رود و حقوق ها کمتر از تورم افزایش دارد. پس هر روز افراد بیشتری از طبقه ی متوسط به طبقه ی ضعیف سقوط خواهند کرد.آیا تبعات اجتماعی آن را می دانند؟

11-می گویند می خواهند یارانه را به بخش تولید بدهند! کدام ایرانیست که نداند بسیاری از این رانت خواران بزرگ کشور چند کارخانه دارند و به نام صنعت میلیاردها تومان از بانک ها تسهیلات تولیدی گرفته اند و در برج سازی و واردات و عیش و نوش در کشورهای غربی خرج کرده اند. اگرتسهیلاتی که برای صنعت و تولید در این مملکت اخذ شده  در مسیر خودش مصرف می شد الان در ایران باید به اندازه ی اتحادیه اروپا کارخانه های بزرگ داشتیم. پس اگر یارانه ی من می خواهد به جیب اینان برود،هرگز.

12-زمانی که رهبرم فریاد اقتصاد مقاومتی سر داده و دولت ظاهرا لبیک گفته لکن در عمل مجوز واردات کالاهای لوکس اولویت دهم می دهد به نحوی که خیابان های شهرم جولانگاه ماشینهای چند صد میلیونی و چند میلیاردی شده چگونه به حرفهای مردان اقتصادی دولت اعتماد کنم و از ناچیز یارانه ام در گذرم.

        در پایان مطلبم را با کلام رهبرم امام خامنه ای (دامة برکاته) که موید حق بودن یارانه است نه صدقه بودن آن مزین می نمایم. معظم له در اول فروردین 91 در حرم رضوی فرمودند: «یارانه‌ها همیشه به صورت نامتعادل و غیر عادلانه در بین قشرهاى مختلف مردم تقسیم میشده است؛ طبیعت کار یارانه‌ى عمومى همین است. با هدفمندى یارانه‌ها، در واقع یک تعادلى، یک اجراى عدالتى در تقسیم و توزیع یارانه‌ها وجود پیدا کرده است. و من خبرهاى موثقى از سراسر کشور دارم که حاکى از آن است که این کار در بهبود زندگى طبقات ضعیف نقش مؤثر داشته است. این یکى از هدفهاست، که مهمترین هدف و مقصد از این قانون هم همین است.»


برچسب ها: یارانه ، حق ، انصراف ، روحانی ، احمدی نژاد ، وزیر ، متمول ،

تعداد کل صفحات: 31 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...