تبلیغات
از ماست که بر ماست - بحر طویل خاطره فتنه 88
پنجشنبه 26 شهریور 1394

بحر طویل خاطره فتنه 88

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        با توجه به نزدیکی انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی در اسفندماه و حمله همه جانبه به شورای نگهبان جهت تایید افراد مساله دار به منظور حضور در انتخابات، یاد فتنه 88 برایم زنده شد و حضور افراد مساله دار در انتخابات ریاست جمهوری و آشوب های پس از آن، به  ناگاه این شعر بحر طویل به ذهنم خطور کرد و نوشتم. البته تخصص من شعرسرایی نیست. این هم یک دلنوشته آهنگین در قالب بحر طویل است. امید است حق مطلب را ادا کرده باشم و از اشتباهات آن با دیده اغماض بگذرید:

 

در کنج اتاق، مقابل به رخ صفحه ی لب تاب، مغروق در اخبار، مشغول به یادآوری آن همه افکار، چند سالی پسِ آن حادثه ی 22 خرداد، که محمود بشد باز به رای من و تو، منتخب کشور ایران، به منظور نشستن به سر میز بزرگان،  ناگاه چنان فیلم بیامد مقابل به دو چشمم، که انگار نشستم مقابل به مقابل به همان صفحه جادویی سیما، چه سالی بشدآن سال،

 همه شور و نوا بود به هر کوی و خیابان، همه خلق به شور و هیجان یا فوران یا غلیان، در پسِ یک نامزد تاییدی شورای نگهبان، هر روز خیابان و گذر بود، همه صحنه ی تبلیغ و حمایت، که هرکس ز باب دل و دردش، به فریاد، که این نامزد ماست که هست لایق آن صندلی صدر وزیران، چه زیبا، چه پر شور، همه کوچه و برزن ز حضور همگان، وه که چه الوان، که نبودند به جز در پی تاییدِ یکی نامزد منتخب خویش و دگر ردِ سه کاندیدای همکیش، چه شور و هیجانی همه بود به هر کوچه و بازار،

ولکن همه ی خوشگلی و دلبریِ بودن مردم  و آن شور و شعف، نشد باز مداوم که چرا یک دو سه تا باخته ی صندوق رایند، که هستند حریص و نگران بابت کرسی صدارت، که بخواهند برند از  قِبلش پول و وراثت و یا آنکه بُوَد نوکر بیگانه ی پستی، که میخواست کند ریشه ی جمهوری اسلامی ایران، یکی با دو سه تا نقشه ی اجرا شده در تفلیس و هم اوکراین، که همه بود کپی، گام به گام از کُتُب ضاله ی جین شارپ، همان مردک رنگین صفتِ عضوِ سیا نوکر موساد،

به هر حال و به صد رو و به همراهی روباه دغلکار جهانی و به بازی تبانیِ بزرگان و صد البته خاموشی خاصان، که بودند کمین بر سرمیدان، که هر سو که غالب شود، آن گاه بیایند به میدان، به یکبار همه امنیت و آرامش ایران، بشد دود و مشوش بشد هرشهر کلانشهر و گروهی جوانِ ز همه جا بیخبر و مست ز قلیان و همه گوش به بی بی سی و رندان، که آری، تقلب شده در صندوق رای و  بخواندند همه رای شما از ته و اینک کس دیگر بشده فاتح میدان،

همه ی شهر پرآشوب شد و رفت دگر امن و امان از برِ مردم، بشد آتش و دود آن دم و گفتند شعار از پی آن مردکِ بازنده میدان و پسِ آن، همان شیخک ساده لوح لرزان، که بشد پنجم میدان و نداشت رای، به اندازه آرای باطل شده چهار نفردر ته انبان،

خلاصه همان مردک بازنده شروع کرد به ایراد سخن در سر هر روز که بودش مقرر به نمادی و به روزی که به تقویم در آن بود مقدس، و همه بود در آن دعوت مردم به تجمع، جهت شورش و تخریب که بایست بگیرند زمردم نسقی یا که بدان سعی شود تا که امامم کند  ابطال، همه آرای عوام و به میل دوسه تا تازه به دوران شده یِ عاشقِ بازار، کُند پشت به جمهوری و میزان و همه رای و قوانین که چرا رای نبوده است مناسب جهت عده ای مزدور اجانب.

همه جنگ خیابانی و درگیری و آشوب به اصرار بَدان، باز به ابرام سران، به نه ماه همه شهر به آشوب کشیدند و بریدند و ببردند و بکشتند و به آتش بکشیدند و به کین مردم بیچاره زدندی و به فحاشی و توهین گذراندندی و به یک روز ندا کشته و یک روز همان دخترک خانه فراری بکشتند به کذب و پس یک چند سواری برِ امواج، بشد زنده از آن صفحه جادویی سیما، بگفتا که شده ملعبه دست دوکفتار. به روزی دگر آن شیخک ناهوش بگفتا که شده سخت به یارانم و خوردند همه بطری نوشابه ز ته در سر زندان و فی الفور یکی در خود لندن و مقابل به دوربینی دجال بی بی سی، بگفتا که منم آی همان رفته یِ بطریِ به تهم در خود ِزندان و...

یکی دیگری آن اکبر فتنه بداد نامه به آقا، نه سلام و نه ادب کرده و نه هیچ سخن رانده به وجدان و گویی دو لبش بود همه از دل شیطان، که گر ابطال نباشد همه ایران شود آشوب، و چه پاکار بُدند فائزه و عفت و آن مهدی بابا، به تهییج خلایق، به هر حیله و امکان، به اغوای اراذل، به دلارو یورو و پوند و به لیره، همه از کیسه یِ مردم یکی از قِبَلِ رشوه کرسنت و دگر از بردن اموال ز آن دکه یِ سامان بهین مصرف سوخت و ز هر پول که بودست ز دزدی از این ملت و خرجش کنون در جهت ریختن خون و بهم ریختن مملکت و دادن کشور به دو سه تا نوکر واداده مزدور، که وارونه کنند عزت ملت و لگدمال نمایند، همه خون شهیدان و به تاراج برند ثروت ایران و مهیا بنمایند همه امنیت قوم یهودا، به تزویر و کلک و باز به دستور عمو سام.

همه درد و بلا، کشمکش و جنگ بَدان بود مداوم، که رسیدیم به روز دهم ماه محرم، همه مملکتم بود عزادارِ همو سید و سالار شهیدان و ابالفضل علمدار و به اسارت شدن قوم خدا بسته به نادیدن اصحاب و نفهمیدن خاصان و تنها شدن بیت محمد(ص) همه در کوچه و برزن.... در این بین که بودند همه گریان و عزادار، به ناگاه گروهی ز همان فتنه گران هم به خیابان بشدند و بزدند بر کف و هی هلهله کردند و به نامردی و با نقشه قبلی بکردند همه حمله به آن خیمه گه میر شهیدان و به کین پاره بکردند همان بیرق مشکی عزا و زدند مردم عادیِ عزادار.... دگر با همه تبلیغ بی بی سی و به مظلوم نمایی سران سپه فتنه، برون گشت حقیقت ز دل تیره این سبزقبایان سیه دل، و به یک بار به پا شد یکی همهمه در بین خلایق، که همه حرف بدان بود دروغ و همه اش بود به نیت، جهت حمله به حُریت ایران و به آن خون حسین و به حمایت ز همه لشکر شام و کنون باز شده یکه و تنها، امامم، غریب، گوشه میدان و گوید همی نیست کسی تا بکند یاری مظلوم؟ به ناگاه همه مملکت یکجا، به خروش آمد و  هر کوچه و برزن بشد پر ز خلایق همه غمگین ز پلیدی، همه نالان ز تمامیت فتنه و برائت ز سران، سبزقبا نوکر موساد، چنان سیل به پا خواست ز جمعیت مردم که ببُِرد کینه رندان و بَدان و همه یِ فتنه یِ آن کوردلان و ببُِرد پرده غفلت ز همه دیده ی مردم...

 خلاصه پس از آن روز نه دی، دگری رنگ نبودی به حنای همه سبزقبایانِ بهایی نظر و یاور مسعود و موید شده با ریگی شیطان و مجهز شده با پول سیا، قدرت موساد، و خزیدند به سوراخ و بشد باز مسیری جهت بستن این فتنه رندان، بکردند دو تن شیخک و آن میرک و دیگر زنکش ملعبه دست دو شیطان به حصری درون خانه و خوابید همه فتنه و آرام گرفت کشور و آشوب بخوابید و بشد صاف هوا از پس دود و غبار حاصل شده از فتنه ی گرگان

هم اکنون بدانیم که  یک غفلت ساده، و هم غیبت مردم ز خیابان و خموشی خواص، باز هماهنگی رندان، ببرد باز به میدان همه یاران بَدان، یا که همان یاور شیطان، پس در این صحنه پر مکر بباید که کند خوب رصد دیده ی شورای نگهبان، و نگذارد که بیایند بَدان باز به میدان که این مملکت ماست، که ریشه زده بر خون شهیدان و نباید که شود باز به آشوب به بازی بزرگان.

خدایا کنون زنده نگهدار امامم، عزیزم، همان مرجع نورم و نزدیک بدار آمدن قائم دینت که تا بیرق جمهوری اسلامی ایران شود اهدا، به آن حجت اعلی، به دست امام، سیدنا امامنا سید علی خامنه ای روحی فداه.


برچسب ها: فتنه 88 ، شورای نگهبان ، تقلب ، انتخابات ، خبرگان ، مجلس شورای اسلامی ، احمدی نژاد ،

دوشنبه 27 مهر 1394 07:06 ب.ظ
لطفا وبلاگ را به روز نمایید و مطالب جدید بگذارید
پاسخ محمدرضا باغبانی : ان شا الله
مسعود سیستانی
جمعه 27 شهریور 1394 10:23 ب.ظ
سلام رضا جان خیلی قشنگ بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر