تبلیغات
از ماست که بر ماست - مطالب مهر 1397
یکشنبه 15 مهر 1397

کتاب خاطرات شازده حمام

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اجتماعی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        کتاب دو جلدی فوق نوشته دکتر محمد حسین پاپلی یزدی، چاپ دهم و هشتم، 1388، نشرپاپلی، قطع وزیری، در632 صفحه

 

       مطالعه کتاب فوق با همه جذابیتی که برایم داشت حدود دو سال طول کشید. مشغله های زیاد کاری و خانواده ، فضای مجازی، مباحث سیاسی و بیماری همه و همه دست به دست هم داده و میزان مطالعه حقیر را به شدت پایین آورده و حتی مطالعه چند کتاب دیگر هم شروع نموده و به پایان نبرده ام. خلاصه با هر زحمتی بود کتاب را تمام کردم.

        داستان کتاب، خاطرات بیش از یک دهه از زندگی دکتر پاپلی یزدی بین سالهای 1330 تا 1342  در شهر یزد است که به قدری شیرین و با جزئیات بیان شده که ناخودآگاه با شخصیت های داستان همراه خواهی شد. در این کتاب سرنوشت افراد عامی کوچه و بازار و سختی ها و موفقیت هایشان به زیبایی بیان شده و داستان هایی که در این کتاب آورده شده هر کدام قابلیت یک فیلمنامه زیبای مردم پسند را دارد.  داستانک نذر سفره ابوالفضل بی بی صغری بیش از همه خاطرات دکتر مرا تحت تاثیر قرار داد.

        برای نویسنده کتاب عمر طولانی و نوشتن جلدهای بعدی خاطرات شیرینش را از خداوند منان آرزومندم.


برچسب ها: کتاب ، خاطرات ، شازده حمام ، دکتر محمد حسین پاپلی یزدی ، یزد ، داستانک ،

یکشنبه 15 مهر 1397

اشعار حرم

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :مذهبی ،

 

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

         ماه پیش قسمت شد و پس از چندی همراه خانواده شرف زیارت ثامن الحجج نصیبم شد. امسال از صدقه سر دولت تدبیر اصلاح طلب پر مدعا، ریال چنان ارزشش را از دست داده بود که حرم امام رضا از زوار عراقی لبریز شده بود و با دلارشان کیف می کردند که زیارت و سیاحتی مفت انجام می دهند.

        خلاصه با هزار زحمت به نزدیک حرم حضرت خود را رساندم که در بین جمعیت گیر افتادم و همچون تخته پاره در میان امواج دریا جابجا می شدم و به زحمت توانستم به گوشه ای دور از ضریح مطهررفته و امام را زیارت کنم.

        دو بار هنگام مشرف شدن در بین جمعیت گیر افتادم و ناخود آگاه دو بیتی به ذهنم رسید که پس از زیارت هر دو را مکتوب کردم که سوغاتی از شاه خراسان به همراه آورده باشم:

آمدم مشهد ببینم در ضریحش  روی او

او نبود لیکن فضا آکنده بود از بوی او

من که دانستم فراغ از بابت جرم من است

ورنه هر راه جهان آخر شود رو سوی او

 

 

آمدم شاها تو را در قامت شاهی بدیدم

مرقدت را بارگاهی در خور شاهی بدیدم

زائرانت صف به صف همچون رعایای قدیم

ساده و مشتاق و عاشق در بر شاهی بدیدم


برچسب ها: شعر ، امام رضا ، ثامن الحجج ، زیارت ، حرم ، جمعیت ، زائر ،