تبلیغات
از ماست که بر ماست - مطالب فروردین 1398
شنبه 10 فروردین 1398

بیا باران نبار امشب.....

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :عمومی ،

به نام خدا،اللهم عجل لولیک الفرج،سلام

پس از سیل گلستان و شیراز در عید نوروزاز حزن و اندوهی که بر حقیر مستولی شد و شعر زیر را سرودم، امیدست مقبول افتد.  

 

بیا باران کمی آهسته تر امشب

که غوغاییست در ایران

 

چرا حرمت شکستی در مسیر عشق

مردم، معتکف

 در زیر آن دروازه ی قرآن

به امید خدا

امیدوار حرمت قرآن

به نوروزی که پیروزی در آن روز است

 

لکن سخت پیچیدی به ایشان ناگهان و ُ

بد نشان دادی همه بد عهدی دوران

که حتی زیر قرآن

می کشی راحت تو ده ها تن

به صد ها حیله  و نااهلی دوران

که بارانی تو

 با طبعی لطیف و

مایه ی خوشحالی ایرانیان زخمی از بی آبی ایران

چنان راحت به عشاقت زدی خنجر

که دیگر نیست زیبا عید با باران

 

بیا باران نبار امشب

که شاید بازگردد

 پیکر بی جان مقتولان سیلابت

 

بیا باران نبار امشب

که شاید کودکم آرام خوابد

 بی هراس حمله سیلاب پی افکن

 

بیا باران نبار امشب

که سقف منزل بیوه زنی دیگر ندارد

 تاب ماندن بر سر دیوار ناچاری

 

بیا باران نبار امشب

که آغوشی ندارد کودک کاری

 که ترسش را در آن گرما رها سازد

 

بیا باران نبار امشب

همان نادیدنت با آن همه خشکی

شرف دارد به این سیلاب خونینت

 

بیا باران نبار امشب....

 


برچسب ها: شعر نو ، گلستان ، سیل ، شیراز ، دروازه قرآن ، کشتن ، نبار امشب ،