تبلیغات
از ماست که بر ماست - مطالب مرداد 1398
سه شنبه 29 مرداد 1398

شب عاشق

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :عمومی ،

به نام خدا ، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

این شعر شب عاشق هم در روز عید غدیر کامل شد و البته ربطی به غدیر نداره. امیدوارم مقبول افتد.


تاسحر باید به فریاد دل عاشق رسید

تاکه نفسردست باید در دلش جانی دمید

لحظه ها می میرد و شب ذره ذره آب شد

بازهم چشمان عاشق جز سیاهیها ندید

 هر شبی بر دل نهیبی می زند تا صبحدم

گر تحمل می کنی آید تورا آخر نوید

 نامه ای هرچند کوته از زبان دلبری

می برد آلام دنیا را چه کم یا که شدید

 لاجرم اینک دهید او را خبر از دلبرش

راست یا ناراست، باید آخرش اورا رهید

آنچنان دیوانه ی لیلای دورانش شده

گر ز او غافل شوی ازغافله خواهد رمید

منتظر با درد هجرانش دلش روشن بود

عاقبت مجنون به لیلای دلش خواهد رسید


برچسب ها: شعر ، عاشق ، شب ، افسرده ، نوید ، خبر ، معشوق ،

پنجشنبه 17 مرداد 1398

دیدار یار

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :مذهبی ،

به نام خدا

اللهم عجل لولیک الفرج

 

آخرش

صورت مهدی زمان می بینم

غرق در نور شوم

از پس  نور

به شور و شعفی ژرف

به گستردگی عالم معنا برسم

 

چند سالی مانده

شایدم چند صباحی

و به سالی نرسد

شایدم هفته دیگر

و به آدینه ی عشق

 

آخرش این عاصی

از پس ابر سیاه غیبت

روز قد قامت عشق

روز زیبای ظهور خورشید

با دوچشم سر و دل خواهد دید

 

و در آن ناب زمان

چه صفایی دارد

همه ماموم امام حاضر

متصل از طرفین

غرق در قبله و محراب ِ ولی

تا خودِ کعبه عشق

ذوب در عشق ولایت

به نماز ِ کامل

 

آخرین مرحله عشق همین دیدن اوست

و اگر باز خدا خواهد و

این منتظرش

بشود نوکر آقا

چه هوایی دارد

و چه فرخنده دمی...

 

آه ... اما چه شود؟

اگر او چشم به من نندازد

و به چشم باطن

همه ی جرم من عاصی غفلت زده را

به دمی وانگرد

و مرا طرد کند...

من چه کنم؟

 

شاید آن لحظه دگر

بدترین لحظه دنیا باشد...


برچسب ها: شعر ، اتنظار ، مهدی ، امام ، غیبت ، ظهور ، آدینه ،

یکشنبه 13 مرداد 1398

توبه شکن

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :مذهبی ،

به نام خدا

اللهم عجل لولیک الفرج

امشب دلم گرفته و هی های و هو کنم

دردی به دل شده که طوفان بپا کنم

عمرم تمام به نوکری خاندان حیدرم

لیکن هنوز گنهکار هر کوی و برزنم

یک روز توبه و روز دگر گناه

یک روز غرق لذت و روز دگر تباه

آخر چه حکمتی است که من در میانه ام

یک روز مومن یک شام کافرم

روزی به یاد کودک‌کار و یتیم

فردا به بندگی شیطان رجیم

شاید همین میانه دنیا حکایتی است

برزخ تمام نه، کل دنیا قیامتی است

هرروز محکمه عقل و دل بپاست

آن می زند و فریاد این برهواست

آخر که توبه ام ز سر بندگی نبود

جز ترس حقیر ز آتش دوزخ نبود

ایمان کز هراس آتش دوزخ شود بپا

روز دگر به آتش شهوت شود هوا

این دین و توبه من نیک دیدنیست

راحت شود شکسته و رو میکند به نیست

ای کاش مهدی زهرا به من کند نگاه

دینم عجیب سست است و گاه به گاه

گر او نظر کند من بیچاره به شوم

شاید به حرمت او من معتبر شوم

یارب به حرمت موعود مهدوی

دامان منتظر زگناهان بکن بری

 

محمد رضا باغبانی


برچسب ها: شعر توبه ، توبه شکن ، منتظر ، مهدی ، گناه ،