شنبه 2 فروردین 1399

جز پور فاطمه نبود بر شیعیان امیر

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اشعار ،مذهبی ،

 

در کوچه های طاعون زده شهر من

تنها امید خلق شمایید یابن الحسن

هر چند سال نکبت هشت و نود گذشت

اما هنوز درد و تبش هست بی گذشت

ما را امید نیست به روحانی و وزیر

جز پور فاطمه نبود بر شیعیان امیر

ای کوکب هدایت ما از گوشه ای در آ

این جان شیعه است گرفتار این بلا

ما شیعیان کنون همه مظلوم عالمیم

گر باز نیایی غریبیم، گوشه ی غمیم

این گوشه و ستم نکند رنجشی مرا

بی اعتنایی شماست که آخر کشد مرا

از عمر منتظر چندصباحی نمانده است

امید او به وصالت دگر برفت ز دست

 

محمدرضاباغبانی

۹۹۰۱۰۱


برچسب ها: شعر ، انتظار ، طاعون ، مهدی ، روحانی ، مردم ،

شنبه 2 فروردین 1399

سال نحس 98

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اشعار ،

 

این سال عجب سال بدی بود

در مبدا آن سیل

در آخر آن مرگ و سیاهی

در هر نفسش بوی بدی

بوی تباهی

گویند که بعد از گذر از گردنه ی سخت

رفتن به سرازیری راحت

حتمیست

قطعیست

ای حضرت حق قدرت اعلی

بعد از گذر از این همه سختی

این سال نوی مردم ایران

سالی خوش و خرم کن و بگذر ز همه ما

 

محمدرضا باغبانی

۹۸۱۲۲۹

سال نو مبارک


برچسب ها: سال نو ، 98 ، 99 ، نحس ، سختی ، درد ، راحتی ،

شنبه 2 فروردین 1399

روز پدر

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اشعار ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

تقدیم به پدرم که قدرش را نداشتم....


در تمام روزها و شبهایم

یک غمی بس بزرگ سنگین است

که چرا قدر او ندانستم

که چرا حال او نفهمیدم

پدرم رفت

رفت و گرچه راحت شد

لیک دردی بزرگ بر من شد

ای خدا مهلتی بده بر من

تا که یک دم ببینم آن رویش

و ببوسم دو دست و بازویش

و در آغوش گیرم او را تنگ

و از او من حلالیت جویم

ای خدا مهلتی بده برمن

 

روزت مبارک

محمد رضا باغبانی

۹۸۱۲۱۷

 


برچسب ها: شعر ، روز پدر ، مهلت ، قدر ،

شنبه 2 فروردین 1399

مرگ سرخ و مرگ سفید

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اشعار ،مذهبی ،

خواه این جمعه و یا جمعه بعد

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

از امیر المومنین علی (ع)منقول است که فرمود: «پیش روی قایم ـ علیه السلام ـ مرگی سرخ و مرگ سفید پدیدار گردد و ملخ  های خونرنگ وقت و بی وقت هجوم آورند، اما مرگ سرخ یعنی شمشیر و مرگ سفید یعنی طاعون» بنابر این، مقصود از مرگ سرخ کشته شدن در اثر جنگ و مقصود از مرگ سفید مردن در اثر شیوع بیماری های مانند طاعون وامثال ان خواهد بود.
(بحار الانوار)، ج52، ص 113


مهدی از راه زمان می آید

یوسف منتقم آل علی

با همه رحمت عالی و علی می آید

قرن ها شیعه ی بی کس و غریب

در غم بی خبری سوخته است

مهدی فاطمه اینک که جهان

مملو از ظلم و فساد و قحطیست

مرگ سرخ

مرگ سفید

مرگ جوان

همه گیرا شده است

از هزار آیت آمدن آن منجی

یک علامت مانده

و همان آمدنت از پس نور

در کنار کعبه

و چه زیبا و چه فرخنده دمیست

آن دم صبح ظهور

و چه عطرآگین است

همه ی صحن جهان

ای امام غایب

وقت آن است که از پرده برون آیی تو

طاقت منتظران طاق شده

و نمانده رمقی

یوسف فاطمه باز آ که دگر

از پس این همه درد و غربت

نیست امید که من مانم و بینم رویت

یوسف فاطمه باز آ لطفا

منتظر خسته شده

 

محمد رضا باغبانی

۹۸۱۲۱۶

 


برچسب ها: شعر ، انتظار ، مهدی ، مرگ ، سرخ ، سفید ، منتظر ،

شنبه 2 فروردین 1399

کرونا

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اشعار ،

 به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

در کلاس مجازی فارسی ابتدایی فرزندم مسابقه خانوادگی سرودن شعر با مطلع "کرونا آمده امروز به مهمانی ما" برگزار شده که به دستور پسرم این شعر را سرودم:


کرونا آمده امروز به مهمانی ما

لیک ما منتظر رفتنش از خانه ما

خانه ام پر شده از بوی سپند و الکل

همه ی دست و تنم خسته ز بوی الکل

کرونا من، چو بد و خوب، چو زشت و زیبا

هر دو از هم نگران، منتظر یک بلوا 

من کنون‌ منتظرم او برود از خانه

لیک او در پی افتادن من در خانه

او نه مهمان عزیزیست که در بر دارم

او همان بختک شومیست که در سر دارم

من ولی نیک به خود میرسم و معتقدم

که شکست کرونا در پی و من به بودم

میهمان نیز عزیز همچو نفس چون نرود

خفه می سازد اگر آید و بیرون نرود

 

محمد رضا باغبانی

۹۸۱۲۱۳


شنبه 2 فروردین 1399

ای مرگ‌بیا کمی کمک کن

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اشعار ،

ای مرگ بیا مرا رها کن

از این شب سرد و بی تحمل

دیری است که در تمام شبهام

گم‌گشته و سر گشته و تنهام

تاریکی چشم دل و روحم

دردی شده بر تمام دردم

من کودکی از تبار محنت

در یک قفسی به نام دنیا

بر دست و تنم چه زخم هاییست

از دیو سیاه بی کسی ها

شب مرگ من سیاه بخت است

پر گشته ز آه من و بختم

من یک طرف و بخت مخالف

من منتظر و بخت رمنده

ای مرگ کنون که هوشیاری

یادی ز من ضعیف هم کن

ای مرگ نباشد از مروت

دوری ز ضعیف بی توکل

گر شوق به مرگ‌من نمی بود

این یاد مکرر از چه رو بود

من مانده ام و درد شبانه

ای مرگ‌بیا کمی کمک کن

 

محمد رضا باغبانی

۹۸۱۱۱۷


شنبه 2 فروردین 1399

او در قیام و ماهمه منتظر شدیم

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اشعار ،مذهبی ،

 

این هفته ها که مکرر اسیر بلا شدیم

هریک نشانه است که در کربلا شدیم

اینک اماممان علم و ذوالفقار بدست

ایستاده منتظر و ما در خفا شدیم

هر یک به گوشه ای همه مشغول زندگی

او منتظر که کی از خود جدا شدیم

یک جمع منتظر که یوسف زهرا کند قیام

او در قیام و ماهمه منتظر شدیم

ظلمی چنان به گستره کل یک جهان

قومی نشسته که ما مورد ستم شدیم؟

یک روز در یمن و یک روز در عراق

هر روز وشب به ظلم در بلا شدیم

مهدی بیا امید به انقلاب خلق نیست

ما منتظر ولی غرق زندگی شدیم

 

محمدرضا باغبانی

۹۸۱۱۱۱

 


برچسب ها: شعر ، انتظار ، مهدی ، مردم ، درد ، یمن ، قیام ،

شنبه 2 فروردین 1399

دردهای من

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :عمومی ،

 به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

      بالاترین نعمت سلامتی است. این جمله را همه شنیده ایم و بارها گفته ایم ولی تا بیمار و دردمند نباشی به عمق حقیقت آن پی نخواهی برد. درد سالهاست جزئی از زندگی من است و روز بی درد نداشته ام. از همه بدتر، دردهای شبانه است که درد می کشی و به خاطر خانواده مجبور به تحمل بی صدا هستی و در تنهایی به حال خود اشک می ریزی و با خود و خدا زمزمه مکرر داری.


دردم ز حد گذشته و فریاد می کنم

دردی است با وفا که در لحظه لحظه عمرمن

من را رها نکرده و هرگز نمی کند

یک شب به یاد ندارم به راحتی زدرد

دردیست جامع و کامل رها نمی کند

آن قدر درد کشم که تا روز شب شود

شب ابتدای مراوده درد با من است

درد می کشم و آخر درد می کشد مرا

این قصه نیست ، غصه درد مداوم است

دیگر ز باقی عمرم امید نیست

این درد می بردم آخرهر کجا رود

ای کاش درد مرا لحظه ای امان می داد

تا لا اقل نصیحتی سخنی بهر او کنم

۹۸۰۹۰۸

 

درد دارد می کشد این بنده بیچاره را

زهر دارد درد او درمان کنید بیچاره را

صبر دیگر نیست همراه تن بیمار او

کفر می گوید ولی راحت کنید بیچاره را

۹۸۱۱۰۸


برچسب ها: شعر ، درد ، شبانه ، گریه ، خدا ،

شنبه 2 فروردین 1399

چرا های مردم....

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        مردم ما همیشه احساساتی انتخاب می کنند، بازی می خورند، مورد سو استفاده اشخاص و گروه ها قرار می گیرند ولی درس عبرت نمی گیرند و قبول مسوولیت اشتباهشان را نمی کنند و با فرافکنی احساسی راه را برای سو استفاده مجدد از خود هموار می کنند و همیشه افرادی که آنها را از اشتباه برحذر داشته اند، در آخر محکوم چرایی آنهایند. این درد دل من است.


من آخرین سرباز استشهادیم یارب

شاید که خود یکپا شهید زنده ام شاید

در تنگنای نخوت قوم بنی غرغر

هر روز روزی صد هزاران بار مقتولم

هر روز در هر ثانیه دارم مداوم بحث

با تک تک این ملت ناراضی غمگین

در توده ای از آن چرا هاشان

از یک چرا پرسیدن و بعدش چرا پس این

 

چرا اینها شده وضع معیشت ها

چرا در هر خیابانی مفاسد میزند بیرون

چرا رندان این ملت همیشه بر سر کرسی

چرا مردان مرد خادم ملت رها گشته به کنجی دور

چرا هر روز از روز دگر بدتر

چرا بدتر

چرا پس این چنین بدتر

چرا پس این

 

دلیلش لیک تنها از خود این مردم عشقیست

به آن روزی که این قوم ز خواندن دور

به صد منطق و احساسی غریب و کور

در صف

با صفوفی محکم و دشمن شکن

تا که بگزینند یک منجی

همان منجی که آنها را رهاند از تمام مشکلات

ازآفرینش تا به امروزی که می بینند

 

آن قدر می گویند این بابا دگر

حلال مشکل

راه حل مساله

پایان کمبود حقوق

و مظهر آزادی ملت

و او وقتی بیاید

ما دگر در خمره ای از شهد و شیرینی

به حالی خوش

به تکریم و عبادت

مست مستیم

 

لیکن اندک زمانی بعد

بعد از نشست متنخب

بر جایگاه رای این مردم

دوباره حسرت و اندوه مستولی شود بر قلب این مردم

همان راهی که معهود است بینِ

هر که او در انتخاباتی برون آید زصندوق

می خورد

می چرد

می برد

سیرمانی ندارد او

باز این مردم نشسته منتظر

تا در هماوردی دگر

با برگه های رای

دستش همه از مال و اموال رعیت برکنند لکن

آن که جایش می نشیند باز

دزدی نه که خود سرکرده دزدان قبلی هست

این داستان و چرخه بی حاصل و پرغم

بر این ملت همیشه هست

تا آن روز

آن روز رویایی که این مردم بخوانند

بدانند که منجی نیست

جز جمع جمیع مردم ایران

که هرکس در سر هرکار

باشد منجی مردم

و آن گه می شود این مملکت حتما گلستان

شایدم پردیس

 

به امید چنین روزی کنم پایان حرفم

و با شوری دوچندان می روم

بازم کنار صندوق آرا

 

محمد رضا باغبانی

۹۸۱۰۰۹


برچسب ها: انتخابات ، مردم ، چرا ، استشهادی ، سوال ، مسوولیت ، شعر ،

شنبه 2 فروردین 1399

شعر انتظار من

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اشعار ،

امسال ، سال عذاب و مصیبت است

مهدی اگر تو نیز نیایی جهنم است

شاید اگر از این مهلکه زنده در رویم

سال دیگر ظهور شما قطعی است

۹۸۰۹۲۹

 

این آسمان ز چه رو غرق آتش است

این سرزمین ز ازل اوج ماتم است

یارب کنون که ز دیگر بریده ایم دل

امید ما فقط به ظهور قائم است

۹۸۱۰۰۶

 

هر روز یکی رفت ز یاران فدایی

هرهفته امیدی که توآیی، برهانی

صد قاسم و چمران به فدای قدم‌تو

کی میرسی همراه شهیدان خدایی؟

981013

 

مهدی تو به ما قدرت ماندن دادی

در حادثه ها صبر و تحمل دادی

با آنکه فساد و ظلم از حد رفته

بر شر و فساد قول رفتن دادی

۹۸۱۱۲۰

 

سال نوی مسیح که به خون رفت پیش

تا آخرش به خون و بلا می رود به پیش

مهدی بیا که سیاه سال بیست بیست

خونین و پربلاست زمان بیشتر ز پیش

981027

 

با کهنه ی کثیف شیشه پاک نمی شود

با قلب پرگناه دعا اجابت نمی شود

 

مهدی بیا! به امید ظهور ما نباش

بااین جماعت عاصی فرج نمی شود

۹۸۱۱۱۸

 

بیا که مرده جماعت ز ترس بیماری

بیا که گوشه نشینند از برای بیماری

اگر که خلق بدانند باتو دردی نیست

دعای فرج بخواند، رهاشود ز بیماری

محمدرضاباغبانی

981209


تعداد کل صفحات: 34 1 2 3 4 5 6 7 ...
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic