شنبه 2 فروردین 1399

جز پور فاطمه نبود بر شیعیان امیر

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اشعار ،مذهبی ،

 

در کوچه های طاعون زده شهر من

تنها امید خلق شمایید یابن الحسن

هر چند سال نکبت هشت و نود گذشت

اما هنوز درد و تبش هست بی گذشت

ما را امید نیست به روحانی و وزیر

جز پور فاطمه نبود بر شیعیان امیر

ای کوکب هدایت ما از گوشه ای در آ

این جان شیعه است گرفتار این بلا

ما شیعیان کنون همه مظلوم عالمیم

گر باز نیایی غریبیم، گوشه ی غمیم

این گوشه و ستم نکند رنجشی مرا

بی اعتنایی شماست که آخر کشد مرا

از عمر منتظر چندصباحی نمانده است

امید او به وصالت دگر برفت ز دست

 

محمدرضاباغبانی

۹۹۰۱۰۱


برچسب ها: شعر ، انتظار ، طاعون ، مهدی ، روحانی ، مردم ،

شنبه 2 فروردین 1399

مرگ سرخ و مرگ سفید

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اشعار ،مذهبی ،

خواه این جمعه و یا جمعه بعد

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

از امیر المومنین علی (ع)منقول است که فرمود: «پیش روی قایم ـ علیه السلام ـ مرگی سرخ و مرگ سفید پدیدار گردد و ملخ  های خونرنگ وقت و بی وقت هجوم آورند، اما مرگ سرخ یعنی شمشیر و مرگ سفید یعنی طاعون» بنابر این، مقصود از مرگ سرخ کشته شدن در اثر جنگ و مقصود از مرگ سفید مردن در اثر شیوع بیماری های مانند طاعون وامثال ان خواهد بود.
(بحار الانوار)، ج52، ص 113


مهدی از راه زمان می آید

یوسف منتقم آل علی

با همه رحمت عالی و علی می آید

قرن ها شیعه ی بی کس و غریب

در غم بی خبری سوخته است

مهدی فاطمه اینک که جهان

مملو از ظلم و فساد و قحطیست

مرگ سرخ

مرگ سفید

مرگ جوان

همه گیرا شده است

از هزار آیت آمدن آن منجی

یک علامت مانده

و همان آمدنت از پس نور

در کنار کعبه

و چه زیبا و چه فرخنده دمیست

آن دم صبح ظهور

و چه عطرآگین است

همه ی صحن جهان

ای امام غایب

وقت آن است که از پرده برون آیی تو

طاقت منتظران طاق شده

و نمانده رمقی

یوسف فاطمه باز آ که دگر

از پس این همه درد و غربت

نیست امید که من مانم و بینم رویت

یوسف فاطمه باز آ لطفا

منتظر خسته شده

 

محمد رضا باغبانی

۹۸۱۲۱۶

 


برچسب ها: شعر ، انتظار ، مهدی ، مرگ ، سرخ ، سفید ، منتظر ،

شنبه 2 فروردین 1399

او در قیام و ماهمه منتظر شدیم

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اشعار ،مذهبی ،

 

این هفته ها که مکرر اسیر بلا شدیم

هریک نشانه است که در کربلا شدیم

اینک اماممان علم و ذوالفقار بدست

ایستاده منتظر و ما در خفا شدیم

هر یک به گوشه ای همه مشغول زندگی

او منتظر که کی از خود جدا شدیم

یک جمع منتظر که یوسف زهرا کند قیام

او در قیام و ماهمه منتظر شدیم

ظلمی چنان به گستره کل یک جهان

قومی نشسته که ما مورد ستم شدیم؟

یک روز در یمن و یک روز در عراق

هر روز وشب به ظلم در بلا شدیم

مهدی بیا امید به انقلاب خلق نیست

ما منتظر ولی غرق زندگی شدیم

 

محمدرضا باغبانی

۹۸۱۱۱۱

 


برچسب ها: شعر ، انتظار ، مهدی ، مردم ، درد ، یمن ، قیام ،

سه شنبه 21 آبان 1398

اسم رمز

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اشعار ،مذهبی ،

اسم رمز

 


آرزوی ظهور منجی دوران

یا سخن ها

ز مهدی موعود

اسم رمزی غریب و پیچیدست

در گذر از هزار و اندی سال

بر گلوی جماعتی پامال

آن جماعت که در تمامی عمر

سخنی جز به حق و رضای خدا

از دهانش نیامده بیرون

 

 

آری آری

مهدی

اسم یک رمز است

اسم رمز شروع پایان ها

اختتام تمام جبران ها

روز موعود حق ستاندن ها

روز معهود گفتن حق ها

و سرانجام هر چه بودن ها

روز پایان این تباهی ها

روز گستردن محبتها

 

 

آری آری

مهدی

اسم یک رمز است

اسم یک رمز اندکی خونین

این جماعت که سالهاست انگار

در پی یک قیام خونینیست

در پی منتقم که برگردد

انتقامی ز ظالمان گیرد

انتقام قرنهایی که

گرده پدرهامان

خم شده

زیر شلاق حاکمان پلید

 

آری آری

مهدی

اسم یک رمز است

اسم رمزی به غربت یک دود

دود آتش که از دل مظلوم

قرنها رو به بالارفت

دود آه های خسته ی دوران

رفته بالا به آسمان خدا

دود باید خفه سازد زود

بانی سوز و آه این مردم

 

آری آری

مهدی

اسم یک رمز است

اسم رمزی که بوی نان دارد

سفره هایی همیشه بی لقمه

لقمه های همیشگی بی طمع

و شکمها که در تمامی دوران

خالی از یک طعام شیرین بود

نان بباید سراسری گردد

سفره بی نان دگر نباشد پهن

 

آری آری

مهدی

اسم یک رمز است

اسم رمزی به شکل یک میزان

از زمان هبوط انسانها

هر دو کفه ی ترازوها

نیست بر وزن واقعی میزان

هرکه دارد ز ظلم دارد و بس

کفه ی ظلم چقدر سنگین است

حق چه

ناحق همیشه چربیده

پارسنگ آن ترازو ها

آرزوی تمام مردم ماست

تا دوباره به عدل بنشاند

و دو کفه تراز بنشیند

 

آری آری

مهدی

اسم یک رمز است

اسم رمزی که از طراوات گفت

سالها خشکی زمین و زمان

سالها سیل ، صاعقه، زلزال

سالها جنگ بین خدا و زمین

بابت یک زمین گناه و فساد

باید آن روز هرچه بود تمام

گشته و زیرو رو گردد

نهر در نهر

جاری و ساری

دشت تا دشت

جلگه و جنگل

همه جا سبز و تازه گردد باز

عین پردیس وعده ی قرآن

 

آری آری

مهدی

اسم یک رمز است

اسم رمزی پر از محبت و عشق

قرنها جنگ و کشتن و بردن

برده داری و هتک حرمت تن

همه باید برای کل جهان

پاک گردد به یک زمان باهم

و به جایش

محبتی خالص

در دل مردمان جوانه زند

و دگر جز به عشق وا نشود

صحبتی بین مردم دنیا

 

آری آری

مهدی

اسم یک رمز است

 

 

محمدرضاباغبانی

۹۸۰۸۱۶


برچسب ها: شعر ، انتظار ، مهدی ، ظهور ، خونین ، آبادانی ، انتقام ،

سه شنبه 21 آبان 1398

اختلاف شیعیان

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اشعار ،مذهبی ،

اختلاف شیعیان

 

در کربلا غوغای خونینی بپا گشته

این بار شیعه تیغ بر شیعه کشیده

یک روز غوغا در نجف بغداد بصره

روزدگر بیروت بر آتش نشسته

تهران میان سستی این نامدیران

بی حال بر انبار باروتی نشسته

پیروزی شیعه کنون در جنگ داعش

با اختلاف داخلی نابود گشته

پیروز این میدان دگر مسلم نباشد

آن دشمن صهیون فقط پیروز گشته

یا منتقم گر در ظهورت دیر کردی

شاید دگر از شیعگی چیزی نمانده

 

محمد رضا باغبانی

۹۸۰۸۱۷

 


سه شنبه 21 آبان 1398

پنج نشان ظاهری شیعه

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اشعار ،مذهبی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

     در روایتی از حضرت امام حسن عسکری (ع) نقل شده است: «نشانه و علامتِ مؤمن (شیعه) پنج چیز است:

 ۱–۵۱ رکعت نماز در شبانه‌روز خواندن (۱۷ رکعت واجب و ۳۴ رکعت مستحبی و نافله روزانه)

 ۲- زیارت کردن امام حسین در روز اربعین،

 ۳- انگشتر را در دست راست نمودن،

 ۴- پیشانی را در سجده بر خاک نهادن،

 ۵- بسم الله الرحمن الرحیم را [در نمازها] بلند گفتن.»


پنج نشان ظاهری شیعه


شیعه به پنج نشان شناخته می شود

این ظاهری که شیعه نامیده می شود


بسم اللهش بلند گوید به هر نماز

روزانه پنج ده رکعت بپا کند نماز


انگشتری عقیق به انگشت دست راست

پیشانیش هماره به خاک سجده راست


آخر بخواند او همیشه زیارات اربعین

گر کو رود پیاده به مشّایِ اربعین


اینک به پنج نشان و نماد شیعیان

حتی نشان نشوم از تبار شیعیان


باز اربعین آمد و رفت و تمام شد

من مانده ام بین چراها و ماه شد


یارب کنون که در سر ظاهر رفوزه ام

اندر درون من نه محک زن، رفوزه ام


یارب به حرمت شه مظلوم کربلا

این منتظر ببخش به مقتول کربلا


 محمد رضا باغبانی

۹۸۰۷۲۰



برچسب ها: شعر ، پنج ، نشانه ، شیعه ، ظاهری ، عقیق ،

دوشنبه 20 آبان 1398

موعد ظهور است

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :مذهبی ،اشعار ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج ، سلام

تقدیم به شما منتظر عزیز:


موعد ظهور است

 

این فتنه که در یمن و شام حاکم است

این خون بی گناه که درجنگ جاری است

حکام فاسد اعراب بر تخت هایشان

ظلمی که بر سر اسلام باقی است

ظلم و فساد و رشوه و هرزگی تمام

درجای جای امت اسلام دائم است

بدمستی ترامپ آن رند هرزه گو

در مسند شاه جهان نیز صادق است

بیچارگی و بی پناهی شیعه در جهان

با ذکریارب یارب آنها که در هواست

تحریم مردم آزاده جهان به زور پول

با رای سازمان ملل که جاری است

این حجم کودک کار و فاحشه در شهرها

کمبود مهر و امنیتی که در کشور است

اینها همه برای منتظر نشانه ی توست

مهدی بیا موعد قائم آل محمد است

 

محمد رضا باغبانی

۹۸۰۷۲۶


برچسب ها: شعر ، انتظار ، مهدی ، ظهور ،

دوشنبه 20 آبان 1398

دل نوشته های انتظار من

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :مذهبی ،عمومی ،اشعار ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

تعدادی از دلنوشته هایم برای امام زمان را تقدیمتان می کنم.

 یاحق


بنویسید به او منتظرش خسته شده

سالها چشم به راهت شده وپیرشده

13980518

 

خبر از مرگ جوانان شده در غیبت تو

عادی راحت و معمولی، یا مهدی بیا

مردن منتظر پیر و جوان در ره تو

تا که از حد نگذشتست بیا مهدی بیا

محمد رضا باغبانی

۱۳۹۸۰۵۲۵

 

ای منتقم آل علی وضع خراب است

جنگ یمنی وعده دیرین ظهور است

 گر دیرکنی شیعه بجز نام نماند

این جمعه بیا وعده ما عصر ظهور است

 محمد رضا باغبانی

۱۳۹۸۰۶۲۸


بر لب ما شیعیان ذکری زنام یار نیست

کوچه های شهر ما آماده آن یار نیست

در گذر از هفت خوان زنده ماندن درزمان

هر کلامی هست اما یک سخن ازیارنیست

 محمد رضا باغبانی

 ۱۳۹۸۰۷۱۴

 

اینک که درسراسر گیتی قیامت است

دنیای بی کسان و ضعیفان به آتش است

مهدی کنون بیا به معرکه ی آخرالزمان

شیعه به خون شهیدان به ماتم است

 محمد رضا باغبانی

۱۳۹۸۰۷۱۹


جا مانده ی اربعینم و در ماتم و عزا

بختم سیاه به سیاهی بیرق عزا

مهدی کنون که تویی آخرین امید من

این جمعه گر نیایی دنیام می شودعزا

 محمدرضا باغبانی

 ۹۸۰۷۲۵




در عشق تو افسانه ام در فکر تو وامانده ام


در دوستی جانانه ام در زندگی واداده ام


مهدی اگر در غیبتت دارید اصرار مدام


در انتظارت خسته ام در راه‌ تو افتاده ام


 


محمد رضا باغبانی


۹۸۰۸۰۳






ماه ربیع آمد و دنیا به کام شد

اندوه رفت موسم شادی یارشد

مهدی بیا که از ستم و بی عدالتی

دلهای مردمان مسلمان کباب شد

 محمد رضا باغبانی

۹۸۰۸۱۰

 

یکهزار و یکصد و هشتاد و یک بهار

عمر امامت شماست بر منتظران بهار

مهدی بیا که با ظهور شما امسال

دوران یخ زده میشود همیشه بهار

 محمدرضاباغبانی

۹۸۰۸۱۵

 


سه شنبه 19 شهریور 1398

ظهر عاشورا

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :مذهبی ،اجتماعی ،اشعار ،

به نام خدا

اللهم عجل لولیک الفرج

امروز قبل از ظهر این شعر به صورت فی البداهه به ذهنم آمد که نوشتم. ای کاش همگی حسینی می شدیم .



ظهر عاشورا که شیطان رجیم

بود حامی شمر ذی الجوشن لعین

شمر با خنجر نشسته بر زمین

تا ببرد راس مظلوم زمین

 

ناگهان رویم به روی شمربود

چهره ام انگار در آیینه بود

شمر بی غیرت که باخنجر به دم

ذبح خوبیها نمودی من بدم

 

صبح تا هرشام مشغول گناه

در تمام بزمها مشغول و شاه

سفره ی خالی ز نان مردمم

آن ندارد ارتباطی به من

من فقط دنبال پول و دولتم

آه مسکینان کجا ربطی به من؟

 

 

در کنار کوچه های شهرخویش

ایستاده دختران تن فروش

تا که یک نامرد او را بر زند

گوهرش ارزان خرد تا نان خرد

من ولی تنها در آن صحنه نگاه

هیچ عکسل العملی از من نخواه

 

در اداره ظلم با ظالم عجین

حق مستضعف نمی بینی همین

بازمن ساکت نشستم تا که بعد

کار من امروز و فردا به شود

 

کودکان کار بر تلی ردیف

خسته از دنیای نامرد کثیف

باز من ساکت کنار حاجیم

حاجیم دایم به کار لفت و لیس

 

خوب دقت می کنم آن شمر دون

در تمام شیعیان کرده نمود

ما چرا لعنت به کوفی می کنیم

لعنت آل امیه می کنیم

آن رمه اندر کنار ما همه

مردمی چون ماند در عهد قدیم

 

گر که عاشورا دوباره رو شود

متحد ایرانی و کوفی شود

سنگباران می کنند آل نبی

بابت رانت و کمی پول دنی

 

ای برادر این همه حال من است

گر توبر راه علی هستی به است

منتظر شرمنده از خون حسین

ظهر عاشورا به کنج منزل است


برچسب ها: شعر ، شهر عاشورا ، شمر ، حسین ، خنجر ، تن فروش ، دختر ،

پنجشنبه 17 مرداد 1398

دیدار یار

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :مذهبی ،اشعار ،

به نام خدا

اللهم عجل لولیک الفرج

 

آخرش

صورت مهدی زمان می بینم

غرق در نور شوم

از پس  نور

به شور و شعفی ژرف

به گستردگی عالم معنا برسم

 

چند سالی مانده

شایدم چند صباحی

و به سالی نرسد

شایدم هفته دیگر

و به آدینه ی عشق

 

آخرش این عاصی

از پس ابر سیاه غیبت

روز قد قامت عشق

روز زیبای ظهور خورشید

با دوچشم سر و دل خواهد دید

 

و در آن ناب زمان

چه صفایی دارد

همه ماموم امام حاضر

متصل از طرفین

غرق در قبله و محراب ِ ولی

تا خودِ کعبه عشق

ذوب در عشق ولایت

به نماز ِ کامل

 

آخرین مرحله عشق همین دیدن اوست

و اگر باز خدا خواهد و

این منتظرش

بشود نوکر آقا

چه هوایی دارد

و چه فرخنده دمی...

 

آه ... اما چه شود؟

اگر او چشم به من نندازد

و به چشم باطن

همه ی جرم من عاصی غفلت زده را

به دمی وانگرد

و مرا طرد کند...

من چه کنم؟

 

شاید آن لحظه دگر

بدترین لحظه دنیا باشد...


برچسب ها: شعر ، اتنظار ، مهدی ، امام ، غیبت ، ظهور ، آدینه ،

تعداد کل صفحات: 11 1 2 3 4 5 6 7 ...
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو