تبلیغات
از ماست که بر ماست - مطالب ابر احمدی نژاد
یکشنبه 16 دی 1397

دو راهی سپاه

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        در حین سیر در اینترنت به صورت اتفاقی اساسنامه سپاه پاسداران را خواندم. در ماده دوم این اساسنامه در خصوص اولین ماموریت سپاه آمده است؛ "مبارزه قانونی با عوامل و جریانهایی که درصدد خرابکاری، براندازی نظام جمهوری اسلامی، و یا اقدام علیه انقلاب اسلامی ایران‌ می‌باشند."

        سوالی برایم مطرح شد که اگر خیل کثیری از این عوامل که در حال خرابکاری علیه نظام و دلسرد کردن مردمند، در بین مسئولین نظام و خانواده های مسئولین باشند، ماموریت سپاه چه می شود؟ آیا هنوز می تواند قانونی مبارزه کند که اگر بکند تا زمان حصول نتیجه، دیگر انقلاب، نظام و مردمی که پایبند نظامند وجود نخواهند داشت. پس با این احوال و اضطرار چه باید بکند؟

        سپاه تنها دو راه حل پیش رو دارد: می تواند با فشار به دولت روحانی زمینه استعفا یا برکناری قانونی دولت روحانی را به وجود آورد و با برگزاری انتخابات آزاد زمینه ظهور دولتی جدید را فراهم کند که بلاشک از بین رجل سیاسی موجود شخص دکتر محمود احمدی نژاد برگزیده مردم خواهد شد و کارها اصلاح خواهد شد.

        یا اگر نمی تواند ریاست خادم ملت بر دولت را تاب بیاورد، با استفاده از تمام توان کودتایی نظامی انجام دهد که تا این دولت تدبیر و امید مملکت را به فنا نداده و بیشتر از این در دنیا خوارمان نکرده با یک دولت نظامی این کشور را نجات دهد.

        و در هر دو حالت باید مسئولین و مقامات گذشته و حال نظام از هر دو جناح مرسوم را بازداشت و پس از محاکمه علنی با گیوتین پاکسازی نماید تا دل مردم خنک شود.

و من الله توفیق


برچسب ها: سپاه ، دولت ، کودتا ، انقلاب ، اساسنامه ، ریاست ، احمدی نژاد ،

جمعه 8 تیر 1397

ساده و صمیمی با احمدی نژاد

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا

اللهم عجل لولیک الفرج

صبح روز سه  شنبه  پنج تیر ماه 97 به همراه ده نفر از دوستداران اصفهانی دکتر با مساعدت دوستانی از تهران به دفتر رییس دولت های نهم و دهم رفتیم. راس ساعت مقرر- نه صبح- دکتر در محل دعوت حاضر شدند. ساده و بی آلایش مثل همیشه، بدون تشریفات زاید، همچون میزبانان عادی کنار درب ورودی ایستادند و با یک یک میهمانان مصافحه و معانقه نمودند. همگی به اتاقی در طبقه فوقانی هدایت شدیم و اندکی بعد دکتر نیز به جمع ما پیوست. با حضورش انرژی در سالن متراکم شده بود. تمام حضار را با لبخندی و احوالپرسی مختصری به وجد آورد. بلافاصله سکان هدایت جلسه را به دست گرفت و با شوخی کلامی به لهجه اصفهانی گفت شما بوگوید تا بعدم من بوگم.

یکی از حضار اصفهانی به نمایندگی از جمع دغدغه هایی را به صورت مختصر بیان نمود و دکتر با کمال متانت و دقت به واژه واژه آن گوش فراداد. مسائلی از قبیل وضعیت آب اصفهان، خشکسالی شدید و مشکلات کشاورزان شرق اصفهان، شبهاتی که از منابر مختلف در خصوص ولایتمداری دکتر مطرح می نمایند، صرف وقت و هزینه زیاد جریان احمدی نژادی در بحث زندانیان جریان بهاری، انتقاد به چینش یک دست سخنرانان جلسه رسانه ای ماه رمضان بدون در نظر گرفتن طیف وسیع و متنوع علاقمندان دکتر، عدم وجود تشکیلات منسجم علاقمندان دکتر، مانیفست دولت بهار، تعاریف متضاد از بهار، ضعف رسانه ای جریان احمدی نژادی، مشکلات حضور حداکثری جوانان در بحث رسانه ای و سیاسی حامیان دکتر و سفر دکتر به اصفهان....

دکتر بر خلاف برنامه مجددا از حضار خواست که اگر کسی صحبت دیگری هم دارد بگوید که با توجه به روحیه اصفهانی حاکم بر جلسه دوستان از موقعیت کمال استفاده را نموده و بحث های مختلفی از جمله آب اصفهان, ضعف تئوریک دولت بهار، مظلومیت طب سنتی، وضعیت احمد متوسلیان و .... را مطرح نمودند.

پس از آن دکتر در خصوص هر مساله توضیحی دادند :

 

ولایتمداری:

مطرح کردن موضوع اختلاف احمدی نژاد و رهبری فریب است. آنها می خواهند موضوع را منحرف کنند. الان هیچ کاری دست ما نیست. حتی سفارش هم برای کسی نمی توانیم بکنیم و نمی کنیم چون گوش شنوایی نیست.. موضوع را عوض می کنند. فعلا اصل موضوع رااصلاح کنیم تا بعد.

طرح صهیونیستی است که ایران را از صفحه جهان پاک کنند آن وقت مردم را سرگرم کرده اند به ولایتمداری احمدی نژاد، آنهایی که مکرر دستورات حضرت آقا را نقض می کنند و دارای زندگی های آنچنانی هستند باید همیشه به تظاهر مشغول باشند. اما مگر مساله این است. هرکس در تعریف خود تکلیفی دارد و قرار نیست به خاطر دیگران ظاهرسازی کند. بنا شده که مرا زیر سوال ببرند. هرچه بگویم جور دیگر تفسیر می کنند. بعضی ها هر روز باید بگویند مخلص ولایتیم آنهایی که چهل سال است منافع ملی را پایمال کرده اند و بیت المال مسلمین را غارت کرده اند .و با اعمالشان مردم را از اسلام فراری داده اند. من پشت پرده و کثافت کاری همه شان را می دانم. اینان نفاق دارند.....

نامه به رهبری:

غربیها و دشمنان می خواهند درخواست های بحق مردم ایران مبهم بماند و متراکم شود تا بتوانند آن را مدیریت کنند و سپس در هر نقطه و هر زمانی که خواستند آن را منفجر کنند و بتوانند از نارضایتی مردم سوء استفاده کنند. من نامه نوشتم تا مردم بدانند که مشکلات را می دانیم و منتقل می کنیم. به همین خاطر است که رسانه های دشمن مثل بی بی سی به شدت با آن مقابله می کنند و از نامه اظهار نگرانی می کنند و در تفسیر خود از نامه من مخالفت با رهبری را پیدا می کنند و نگران ولایتمداری من شده اند.

می خواهند مشکلات ریشه یابی نشود. من چهارتا نامه خدمت رهبری ارسال کرده ام و در آنها درد دل مردم، مشکلات و راهکارهارا گفته ام که هم اکنون یک یه یک مواردی که گفته ام دارد برای همه روشن می شود. مخالفان و دشمنان اصرار دارند که سخنگوی مردم ایران در خارج از ایران و به دست آنان باشد لکن به حول و قوه الهی این موقعیت را از آنان گرفتیم.

بهار:

در مباحث تئوریک حرکت بهار کار شده  اما کم شده و قبول دارم که کارهای مبنایی در بسط این نظریه به قدر نیاز انجام نشده، اما منظور و هدف ما از جریان بهار شخص امام زمان (عج) است و بس و تعریف دیگری ندارد و تعاریف و تفاسیر دیگر جعلیست. از اول انقلاب نیت همه ظهور بود و تحویل حکومت به امام زمان (عج). متاسفانه همه ما شعارهایمان را فراموش کرده ایم....

رسانه:

از اول دولت نهم از لحاظ رسانه ای تنها بودیم. بحث های تئوریک ما را هیچ رسانه ای مطرح نمی کرد و نمی کند. طرح هایی که در د.ولت های نهم و دهم انجام شده چه بعد و چه قبل از آن انجام نشده اما فقط به این طرح ها حمله می شود و اجازه دفاع نمی دهند. قبول دارم حالا هم در این بخش ضعیفیم اما نکته مهم این است که رسانه نیاز به پول دارد برای یک نشریه متوسط هشت صفحه ای در سال هزینه ای حدود چهار میلیارد تومان می خواهد که اگر همین الان هم کسی این پول را بدهد، بلافاصله به دفتر می گویم این پول را به خیل عظیم کسانی که نامه نوشته اند و تقاضای کمک کرده اند و شرمنده آنها شده ام بدهند تا مشکلاتشان اندکی حل شود. مخالفان ما چون رانت و ثروت دارند و اکثرا هم از بیت المال تغذیه می کنند به راحتی از قدرت رسانه بهره می برند و به تخریب دولتهای نهم و دهم می پردازند و ما امکان دفاع از حیث رسانه ای نداریم و اولویت ما در هزینه ها ؛ هزینه برای مستضعفین است نه رسانه....

آب:

خشکسالی و کمبود آب مشکل سراسری است و تصمیمات غلط و نقشه های دشمن بر عمق آن افزوده است. تصمیمات محلی به جای تصمیمات کشوری مشکل زا شده که البته قابل حل است. غربی ها با دخالت در طبیعت و تشدید جنگ آب بین کشورها دارند به این مسایل دامن می زنند. با تکمیل سد ترکیه عراق خشک می شود و گرد و غبار سراسر ایران را فرا می گیرد که باید برای آن هم فکری کرد. در خصوص بحران آب در چند استان نارضایتی وجود دارد و تصمیمات و تحریکات نیز بر آن دامن زده و امید داریم که حل شود.

تشکیلات:

در خصوص تشکیلات رسمی طی مشورت هایی که با دوستان داشتیم به این نتیجه رسیدیم که مضرات تشکیلات رسمی سیاسی در حال حاضر از منافعش بیشتر است برای ما. چرا که با رویکرد فعلی متاسفانه هرکس با دفتر ما همکاری می کند به راحتی شناسایی و بعد به طرق مختلف از ادامه فعالیت باز می ماند...

انتخابات:

در انتخابات قبلی قرار بود برای آنکه دوقطبی شکل نگیدد ما در انتخابات نیاییم. اما وقتی دوقطبی رهبری- امریکا شکل گرفت، آقای بقایی و من حاضر شدیم تا این دوقطبی تغییر کند که کرد و از رهبری هزینه نشود.

در حال حاضر قصدی نه برای انتخابات مجلس داریم و نه ریاست جمهوری. من نمی خواهم کسی به من رای دهد و نه می خواهم رییس جمهور شوم. من می خواهم نظام بماند و بس.

بعضی گیر موی زنانند که بدانید این افراد ته جهنمند چرا که تکلیف این نیست. مملکت و نظام دارد نابود می شود و اینها گیر تار موی زنان هستند. اکنون اصل مملکت در خطر است.

در خصوص ورود به انتخابات مجلس اصلا تکلیفی ندارم. با ساز و کار فعلی امیدی ندارم. این مدل مجلس جواب نمی دهد. کسی که باید دو میلیارد تومن هزینه کند تا به مجلس بیاید باید این هزینه را جبران کند . با حقوق مجلس که نمی شود.

برجام:

من مخالف مذاکره نیستم اما در شرایط آن. در موضع ضعف نباید مذاکره کنیم. حتما باید 6-7 کار و تحول اقتصادی انجام دهیم و بعد پای میز مذاکره بنشینیم. الان ترامپ و وزیرش رسما به ایران توهین می کنند و کسی در دولت جوابگوی این هتاک نیست و من نامه ای تنظیم کرده ام تا این کم کاری را پوشش دهم. برجام یک توافق هسته ای نیست. حضرات توافقات دیگری کرده اند و همانطور که عباس عبدی یکی از تئوریسیون های اصلاح طلب گفت: قرار است بعد از برجام احمدی نژاد و احمدی نژادیسم تا ابد در ایران سر کار نیاید... مکرر به راهبری برای مذاکرات بیشتر فشار می آورند و گویا توافقات با امریکا قبلا انجام شده است.... الان بازار را ها کرده اند تا فشار ایجاد کنند و در جاهایی گفته اند که باید شروط 12 گانه وزیر خارجه آمریکا را قبول کنیم. امروز روز آگاهی بخشیست.

حقوق های نجومی:

الان وزرا و مدیران و نمایندگان حقوق های بالایی دریافت می کنند در فیش حقوقی یک ردیف اول هست به نام حقوق و الا ماشاالله ردیف های دیگر. شاید ردیف اول حداکثر 10 میلیون تومان بشود اما با جمع ردیف های دیگر بعضا بالای 40 میلیون تومان هم می شود. عزیزانی که هم اکنون در دولت ادعای حقوق 10 میلیونی می کنند در حد شوخی است. در دولت حقیر از حقوق های نجومی برای وزیران خبری نبود. مدارکش موجود است.

بزرگترین خطا:

بزرگترین و بدترین خطایی که اول انقلاب تا به امروز انجام داده ایم -به ویژه از دوران ریاست جمهوری مرحوم هاشمی- آن است که اگر فسادی در جایی دیدیم باید لاپوشانی کنیم و انتقادها را سرکوب کنیم. افراد دلسوز باید نقد کنند و مشکلات را بیان کنند و مسوولین هم گوش کنند و اصلاح کنند.

چه باید کرد؟

من از نظام در جایگاه خود دفاع می کنم. به عنوان استاد دانشگاهی که قبلا مسوول مملکتی بوده و به عنوان شخصی که در مجمع تشخیص مصلحت نظام مشاور رهبریست.

امروز حفظ وحدت مهم است و من با برجام فعلی مخالفم. اما به دولت حمله نکردم چون دشمن در کمین است. تبیین ومعرفت افزایی بر همگان لازم است. باید در مرز تحولات کشور و جهان حرکت کنیم و به روز باشیم. امروز روز آگاهی بخشی است.

حزب اللهی کیست؟

حزب اللهی کسی است که: مسوولیت زمان را بشناسد، محور اصلی دعوا را کشف کند و پای آن بایستد.

ما ایستاده ایم و ان شا الله پیروزی مکتب امام زمان (عج) و انقلاب فرا خواهد رسید.

                    ان شا الله


برچسب ها: احمدی نژاد ، جلسه ، اصفهان ، ولنجک ، برجام ، ولایتمداری ، رسانه ،

شنبه 19 اسفند 1396

غیبت سران قوا

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

 به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        امروز جلسه تشخیص مصلحت نظام برگزار شد و مانند چند جلسه قبل سران سه قوه در جلسه غایب بودند. از گوشه و کنار شایعاتی مطرح شده که علت عدم حضور ایشان اعتراض به حضور دکتر احمدی نژاد در مجمع است. گویا با قهر کردنشان دارند حضرت آقا را تحت فشار می گذارند تا دکتر را از عضویت مجمع مرخص نماید.

        ان شا الله که این مطلب صحیح نباشد که اگر چنین باشد؛ نشان خروج این حضرات بر نایب امام زمان (عج) است. چگونه این حضرات سران قوا که هرچه دارند همه از آقاست- به خود اجازه می دهند که امری را بر حضرت امام خامنه ای تحمیل کنند؟ که اگر چنین کنند دیگر جایی در بین مردم ولایتمدار نخواهند داشت.

        البته خروج سیاسیون تراز اول نظام بر حضرت آقا به بهانه مخالفت با دکتر احمدی نژاد مسبوق به سابقه است. آنجا که بر خلاف نظر آقا، اعضای مجمع به رهبری آن غریق استخر فرح، با مصوبه ای سعی در استقلال بانک مرکزی در زمان شروع یارانه ها داشتند که با تحکم نایب امام مجبور به ابطال آن مصوبه شدند.

تاریخ اسلام و ایران پر است از خیانت بزرگان.

       خدا لعنت کناد هرکه منافع شخصی و حزبیش را بر منافع و مصالح ملی ترجیح دهد.

        ان شا الله


برچسب ها: سران قوا ، غیبت ، جلسه مجمع ، تشخیص مصلحت نظام ، احمدی نژاد ، رهبری ، عزل ،

جمعه 29 اردیبهشت 1396

انفجار تورمی در دولت دوازدهم

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

         امروز روز مهمی برای ما ایرانیان است چرا که قرار است با رای خود رییس جمهور دولت دوازدهم را برگزینیم. طرفداران دو نامزد مطرح – روحانی و رییسی- هر کدام به خیال خود بهترین گزینه را برای تصدی در نظر دانند ولی در این هیاهو یک نکته مغفول مانده که رییس دولت دوازدهم وارث یک انفجار تورمی احتمالا سه رقمی خواهد بود که گذر از آن سخت و یا شاید ناممکن باشد. چهارسال رکود مصنوعی ایجادی توسط دولت روحانی -با افزایش نرخ سپرده ها در بانکها و واردات بی رویه کالا- باعث بیکاری فزاینده ای در ایران شده که دولت دوازده دو راه پیش رو خواهد داشت یا با افزایش نرخ سپرده ها به رکود ادامه دهد که نتیجه آن بیکاری بیشتر و احتمالا درگیری ها و اعتصابات و بلواها خواهد بود. یا با کاهش نرخ سپرده به رونق بازار کمک کند که با توجه به رشد سه برابری حجم نقدینگی در این چهارسال، منجر به جهش یا انفجار تورمی خواهد شد که این نیز تبعات منفی بسیاری برای دولت دوازدهم در پی خواهد داشت که در صورت موجود بودن مجلسی قوی منجر به استیضاح رییس جمهور و رای به عدم کفایت او خواهد شد.

        با آنکه از روحانی و تیمش به خاطر افتضاحات این چند ساله متنفرم لکن قلبا دوست دارم رییس دولت دوازده شخص حسن روحانی باشد تا جوابگوی خسارتی که به بار آورده باشد و با رای به عدم کفایت او اصلاح طلبان حامی وی نیز به تاریخ سپرده شوند. لکن عقلا نمی توانم شاهد له شدن ضعفا در زمان بحران اقتصادی پیش رو باشم چرا که در آن مقطع یقینا دولت روحانی در پی کنسرت و دیوارکشی و ایجاد دو قطبی های کاذب جهت فریب افکار عمومی خواهد بود. پس قطعا به شخصی به غیر از روحانی رای خواهم داد.

        حال اگر تا دو سال آینده این مساله اتفاق افتاد نیروی سومی فراتر از اصلاح طلبان و اصولگراها باید به عنوان منجی وارد صحنه شود و این قائله را مدیریت کند. با رصد فضای سیاسی در یک سال گذشته می توان حدس زد علی لاریجانی می تواند به عنوان یک اصولگرا که همراه با اصلاح طلبان در این دوره از روحانی حمایت کرده وارد صحنه شود و رای هر دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا را جمع کند. سکوت ممتد لاریجانی در این دوره از انتخابات این گمانه زنی را تقویت می کند.

         اما به نظر حقیر دکتر احمدی نژاد می تواند به عنوان بهترین منجی صحنه گردان این قائله درایران شود. چرا که او توانایی، درایت، محبوبیت، علم  و تجربه بیشتری برای دولت داری دارد اما حضور ایشان منوط به یک تغییر تاکتیکی است. در دوسال مانده تا انتخابات مجلس -علی رغم مخالفت دکتر با تحزب- باید تشکلی قوی یا حزبی منسجم سازماندهی کند تا بتواند کرسی های مجلس بعد را از آن خود کند و به تواند به مدد آن دولت بعدی را تشکیل دهد.

        شاید عده ای معتقد باشند که محبوبیت احمدی نژاد در بین مردم کفایت می کند اما این گونه نیست. چراکه سالها تبلیغ بر ضد او و حلقه اطراف ایشان، تصور نادرست از وجود مرید و مرادی در بین نزدیکان وی در اذهان عمومی ایجاد کرده که تا حدودی باعث صلب اعتماد قشر عظیمی از دوستداران وی شده است. ایجاد و تقویت تشکیلات فراگیر یا حزب منسجم مردمی به کار وی نشان سازمانی، علمی  وسیاسی خواهد داد و قدرت حضور وی را دو چندان می کند و خط بطلانی بر سالها شایعات خواهد بود .

ان شاالله


برچسب ها: رای ، انتخابات ، دولت دوازدهم ، روحانی ، احمدی نژاد ، لاریجانی ، تورم ،

پنجشنبه 26 شهریور 1394

بحر طویل خاطره فتنه 88

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        با توجه به نزدیکی انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی در اسفندماه و حمله همه جانبه به شورای نگهبان جهت تایید افراد مساله دار به منظور حضور در انتخابات، یاد فتنه 88 برایم زنده شد و حضور افراد مساله دار در انتخابات ریاست جمهوری و آشوب های پس از آن، به  ناگاه این شعر بحر طویل به ذهنم خطور کرد و نوشتم. البته تخصص من شعرسرایی نیست. این هم یک دلنوشته آهنگین در قالب بحر طویل است. امید است حق مطلب را ادا کرده باشم و از اشتباهات آن با دیده اغماض بگذرید:

 

در کنج اتاق، مقابل به رخ صفحه ی لب تاب، مغروق در اخبار، مشغول به یادآوری آن همه افکار، چند سالی پسِ آن حادثه ی 22 خرداد، که محمود بشد باز به رای من و تو، منتخب کشور ایران، به منظور نشستن به سر میز بزرگان،  ناگاه چنان فیلم بیامد مقابل به دو چشمم، که انگار نشستم مقابل به مقابل به همان صفحه جادویی سیما، چه سالی بشدآن سال،

 همه شور و نوا بود به هر کوی و خیابان، همه خلق به شور و هیجان یا فوران یا غلیان، در پسِ یک نامزد تاییدی شورای نگهبان، هر روز خیابان و گذر بود، همه صحنه ی تبلیغ و حمایت، که هرکس ز باب دل و دردش، به فریاد، که این نامزد ماست که هست لایق آن صندلی صدر وزیران، چه زیبا، چه پر شور، همه کوچه و برزن ز حضور همگان، وه که چه الوان، که نبودند به جز در پی تاییدِ یکی نامزد منتخب خویش و دگر ردِ سه کاندیدای همکیش، چه شور و هیجانی همه بود به هر کوچه و بازار،

ولکن همه ی خوشگلی و دلبریِ بودن مردم  و آن شور و شعف، نشد باز مداوم که چرا یک دو سه تا باخته ی صندوق رایند، که هستند حریص و نگران بابت کرسی صدارت، که بخواهند برند از  قِبلش پول و وراثت و یا آنکه بُوَد نوکر بیگانه ی پستی، که میخواست کند ریشه ی جمهوری اسلامی ایران، یکی با دو سه تا نقشه ی اجرا شده در تفلیس و هم اوکراین، که همه بود کپی، گام به گام از کُتُب ضاله ی جین شارپ، همان مردک رنگین صفتِ عضوِ سیا نوکر موساد،

به هر حال و به صد رو و به همراهی روباه دغلکار جهانی و به بازی تبانیِ بزرگان و صد البته خاموشی خاصان، که بودند کمین بر سرمیدان، که هر سو که غالب شود، آن گاه بیایند به میدان، به یکبار همه امنیت و آرامش ایران، بشد دود و مشوش بشد هرشهر کلانشهر و گروهی جوانِ ز همه جا بیخبر و مست ز قلیان و همه گوش به بی بی سی و رندان، که آری، تقلب شده در صندوق رای و  بخواندند همه رای شما از ته و اینک کس دیگر بشده فاتح میدان،

همه ی شهر پرآشوب شد و رفت دگر امن و امان از برِ مردم، بشد آتش و دود آن دم و گفتند شعار از پی آن مردکِ بازنده میدان و پسِ آن، همان شیخک ساده لوح لرزان، که بشد پنجم میدان و نداشت رای، به اندازه آرای باطل شده چهار نفردر ته انبان،

خلاصه همان مردک بازنده شروع کرد به ایراد سخن در سر هر روز که بودش مقرر به نمادی و به روزی که به تقویم در آن بود مقدس، و همه بود در آن دعوت مردم به تجمع، جهت شورش و تخریب که بایست بگیرند زمردم نسقی یا که بدان سعی شود تا که امامم کند  ابطال، همه آرای عوام و به میل دوسه تا تازه به دوران شده یِ عاشقِ بازار، کُند پشت به جمهوری و میزان و همه رای و قوانین که چرا رای نبوده است مناسب جهت عده ای مزدور اجانب.

همه جنگ خیابانی و درگیری و آشوب به اصرار بَدان، باز به ابرام سران، به نه ماه همه شهر به آشوب کشیدند و بریدند و ببردند و بکشتند و به آتش بکشیدند و به کین مردم بیچاره زدندی و به فحاشی و توهین گذراندندی و به یک روز ندا کشته و یک روز همان دخترک خانه فراری بکشتند به کذب و پس یک چند سواری برِ امواج، بشد زنده از آن صفحه جادویی سیما، بگفتا که شده ملعبه دست دوکفتار. به روزی دگر آن شیخک ناهوش بگفتا که شده سخت به یارانم و خوردند همه بطری نوشابه ز ته در سر زندان و فی الفور یکی در خود لندن و مقابل به دوربینی دجال بی بی سی، بگفتا که منم آی همان رفته یِ بطریِ به تهم در خود ِزندان و...

یکی دیگری آن اکبر فتنه بداد نامه به آقا، نه سلام و نه ادب کرده و نه هیچ سخن رانده به وجدان و گویی دو لبش بود همه از دل شیطان، که گر ابطال نباشد همه ایران شود آشوب، و چه پاکار بُدند فائزه و عفت و آن مهدی بابا، به تهییج خلایق، به هر حیله و امکان، به اغوای اراذل، به دلارو یورو و پوند و به لیره، همه از کیسه یِ مردم یکی از قِبَلِ رشوه کرسنت و دگر از بردن اموال ز آن دکه یِ سامان بهین مصرف سوخت و ز هر پول که بودست ز دزدی از این ملت و خرجش کنون در جهت ریختن خون و بهم ریختن مملکت و دادن کشور به دو سه تا نوکر واداده مزدور، که وارونه کنند عزت ملت و لگدمال نمایند، همه خون شهیدان و به تاراج برند ثروت ایران و مهیا بنمایند همه امنیت قوم یهودا، به تزویر و کلک و باز به دستور عمو سام.

همه درد و بلا، کشمکش و جنگ بَدان بود مداوم، که رسیدیم به روز دهم ماه محرم، همه مملکتم بود عزادارِ همو سید و سالار شهیدان و ابالفضل علمدار و به اسارت شدن قوم خدا بسته به نادیدن اصحاب و نفهمیدن خاصان و تنها شدن بیت محمد(ص) همه در کوچه و برزن.... در این بین که بودند همه گریان و عزادار، به ناگاه گروهی ز همان فتنه گران هم به خیابان بشدند و بزدند بر کف و هی هلهله کردند و به نامردی و با نقشه قبلی بکردند همه حمله به آن خیمه گه میر شهیدان و به کین پاره بکردند همان بیرق مشکی عزا و زدند مردم عادیِ عزادار.... دگر با همه تبلیغ بی بی سی و به مظلوم نمایی سران سپه فتنه، برون گشت حقیقت ز دل تیره این سبزقبایان سیه دل، و به یک بار به پا شد یکی همهمه در بین خلایق، که همه حرف بدان بود دروغ و همه اش بود به نیت، جهت حمله به حُریت ایران و به آن خون حسین و به حمایت ز همه لشکر شام و کنون باز شده یکه و تنها، امامم، غریب، گوشه میدان و گوید همی نیست کسی تا بکند یاری مظلوم؟ به ناگاه همه مملکت یکجا، به خروش آمد و  هر کوچه و برزن بشد پر ز خلایق همه غمگین ز پلیدی، همه نالان ز تمامیت فتنه و برائت ز سران، سبزقبا نوکر موساد، چنان سیل به پا خواست ز جمعیت مردم که ببُِرد کینه رندان و بَدان و همه یِ فتنه یِ آن کوردلان و ببُِرد پرده غفلت ز همه دیده ی مردم...

 خلاصه پس از آن روز نه دی، دگری رنگ نبودی به حنای همه سبزقبایانِ بهایی نظر و یاور مسعود و موید شده با ریگی شیطان و مجهز شده با پول سیا، قدرت موساد، و خزیدند به سوراخ و بشد باز مسیری جهت بستن این فتنه رندان، بکردند دو تن شیخک و آن میرک و دیگر زنکش ملعبه دست دو شیطان به حصری درون خانه و خوابید همه فتنه و آرام گرفت کشور و آشوب بخوابید و بشد صاف هوا از پس دود و غبار حاصل شده از فتنه ی گرگان

هم اکنون بدانیم که  یک غفلت ساده، و هم غیبت مردم ز خیابان و خموشی خواص، باز هماهنگی رندان، ببرد باز به میدان همه یاران بَدان، یا که همان یاور شیطان، پس در این صحنه پر مکر بباید که کند خوب رصد دیده ی شورای نگهبان، و نگذارد که بیایند بَدان باز به میدان که این مملکت ماست، که ریشه زده بر خون شهیدان و نباید که شود باز به آشوب به بازی بزرگان.

خدایا کنون زنده نگهدار امامم، عزیزم، همان مرجع نورم و نزدیک بدار آمدن قائم دینت که تا بیرق جمهوری اسلامی ایران شود اهدا، به آن حجت اعلی، به دست امام، سیدنا امامنا سید علی خامنه ای روحی فداه.


برچسب ها: فتنه 88 ، شورای نگهبان ، تقلب ، انتخابات ، خبرگان ، مجلس شورای اسلامی ، احمدی نژاد ،

یکشنبه 2 شهریور 1393

حاج حسنُ ایول

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        واقعا آدم وقتی این همه تفاوت را در دو رییس الوزرا می بینه تعجب می کنه. بیخود نیست که هرکی دستش به دهنش می رسه و سواد داره، سایه ی داش محمود را با تیر میزنه. یه نگاه به داش محمود خودمون با حاج حسن بنداز. تفاوت از زمین تا آسمانه... بالاخره حاج حسن دکتراش از انگلیسه ولی داش محمود دکتراش از همین ایرانه. سطح تحصیلات و محل تحصیل توی کلاس و معلومات و بینش خیلی خیلی موثره.

        مثلا دقت کنید الان توی اوج گرمای تابستان حاج حسن سفر استانی میره به چهارمحال بختیاری و اردبیل... چرا؟؟؟ خوب معلومه دیگه آدم عاقل تا میخاد بره تفریح و مسافرت، باید اقلیم و آب و هوا را بشناسه که بهش خوش بگذره. الان مناطق سردسیر خیلی با حاله. اما داش محمود توی اوج بارش برف سنگین زمستون می رفت شهرکرد؛ هواپیماش دو سه بار نمی تونست بشینه و با هزار اناانزلنا و نذر و نیاز هواپیما می نشست و بعدشم توی این سرما این وزیرای بدبخت را از کوره راه ها به دهات می فرستاد که بگه چی؟!؟

        هرکی را میخای بشناسی باید از دور و وریاش بشناسی. محافظ های حاج حسن را دیدید. آدم کیف می کنه. همه یک جور لباس می پوشند و رو به هیچکسی هم نمی دهند. این قدر با کلاسند که نمیگذارند هر بی سرو پایی خودش را به حاج حسن برسونه. آخه یه رییس جمهوری گفتند یه رعیتی گفتند. اما این داش محمود ما یه مشت دربه داغون دورش بودند که این مردم گشنه از سر و کولشون بالا می رفتند تا خودشون را به داش محمود برسونند و یه دستی بهش بکشند، یه ماچش کنند یا یه نامه بهش بدهند. خیلی خیلی بی کلاسی بود.

        حامیان داش محمود یه مشت مردم عامی بودند یا کسانی که دوزار پول توجیبشون نیست. وزیرهای محمود هم دربه داغون تر از خودش بودند و حامیاش. چهره شون را که میدیدی همه کمبود خواب داشتند. آخه یکی نیست بگه وزیری که روزی ده-دوازده ساعت نخوابه و به خودش نرسه که نمیتونه خوشگل بیاد پای دوربین. اما این ور آدم کیف می کنه همه مایه دارند. لپاشون گل انداخته. حتی وزیراش. یکیشون سی و چهار تا شرکت داره که چند تاش پتروشیمیه. اون یکی دوسه تا بیمارستان داره، یکی دیگه از دوستاش مهدی جونه البته الان داره میره دادگاه اما آخر حق به حق داره میرسه و احتمالا دادستان مجرم شناخته میشه...

        توی مراسم عمومی داش محمود هر ننه قمری جرات می کرد، حرف بزنه، داد و بیداد کنه و آخرشم هرچی میخاد به دولت و داش محمود بگه... اما خدا را شکر این دور و وریای حاج حسن به هیچ کسی رو نمی دهند . هرکی هم جرات کند صداش را بلند کنه و کلا کارهای بی سوادی از خودش نشون بده، سریعا هدایتش می کنند به اونجا !!!

        یادتونه تا داش محمود اومد سر کار دستور داد فرش های آنتیک کاخ ریاست جمهوری را جمع کنند و تشریفات را برداشت. اما دم حاج حسن گرم آمد همه چی را دوباره برگرداند. آخه رییس جمهور که همش نباس کارکنه باید به خودشم برسه، استخر سونا، ماساژ، تماشای مسابقه فوتبال و ...

        آدم کیف می کنه وقتی حاج حسن حرف میزنه. این قدر دیپلماتیک حرف میزنه که خدای نکرده به هیشکی بر نخوره حتی به نتانیاهو. حتی رسما نمیگه کشور اسراییل را به رسمیت نمیشناسه.... اجلاس داووس بود فکر کنم؛ مجری خودش را کشت، تکلیف رابطه ایران با اسراییل را مشخص کنه. حاج حسن با مهارت خاصی گفت: با همه ی دنیا رابطه برقرار می کنیم... اما این داش محمود صاف تو چشم خبرنگار و مجری غربی نگاه می کرد و می گفت رژیم صهیونیستی باید نابود بشه... بابا دوره ی این کارها گذشته باید فقط به دنیا حال بدیم. حالا به ما حال نمیدند اشکالی نداره. ما بزرگواریم!

        یادتونه داش محمود توی فتنه سبز لجنی ها به آن اراذل و اوباش که بانک ها را آتیش می زدند و مردم را لت و پار می کردند، گفت: خس و خاشاک... خیلی بی تربیتی بود. آخه آدم با چند تا اراذل محترم که مثل خودشون صحبت نمی کنه که. اراذل محترم جاشون روی چشم. آخه این بنده خداها که بد و خوب را نمی فهمند که بخواهند مخاطب قرار بگیرند. اما حاج حسن کسانی را که نقدش کردند و در خصوص مسایل هسته ای تذکر دادند و احساس دلواپسی کردند را خوب سرجاشون نشوند. یه بار گفت: بی سوادند، دفعه دیگه گفت: بی شناسنامه هستند و جدیدا هم که گفت: برند جهنم ... آخه مراجع، استادان دانشگاه، جانبازان و ایثارگران، تشکلهای سیاسی، بسیجیان و ... نباید هر حرفی را بزنند.

        داش محمود پول های بی زبون را خرد کرد و ریخت بی هیچ منتی به حساب مردم و گفت این یارانه هست و پول امام زمونه. بخورید نوش جونتون و حلال حلال. اما نمی دونه که وقتی پول مفت بریزی توی جیب این ملت، کم کم بی عار می شوند و پرتوقع. اما حاج حسن که اومد اولین کارش این بود که این پول حروم کردن را متوقف کنه. پول باید قلمبه بره توی جیب سرمایه دار جماعت، تا بره کارخونه بسازه و کار ایجاد بکند و ملت را به عنوان کارگر بگذارد سر کار. چقدر در این خصوص برای مردم صحبت کردند و از مردم خواستند ثبت نام نکنند برای یارانه. اما خوب این مردم بی سواد، نود و چهار درصد دوباره رفتند ثبت نام کردند. آخه خیر خودشون را که نمی فهمند. همگی اهل شوخیند. حاج حسنم گفت بعدا ....

        حاج حسن پایه ثابت تلویزیون شده. شبکه خبر را که روشن می کنی حاجی داره حرف می زنه. اصلا آدم قیافه اش را که می بینه کیف می کنه انگار همین الان بعد از خواب، از سر سفره غذا بلند شده، دو سه سیخ کوبیده و جوجه با گوجه اضافی و یه لیوان دوغ محلی با نعناع زده تو رگ. اما داش محمود تا نیگاش میکردی فکر می کردی نون و پنیر خورده یا نهایت کوکو سبزی. برای همینه که ضرغامی زمان داش محمود، فقط توی اخبار بیست و سی پوششش می داد و اما حاج حسن فقط کم مونده موقع اخبار آب و هوا هم باشه.

        از بس که این داش محمود نچسب بود، فقط کافی بود یه ریال بره روی یه جنسی، بی بی سی صد تا برنامه می گذاشت و همه ی ما مردم را روشن می کرد که بدونیم چقدر بی تدبیری داره میشه و گرونی بیداد می کنه. اما حاج حسن این قدر دلبری کرده که هرچی قیمت ها بالا می ره و رکود تورمی جولان میده، بی بی سی صداش در نمی یاد. خوب مردم هم تا بی بی سی چیزی نگه باورشون نمیشه گرونیه. دوره داش محمود مردم مثل دیوونه ها توی گرونی خرید و فروش می کردند. اما حالا خدا را شکر همه چی هر روز گرون میشه، اما خرید و فروش نمیشه. این رکود تورمی نیست ها. این افزایش سطح بینش اقتصادی ملت فهیم ایرانه.

        دقت کردید چقدر حاج حسن همراه ولایته. هروقت صحبت می کنه به فاصله دو سه روز بعد حضرت آقا میاند  و سخنرانی می کنند تا حرف حسن آقا برای همه جا بیفته و سوء برداشت نشه و به قول ما بیسوادا یه جورایی صافکاری... مثلا در خصوص نرمش قهرمانانه اینقدر تیم ظریف شل وادادند که گویی باید بروند؛ کت و کول اوباما را ماساژ بدهند؛ آقا دوباره سخنرانی کردند و فرمودند: نرمش قهرمانانه مثل کشتی می مونه که در اصل حریف را بازی میدی که بعد بزنی پدرش را دربیاوری (نقل به مضمون). اما توی کل دوران داش محمود حضرت آقا بیشتر از دو-سه بار به خودشون زحمت اصلاح و تفسیر سخنان داش محمود را ندادند. آخه داش محمود فقط داشت می زد به امریکا و اسراییل و اصلا کاری به مردم بالغ داخل نداشت دیگه و اما حاج حسن هر چی حرمت خارجیها را داره، عوضش روی مردم ایران و تادیبشون حساسه. هرچند روز یک بار باید یه چیزی بهشون بگه شاید این ملت اصلاح بشه، شاید. یه مشت آدم بی سواد بی شناسنامه جهنمی که اصلاح نمی شند به این راحتی ها.

        دوره داش محمود یه مشت کشور جهان سومی امریکای جنوبی و آفریقایی ایران را تحویل می گرفتند، اما این بدبخت بیچاره های بی کلاس که در سطح حاج حسن و تیمش نیستند. فقط اروپا و اگه خدا بخواد آمریکا. اولش سخته... درسته... تحویلمون نمی گیرند و هی قطعنامه پشت قطعنامه و هی توهین روی توهین. اما بالاخره دلشون به رحم میاد و می فهمند که ما چقدر خوبیم... این داش محمود از بس به پر و پای اینا پیچید و کنفشون کرد، باعث شده اینا فکر کنند ما هممون داش محمودیم. نمی دونند حاج حسن و تیمش حتی اگر آمریکا نماینده دولت را به سازمان ملل راه نده، ناراحت نمیشند بلکه بیشتر روی خوش نشون می دهند. حتی اگر توی مذاکرات ژنو همه ی دستاوردهای هسته ای را در قبال هیچ معامله کنند، بازهم وزیر خارجه برای نشان دادن حسن نیت دو هفته توی ژنو می مونه و با همه ی غربیها -حتی کارآموزان وزارت خارجه کشورهای غربی- سر میز مذاکره میشینه. این جوری میشه به غربیها نشون داد، اهل مذاکره ایم. در خصوص غزه و اینها هم فقط در داخل کشور!!! بیرون ایران نباید تنش درست بشه. به این میگن دیپلماتیک.

       خلاصه بیخود نیست که هرچی بی سوات و بی کلاسه دنبال داش محموده و هرچی آدم حسابیه با حاج حسن حال می کنه. خدا یه کم سوات و کلاس به ما بده که توی انتخابمون اشتباه نکنیم. آمین

 


برچسب ها: روحانی ، احمدی نژاد ، محمود ، حسن ، ایول ، صدا و سیما ، ضرغامی ،

چهارشنبه 4 تیر 1393

حزب لاریجانی

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        چندی پیش از مرد تدبیر و ادب و تواضع جناب استاد حداد عادل سخنی در مطبوعات سرخط اخبار شد. ایشان درگفتگو با پایگاه خبری پارس ضمن توضیح زیبای فتنه 88 و علل سرانجام انتخابات 92 در قسمتی از کلام خود فرمودند: دولت آقای احمدی نژاد در این چهار سال دوم خود، هزینه های بسیار بالایی را به نظام و کشور تحمیل کرد که همه ی این هزینه ها و خسارت ها به پای اصولگرایان نوشته شد....

        برادران اصولگرا با شناختی که از آقای حداد عادل دارند - که تقوایش بیشتراز علمش و علمش زبانزد دوست و دشمن است- می دانند این گلایه از خودی در منظر عام بی حکمت نیست. چرا که در حالی که دوستان اصلاح طلب با مشی انگلی و چسباندن خود به دولت اعتدال روحانی -که با رای عامه ی مردم بدون در نظر گرفتن خط و جناحی پیروز انتخابات شد- سوار بر ارابه ی پیروزی دیگری شده و بدمستی می کنند و هر روز با تحت فشار قرار دادن دولت با رسانه های تحت فرمانشان و صد البته کمک رسانه های خارجی، امتیاز جدیدی از دولت می گیرند این گونه انتقادات گل به خودی تلقی می شود.

        اما اندکی که می گذرد خبر دیگری سرخط خبرها می شودکه: آقای علی لاریجانی، سلسله جلسات سیاسی را که مربوط به انتخابات آینده مجلس است، آغاز کرده است. در این جلسات حسین انتظامی، جمشیدی و معراجی از قم شرکت می‌کنند. تاکنون ناطق نوری (دو جلسه)، رحمانی فضلی و نهاوندیان در این جلسات حضور یافته‌اند. از آقایان قالیباف و ولایتی هم دعوت‌شده که تاکنون شرکت نکرده‌اند. اداره‌کننده و هماهنگ‌کننده این جلسات محمد جعفری رئیس دفتر علی لاریجانی است. گفته می شود اعضای این جلسه در حال بررسی زمینه‌های تشکیل یک حزب هستند....

       با توجه به این خبر مشخص می گردد که دوستان اصولگرا از انتخابات 92 درس عبرت گرفته اند و می خواهند با تیم واحدی در انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال 94 شرکت کنند که این بار اقلیت با امتیاز تفرقه در بین اکثریت کرسی های مجلس را اشغال نکند. اگر صحیح باشد که هست خبر مثبتی است و امیدواریم که در امر اتحاد موفق شوند. لکن نکته ای که نباید فراموش کنند وزن سیاسی و سبد رای دکتر احمدی نژاد است و نبود ایشان در این اتحاد یا حزب، باعث دو دسته شدن اصولگرایان می شود چرا که هنوز که هنوز است دوستان بسیاری هستند که تفکر احمدی نژاد 84 را بهترین گزینه اصولگرایی می دانند و گروهی نیز هستند که احمدی نژاد با همه ی انتقادهای وارده- را بر بسیاری دیگر از برادران اصولگرا ترجیح می دهند.

        بزرگان اصولگرا باید اختلافات را کنار گذاشته و اگر حزبی تشکیل می دهند آنچنان فراگیر باشد که تفکرات مختلف اصولگرایی را در بر گیرد، نه تنها تعداد کاندیدها را کاهش دهد و باز هم دوقطبی و چند قطبی در جبهه اصولگرایی باقی بماند. ان شا الله

 


برچسب ها: حزب ، لاریجانی ، متحد ، قالیباف ، ولایتی ، احمدی نژاد ، اصولگرا ،

شنبه 23 فروردین 1393

من از یارانه ام انصراف نمی دهم

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اجتماعی ،

به نام خدا، اللهم عجل لویک الفرج، سلام

       هنوز تبلیغات انتخاباتی دکتر روحانی در خرداد 92 از خاطرمان نرفته است که در جواب مجری تلویزیون می گفت یارانه ها ادامه پیدا خواهد کرد... اما هنوز سالگرد به قدرت رسیدن دولت تعادلی روحانی  نرسیده است که به بهانه ی اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها از هر تریبونی مردم را به انصراف از دریافت یارانه دعوت می کنند و سوگمندانه به روشی متمدنانه از انواع تهدید و تحقیر نیز استفاده می نمایند. انصراف از دریافت یارانه از سوی متمولان و آنان که دستشان به دهانشان می رسد امری نیکوست و صد البته در دراز مدت به نفع اقتصاد کشور است لکن این حقیر به این مساله به دلایل زیر بدبینم و از دریافت یارانه انصراف نخواهم داد:

1-در دولت قبل زمانی که دکتر احمدی نژاد از مردم خواست آنانکه نیاز ندارند از دریافت آن انصراف دهند، بسیاری از کسانی که امروز در راستای منافع ملی فریاد انصراف انصراف سر داده اند، در آن زمان مردم را تشویق به اخذ یارانه جهت ضربه زدن به دولت می کردند و همصدا با آنها شبکه های معاند فارسی زبان نیز این امر را تبلیغ می کردند و کار به گونه ای شد که ایرانیان مرفه خارج از کشور نیز برای دریافت یارانه ثبت نام کردند. از مسئولان متمول فعلی نیز یارانه بگیر زیاد داشتیم.

2-افرادی که در این دولت بر سر کار آمدند و پست های کلیدی را در دست دارند اکثرا -و برخلاف دولت قبلی- از قشر مرفه و اشرافی این مملکتند که حتما و حتما از درد دل طبقات ضعیف و متوسط این جامعه خبر ندارند و زمانی که اینان سکاندار کشتی اقتصادی این مملکت شده اند مطمئنا سرمقصدش منافع عامه ی ملت نخواهد بود. پس تصمیمات این گروه حتما و حکما در راستای منافع سرمایه داران خواهد بود. وزیری که 33 شرکت معظم دارد و یا وزیری که قیمت یکی از زمینهایش 80 میلیارد تومان است و.... خبر از من کارمند یا کارگر یا کاسب جز ندارد.

3-زمانی که وزیر راه و مسکن این دولت در پاسخ به چرایی افزایش عوارض بزرگراه ها می فرماید: این بزرگراهها برای پولدارهاست و آنها که ندارند از راه های قدیمی بروند. مطمئن هستم که تصمیمات آنها به نفع ما جماعت و متوسط و ضعیف نیست و اینان درد ما را نمی فهمند.

4-وقتی خبر هزینه هفت میلیاردی تغییر دکوراسیون فلان مسئول دولتی رسانه ای می شود، چرا به دنبال چندرغاز یارانه ی من هستند؟ پیامک های تبریک عید رییس جمهور هنوز در گوشی همراه همه مان هست.... وقتی با خزانه خالی می توان ریخت و پاش کرد مار ا چه کار دارند؟ وقتی فلان وزیر با هواپیمای اختصاصی دولت برای کارهای خصوصی مالی شرکتش به دوبی می رود، هزینه یارانه ی چند تا از ما ها برای همچنین سفرهایی هزینه خواهد شد؟

5-وقتی هم طبقه های من نمی توانند وام دومیلیونی بی دردسر از بانکها بگیرند، 650 میلیون یوروی بی زبان را طی یک تفاهم نامه بی سر و صدا به یکی از تجار نزدیک به خود می دهند حق دارم که از یارانه ام انصراف ندهم.

6-وقتی هر چه شعار دادند عکسش را عمل کردند، من چگونه مطمئن باشم که این حرفشان راست است و واقعا یارانه های انصرافی در راه بهبود بهداشت و درمان این مردم مصرف خواهد شد. شعارهایشان یادمان نرفته، راستگویی، نقدپذیری، احترام به همه، عدم تغییر اتوبوسی مدیران، حفظ انرژی هسته ای، حکومت نخبگان، عزت و اقتدار بین المللی، دیپلماسی موفق، مبارزه با فساد، اعتدال و پرهیز ازافراط و تفریط و ....

7-وقتی در تبلیغات تلویزیونی عنوان می کنند برای ثبت نام یارانه به مراکزی مثل 1- کمیته امداد 2-بهزیستی 3-دفتر روستایی و ... مراجعه کنید. این گونه به ذهن می آید که هرکس می خواهد یارانه بگیرد باید فقیر،معلول یا دهاتی باشد... من می ترسم نکند اگر من و امثال من هم انصراف دهیم، هرکسی خواست یارانه بگیرد او را به چشم پایین دستی نگاه کنند و طبقه بندیهای جدید اجتماعی منفی صورت پذیرد.

8-هنوز یادمان نرفته که در سال 91 دکتر احمدی نژاد اصرار به اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها داشت و کارشناسانش وعده ی مبلغ دومیلیون و سیصد هزار ریال یارانه برای هر نفر در صورت آزاد سازی قیمت حامل های انرژی را می دادند ولی یاران دولت فعلی -که در مجلسند- نگذاشتند و هزار سنگ انداختند تا دورانش به سر رسید. احمدی نژاد زمانی که کاری را می گفت انجام میداد پس این امر شدنی بود. ما از دکتر دروغ نشنیدیم.

9-همه کارشناسان اقتصادی می گفتند بودجه ی یارانه در دل خود هدفمندیست و افزایش قیمت خودش منبع تامین یارانه است. پس دولت عقلا نباید در تامین یارانه کسری بیاورد. این همه سر و صدا برای چیست؟

10-اگر می خواهند همه چیز را گران کنند تکلیف طبقات ضعیف و متوسط که با چنگ و دندان حقوقشان را تا سر برج می رسانند چه می شود؟ قیمت ها بالا می رود و حقوق ها کمتر از تورم افزایش دارد. پس هر روز افراد بیشتری از طبقه ی متوسط به طبقه ی ضعیف سقوط خواهند کرد.آیا تبعات اجتماعی آن را می دانند؟

11-می گویند می خواهند یارانه را به بخش تولید بدهند! کدام ایرانیست که نداند بسیاری از این رانت خواران بزرگ کشور چند کارخانه دارند و به نام صنعت میلیاردها تومان از بانک ها تسهیلات تولیدی گرفته اند و در برج سازی و واردات و عیش و نوش در کشورهای غربی خرج کرده اند. اگرتسهیلاتی که برای صنعت و تولید در این مملکت اخذ شده  در مسیر خودش مصرف می شد الان در ایران باید به اندازه ی اتحادیه اروپا کارخانه های بزرگ داشتیم. پس اگر یارانه ی من می خواهد به جیب اینان برود،هرگز.

12-زمانی که رهبرم فریاد اقتصاد مقاومتی سر داده و دولت ظاهرا لبیک گفته لکن در عمل مجوز واردات کالاهای لوکس اولویت دهم می دهد به نحوی که خیابان های شهرم جولانگاه ماشینهای چند صد میلیونی و چند میلیاردی شده چگونه به حرفهای مردان اقتصادی دولت اعتماد کنم و از ناچیز یارانه ام در گذرم.

        در پایان مطلبم را با کلام رهبرم امام خامنه ای (دامة برکاته) که موید حق بودن یارانه است نه صدقه بودن آن مزین می نمایم. معظم له در اول فروردین 91 در حرم رضوی فرمودند: «یارانه‌ها همیشه به صورت نامتعادل و غیر عادلانه در بین قشرهاى مختلف مردم تقسیم میشده است؛ طبیعت کار یارانه‌ى عمومى همین است. با هدفمندى یارانه‌ها، در واقع یک تعادلى، یک اجراى عدالتى در تقسیم و توزیع یارانه‌ها وجود پیدا کرده است. و من خبرهاى موثقى از سراسر کشور دارم که حاکى از آن است که این کار در بهبود زندگى طبقات ضعیف نقش مؤثر داشته است. این یکى از هدفهاست، که مهمترین هدف و مقصد از این قانون هم همین است.»


برچسب ها: یارانه ، حق ، انصراف ، روحانی ، احمدی نژاد ، وزیر ، متمول ،

سه شنبه 5 آذر 1392

دادگاه احمدی نژاد

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

         امروز پنجم آذر و روز بسیج است. روزی که پیرجماران در سال 58 فرمان تشکیل بسیج بیست میلیونی را صادر نمود و بنا بر رسم معروف در این روز از بسیجیان تلاشگر قدر دانی می گردد. امسال هم با توجه به این رسم از بسیجی ولایی دکتر محمود احمدی نژاد رییس جمهور دولت نهم و دهم، اصولگرایی مردمی و ساده زیست که به راستی عصاره ی ملت است- تقدیر گردید آن هم به رسمی نو که پس از هشت سال کاربی وقفه به اعتراف دوست و دشمن- با احضار به شعبه 76 دادگاه تهران تقدیر را کامل نمودند.

        اگر اینان که با پلکان قرار دادن ما مردم،  امروز در پست های قضایی و وکالتی و دولتی جاخوش کرده اند، از این مرد مردمی تقدیری غیر از این می نمودند، جای تعجب داشت. هنوز رفتار تند و منتقدانه و توهین آمیز مجلسیان با دولت مردمی را از یاد نبرده ایم و امروز شاهد رفتار با تساهل و تسامح بسیار بالای ایشان با دولتیان تدبیر و امید -که از هر توهینی به مجلس و مردم فروگذار نکرده اند- هستیم. قوه ی قضاییه که پرونده شکایات از خاتمی و هاشمی و امثالهم را هنوز مسکوت گذاشته با چنان سرعتی به شکایات واهی از احمدی نژاد ترتیب اثر می دهد که گویی این سیستم قضایی سریعترین پاسخگویی را به دادخواهی ها دارد.

        اما اگر خوب بیندیشیم از منظر دیگر این عمل از سوی قوه قضاییه باید صورت می گرفت تا بتوانند ادعا کنند که در قوه قضاییه با همه یکسان برخورد می شود و حتی اگر از رییس جمهور سابق هم شکایت شود ما رسیدگی می کنیم. چون اینان نه در دولت های قبلی توان و جرات انجام این کار را داشتند و نه در دولت های بعدی و تنها با دولتیان اصولگرا می توانند چنین برخورد نمایند. چرا که اصولگرا جماعت تنها به عظمت اسلام و ایران و نظام می اندیشد و هیچ گاه نه در دادگاه و نه در جایی دیگر حرفی نخواهد زد و کاری نخواهد کرد که دشمن شاد کن باشد.

         این تجربه را در مجلس هم داشتیم که برای اولین بار سوال از رییس جمهور، استیضاح فله ای وزرا، تغییر برنامه بودجه دولت، نقد غیرمنصفانه، جبهه گیری دائمی در برابر دولت، دخالت در شئون اجرایی و ... را به راحتی در این دولت آزمایش کرد  و برای مجلس شأنی ایجاد کرد که در راس امور است. اما همین مجلس هم  در دولت های قبلی و  در دولتهای بعدی توان این اعمال را نداشته و نخواهد داشت.

        اما جفایی که بدتر است عدم اعلام چرایی دادگاهی شدن احمدی نژاد است چرا که این دادگاه ها نیز خود دلیلی دیگر بر مظلومیت ایشان است لذا مغرضان با مبهم نگاه داشتن این موضوع سعی بر مخدوش کردن چهره ی این اسطوره ی خدمت دارند. حال برای تنویر افکار عمومی  و با توجه به عدم حضور دکتر در دادگاه و عدم معرفی وکیل موضوع شکایاتی که از دکتر احمدی نژاد شده است را ذیلا بخوانید تا به عمق تخلفات ایشان پی ببرید و فکر بد نکنید. ان شا الله

        علی اردشیر لاریجانی (رئیس مجلس وقت به دلیل عدم اجرای مصوبات مجلس)، فاضل لاریجانی (به دلیل رفتار احمدی نژاد در استیضاح وزیرکار) ، یعقوب خلیل نژاد (به دلیل بکار بردن برخی تعابیر در سخنرانی کاشان درباره افزایش جمعیت) و خسرو شاهین (جانباز و به دلیل بالا بودن تلفات جاده‌ای در کشور) از احمدی نژاد شکایت کرده و امروز منتظر برگزاری این دادگاه هستند. دیگر شاکی رئیس جمهور سابق شخصی به نام "غلامرضا قبّه" است که البته از دلیل شکایت وی اطلاعی کسب نشد اما بر اساس اطلاعات واصله، او نیز فعلا از شهروندان عادی است.


برچسب ها: دادگاه ، احمدی نژاد ، روزبسیج ، عای اردشیرلاریجانی ، فاضل لاریجانی ، قبه ، یعقوب خلیل نژاد ،

جمعه 3 آبان 1392

انتصابات اتوبوسی

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        سال 87 بود که بعضی از کارهای دولت مثل وام های زودبازده و ... با شکست تقریبی مواجه شده بود و با اینکه این کارها در سراسر جهان انجام شده بود و مثبت بود ولی در ایران به عکس با شکست بدی روبرو شده بود. یادم می آید وقتی با دوستان علل شکست این برنامه ها را بررسی می کردیم به این نتیجه رسیدیم- با توجه به شواهد و مدارک- که علت شکست این برنامه ها؛ بدنه ی مدیریتی و کارشناسی سازمان های دولتی است. چرا که اکثر قریب به اتفاق مدیران میانی دولت احمدی نژاد همان مدیران خاتمی و هاشمی بودند که کمی ریششان بلند شده بود و از لحاظ لباسی هم کمی شلخته تر شده بودند اما هنوز همان عملکرد وقیح سابق خود را داشتند.

        متاسفانه دولت نهم تنها در مدیریت های لایه اول و کمی لایه دوم دست به تغییر داشت و بقیه مدیریت ها را در دست اشخاص قبلی که عمدتا نه توان کار داشتند و نه صلاحیت علمی و اخلاقی گذاشت و همین امر باعث شکست طرح هایش شد و تغییرات زیادی در اهداف دولت نهم و دهم داشت. با تاسف زیاد احمدی نژاد دچار غرور مدیریتی شد و می اندیشید براساس اصول مدیریتی رایج در جهان، مدیر توانمند و کارآمد می تواند با همه افراد کار کند و از ظرفیت های آنان با هر گرایش استفاده کند و مدیریت؛ انجام کار به وسیله دیگران است و با هر سلیقه ای. لکن نکته ای اساسی را در محاسبات خود مدنظر نداشت و آنکه اینجا ایران است و ایران دنیایی وارونه است و تمام محکمات جهانی در ایران عکس جواب می دهد. لذا برای هر عملی باید بومی سازی منطقی و اساسی صورت پذیرد. در ایران مدیریت های علمی متداول جهانی جوابگو نیست، چرا که هنوز که هنوز است بسیاری از روابط حاکم بر اجتماع ما، قبیله ای، محفلی و جناحی است لذا این قرارداد اجتماعی حاکم بر ایران اصول مدیریتی خاص و بومی خود را می طلبد.

        باید اعتراف کرد که اصلاح طلبان در این امر هوشیارتر از اصولگرایان عمل کردند و در دولت خاتمی با تغییر از صدر تا ذیل دولت -حتی بدنه ی کارشناسی و مدیریت های جز دورافتاده ترین نقاط کشور- نشان داده اند که این نکته را به خوبی فهمیده اند و به آن عمل کرده اند. درست است که دوران اصلاحات دستاوردی جز سیاه نمایی و سرکارگذاشتن ملت و از دست دادن فرصت ها نداشت، لکن این مشکلات به علت بی برنامگی این طیف و عدم باور به دست گرفتن قدرت توسط خود بود. لذا با مشوش کردن جامعه و القای دوقطبی سعی در ملتهب نشان دادن جامعه و ساختن تخیلی قدرت هایی که در پس پرده نمی گذارند کارها انجام شود خود را از تیررس افکار عمومی منتقد و محق برهانند. اگر نیک بنگریم اصلاح طلبان اگر برنامه ی کارآمدی داشتند می توانستند به بهترین وجه کارکنند و خود را ماندگار می کردند و هیچ گاه دولت را در سال 84 به اصولگرایان تحویل نمی دادند.

        دولت نهم و دهم با اینکه سراپا عشق به خدمت بود و برنامه های عمرانی و زیربنایی فراوانی هم به اجرا در آورد لکن خدماتش هیچ گاه به دهان ایرانیان شیرین نیامد، چرا که همیشه ناهماهنگیها و کارشکنی ها در بدنه اجرایی دولت کارها را به انجام نیک نرساند. اعضای کابینه و مدیران ارشد احمدی نژاد از متخصص ترین و پاکترین افراد بودند، لکن لایه های بعدی همان قبلی ها بودند که متاسفانه ماندند و آن شد که نباید می شد.

        یادم می آید زمانی که در تیر 84 احمدی نژاد پیروز شده بود ولوله ای عجیب در بین مدیران در استان ها و شهرهای مختلف افتاده بود و همه خود را رفتنی می دانستند و از هر نوع پاچه خواری برای ماندن استفاده می کردند. مدیرانی که تا دیروز همه ی توان خود و سازمان و کارمندانشان را در راستای تبلیغات هاشمی گذاشته بودند، یک شبه احمدی نژادی ترین ها شده بودند. نیروهای ارزشی سازمان هم خوش خیالانه می اندیشیدند که با دولت جدید همه ی این مدیران حذف خواهند شد لکن شوربختانه همه ی این مدیران سابق ماندند و دوباره بیچاره نیروهای ارزشی و اصولگرای سازمان ها که اگرچه در دولت خاتمی یک حریمی برای اینان رعایت می کردند، در این دولت آن حریم هم خبری نبود. لذا آن شد که نباید می شد. و این مدیران -که چه عرض کنم این نامدیران بجامانده از اصلاح طلبان- نقش خود را در شکست وجهه ی اصولگرایان به زیبایی بازی کردند.

        خلاصه مطلب اینکه هر روز در سایت های خبری اصولگرایان تغییرات اتوبوسی دولت روحانی را می خوانیم که مثلا 680 تغییر در عرض 80 روز و حتی بعضا واحد اتوبوس را برای تغییرات مدیریتی ثبت کرده اند و میزان تغییر را مثلا برای فلان سازمان با دو اتوبوس و نیم بیان می کنند. درست است که این تغییرات با شعارهای روحانی -مبنی بر عدم جابجایی اتوبوسی مدیران و راستگویی که از آن دم می زد-کاملا در تضاد است اما باید قبول کرد که بدنه ی مدیریتی باید همخوان با نظریات دولت باشد و در جامعه ای که حتی نظریات کارشناسانه هم جناحیست -مواضع اقتصاددانان دولت یازدهم را در زمان تبلیغات انتخابات و هم اکنون ببینید صددرصد عکس شده است- دیگر از رده های مدیریتی چه انتظاریست. لذا این تغییرات را تنها از لحاظ تضاد با تبلیغات روحانی می توان به چالش کشید وگرنه با توجه به بافت اجتماعی و مدیریتی ایران این تغییرات پسندیده است و نیروهای اصولگرا نیز باید درس بگیرند و بدانند  در صورتی که مجددا دولت را به دست گرفتند باید تمام پست های مدیریتی را بدون استثنا از نیروهای خود بگذارند تا نقاط ضعف دوران احمدی نژاد تکرار نشود و خوب بدانیم که تا رسیدن به مدیریت علمی ژاپنی -که حتی معاونین وزرا هم تخصصی و غیر سیاسی هستند و با تغییر دولت تنها وزرا عوض می شوند- سالهای سال فاصله داریم.


برچسب ها: انتصابات ، اتوبوسی ، مدیر ، سیاسی ، روحانی ، خاتمی ، احمدی نژاد ، تخصصی ، جناحی ، مدیریتی ، میانی ، ارشد ، جابجایی ، هماهنگی ، دولت ، اصلاحات ، اصولگرا ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2