تبلیغات
از ماست که بر ماست - مطالب ابر یارانه
دوشنبه 5 خرداد 1393

روحانی باز هم مچکریم

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        فروردین ماه 93 برای عمل جراحی لوزه فرزندم به یکی از بیمارستان های دولتی مراجعه کردم که بلافاصله فرزندم را در بخش منتخب بیمارستان بستری کردند. بدون این که در خصوص این بخش توضیحی به من بدهند و بدون ضرورت یک شب فرزندم را در بخش نگاه داشتند البته خوب سرویس دادند و محترمانه هم برخورد کردند- و فردا صبح هزینه ی هشت میلیون ریالی را مطالبه کردند و با توجه به بیمه و قرارداد کامل سازمان محل کارم با بیمارستان مبلغ چهار میلیون و ششصدهزار ریال تحت عنوان هتلینگ در بخش منتخبvip ) ) از من گرفتند که در هیچ بیمه ای نمی گنجید. وقتی به بیمه ی محل کارم مراجعه کردم، گفتند: این روش تلکه ی پولی جدید در بیمارستان های خصوصی و دولتیست که برای بیماری های لوکس یا برای بیمارانی که تشخیص می دهند پولی به همراه دارند؛ پیاده می کنند و بیمه ها هم آن را تقبل نمی کنند.... روحانی مچکریم

        شنبه سوم خرداد93 بعد از اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها و با این همه تبلیغ تلویزیونی دولت تدبیر و امید به علت بیهوشی ناشی از شوک درد شدید به دستور پزشک به یکی از بیمارستان های دولتی اعزام شدم. ابتدای امر حدود بیست دقیقه در اتومبیل شخصی بودم -چون نمی توانستم حرکت کنم و نیاز به ویلچر یا تخت بود- که متاسفانه نه خبری از بیماربر بود و نه ویلچر و نه تخت چرخ دار که سرانجام با مساعی فراوان همراهم و گرو گذاشتن کارت ملی یک عدد ویلچر نیمه سالم از بیمارستان قرض گرفتند و مرا به اورژانس بردند.

        در اورژانس صف طویلی از بیماران بود که بر روی صندلی های انتظار ولو شده بودند و هیچ کس حالی از آنها نمی پرسید. بیمارانی که با دیدن حال زارشان دردم را فراموش کردم و به نظاره پرداختم. پس از مراجعه به پذیرش عنوان کردند که نوبت بگیرید و منتظر بمانید. این انتظار ما دو سه ساعتی طول کشید و کسی سراغ ما نیامد. همه ی تخت های اورژانس مملو از بیمار بود و حتی طنابی بین اورژانس به دیوار زده بودند و سرم ها را به آن آویزان کرده بودند و یک سری تخت اضافی هم آنجا گذاشته بود که آنها هم پر از بیمار بود.

        از پرستاری پرسیدم چرا وضعیت این گونه است گفت: پس از اعلام دولت مبنی بر کاهش هزینه های درمان در بخش دولتی بیمارستان ها به شدت شلوغ شده و ما دیگر نمی توانیم درست به بیماران خدمات ارائه دهیم و مردم بی بضاعت برای درمان بیماری هایی که سالها به آن بی توجه بودند یکباره به بیمارستان هجوم آورده اند که نمی دانیم چه کارشان کنیم. بدون برنامه ریزی و گسترش فضا و کادر درمانی اقدام به این کار کرده اند و همه را در تنگنا گذاشته اند. هم بیماران حق دارند و هم ما. مانده ایم چه کنیم؟

        با پزشکی صحبت کردم که ایشان نکات جالبی را مطرح کرد که دولت محترم می توانست این کار را به صورت کارشناسی و مرحله ای و طبقه بندی بیماری ها بر اساس امکانات موجود انجام دهد که متاسفانه به صورت کاملا بی برنامه و تبلیغاتی بود و ثانیا این عمل دولت نوعی تبلیغ غیر مستقیم بخش خصوصی است چرا که اگر بیماری پولی در جیب همراهانش باشد و این وضعیت را ببیند یک لحظه هم درنگ نمی کنند و بیمار را به بخش خصوصی منتقل می کنند.

        خلاصه پزشک محترم گفت: حالاحالاها شما را بستری نمی کنند و بهتر است برای عکس و ام آر وی و آم آر آی به بخش خصوصی مراجعه کنید و اگر پزشک تشخیص برای بستری داد به یک بیمارستان خصوصی مراجعه فرمایید. ما هم با همان حال زار پس از سه ساعت معطلی به بخش خصوصی مراجعه کردیم.

        الغرض پس از افتضاح سبد کالا و ثبت نام مجدد یارانه ها، این حماسه ی دولت در سیستم بهداشت و درمان را با گوشت و پوست و درد خود احساس کردم. نمی دانم این برادران دولت تدبیر و امید که این به تدبیر و کیاست و سیاست خود غره اند چرا کارهایشان را بدون کارشناسی و تنها به صورت آزمون و خطا انجام می دهند. مگر اینان دولت احمدی نژاد را به همین امر متهم نمی کردند؟!؟!؟ پس کجاست آن همه تدبیر و قول که کشورداری مرحله آزمون و خطا نیست و با کلید تدبیر همه ی مشکلات را حل می کنیم؟ کجایند آنان که هر روز هر اقدام دولت نهم و دهم را در بوته نقد بی انصافانه قرار می داند؟ کجایند رسانه های همیشه شاکی؟ ..... روحانی باز هم مچکریم


برچسب ها: روحانی مچکریم ، بهداشت و درمان ، بیمارستان ، دولتی ، رایگان ، سبدکالا ، یارانه ،

جمعه 12 اردیبهشت 1393

همه پرسی 74 میلیونی

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        ثبت نام مجدد یارانه ها با آن همه تبلیغات توهین کننده به نیازمندان جامعه و سخنان سخیفی که بعضی از این آقایان در هنگام مصاحبه جهت تشویق مردم به انصراف از دریافت یارانه می زدند خود حماسه ای شد ماندنی. شاید لفظ حماسه برای این مهم جالب نباشد و به کار بردن همه پرسی یا رفراندوم زیبنده تر باشد. دولتی که به پشتوانه رای مردم با برتری 250 هزاررای- پیروز انتخابات شد همیشه منتقدان خود را با جمله دولتی که رای اکثریت ملت را به همراه خود دارد می راند، با این ثبت نام دچار ضربه سهمگینی شده است.

        این ثبت نام؛ همه پرسی اعتماد مردم به دولتمردان دولت یازدهم بود که عامه ی مردم ایران به صراحت بی اعتمادی خود را به این بزرگان اعلام نمودند و ترجیح دادند یارانه ی خودرا، خود در مسیری که می دانند هزینه کنند و دولت را در هزینه کردن آن امین ندانستند. دلایل این بی اعتمادی به نظر حقیر به قرار زیر است:

1-تخریب دولتمردان دولت نهم و دهم که به خدمتگزاری و سلامت در بین مردم عامه مشهور بودند و عدم قبول و بیان خدمات آنها از سوی دولتمردان جدید.

2-تبلیغات انتخاباتی که وعده های بهبود اقتصادی در کوتاه مدت در صورت پیروزی این طیف در انتخابات بود که محقق نشد.

3-وعده 100 روزه تحول مثبت اقتصادی از سوی دکتر روحانی و عدم تحقق آن.

4-شکستن غرور ملی ایرانیان با معامله بر سر دستاوردهای هسته ای دانشمندان ایرانی

5-نامحرم دانستن مردم در توافق نامه ژنو و دادن امتیازات زیاد به امریکا در قبال هیچ.

6-عدم توجه به وعده های تبلیغاتی خود به ویژه مسکن مهر و یارانه ها

7-حذف فله ای مدیران بر خلاف وعده ی رییس جمهور در خصوص ثبات مدیریتی کشور

8-میدان دادن به عناصر افراطی یک گروه خاص برخلاف شعار اعتدالی دولت

9-عدم توجه دولت به رهنمودهای رهبری در خصوص اقتصاد مقاومتی و صدور مجوز واردات کالاهای لوکس و خودروهای گران قیمت که هر روز در پیش چشم مردم رژه می روند.

10-پخش خبرهایی از تجمل در سیستم دولت مثل تعمیر سونا و استخر به مبلغ 7 میلیارد تومان از بیت المال جهت دولتیان و....

11-اخراج کارمندان و کارگران به صورت فله ای از نهاد ریاست جمهوری، وزارت صنعت و معدن و وزارت علوم و.. با انگیزه های خطی و جناحی

12-برگزاری جشنی پرهزینه از بیت المال در کاخ سعدآباد به میزبانی همسر رییس جمهور که یادآور اشرافیتی طاغوتی بود.

13-برخورد با منتقدان بر خلاف شعارهای هر روزه دولتمردان

14-بستن روزنامه های منتقد و توهین به منتقدان و بی سواد خواندن منتقدان دولت یازدهم

15-توهین به مقدسات در روزنامه های همسوی دولت و عدم واکنش صحیح از سوی دولت

16-تورم و عدم نظارت بر بازار و سخت شدن روزافزون زندگی و معیشت مردم

17-عدم اعلام دارایی دولتمردان به قوه قضاییه بر خلاف قانون

18-اعلام دارایی هرکدام از وزیران دولت بین 800 تا 1000 میلیارد تومان از سوی یکی از نمایندگان مجلس

19-حمایت تلویحی رسانه های معاند از خط مشی دولت تدبیر مثل بی بی سی و صدای آمریکا و ....

و .....

       این ها همه از دلایل بی اعتمادی عامه ی مردم به دولتمردان دولت تدبیر و امید است که متاسفانه نتوانستند در این نه ماه اعتماد مردم را به خود جلب کنند.

       اگر این ثبت نام در دولت نهم و دهم اتفاق می افتاد و این نتیجه را به همراه داشت؛ آیا همین رسانه ها-که همینک حامی دولتند- آن را رفراندوم بزرگ نه به دولت نمی دانستند؟ آیا هر روز در تبلیغات خود عدم مقبولیت و به تبع آن عدم مشروعیت دولت را در بوغ های تبلیغاتی خود فریاد نمی کردند؟ آری این چنین بود برادر... ای کاش این همه پرسی ثبت نامی درس عبرتی برای دولتمردان اعتدالی باشد تا بیشتر مردم را محرم بدانند و به آنان اعتماد کنند تا مردم هم در این سه سال باقیمانده از دولت تدبیر همراهشان باشند. ان شا الله


برچسب ها: همه پرسی ، رفراندوم ، ثبت نام ، یارانه ، 74میلیونی ، اعتماد ، دولت ،

شنبه 23 فروردین 1393

من از یارانه ام انصراف نمی دهم

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :اجتماعی ،

به نام خدا، اللهم عجل لویک الفرج، سلام

       هنوز تبلیغات انتخاباتی دکتر روحانی در خرداد 92 از خاطرمان نرفته است که در جواب مجری تلویزیون می گفت یارانه ها ادامه پیدا خواهد کرد... اما هنوز سالگرد به قدرت رسیدن دولت تعادلی روحانی  نرسیده است که به بهانه ی اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها از هر تریبونی مردم را به انصراف از دریافت یارانه دعوت می کنند و سوگمندانه به روشی متمدنانه از انواع تهدید و تحقیر نیز استفاده می نمایند. انصراف از دریافت یارانه از سوی متمولان و آنان که دستشان به دهانشان می رسد امری نیکوست و صد البته در دراز مدت به نفع اقتصاد کشور است لکن این حقیر به این مساله به دلایل زیر بدبینم و از دریافت یارانه انصراف نخواهم داد:

1-در دولت قبل زمانی که دکتر احمدی نژاد از مردم خواست آنانکه نیاز ندارند از دریافت آن انصراف دهند، بسیاری از کسانی که امروز در راستای منافع ملی فریاد انصراف انصراف سر داده اند، در آن زمان مردم را تشویق به اخذ یارانه جهت ضربه زدن به دولت می کردند و همصدا با آنها شبکه های معاند فارسی زبان نیز این امر را تبلیغ می کردند و کار به گونه ای شد که ایرانیان مرفه خارج از کشور نیز برای دریافت یارانه ثبت نام کردند. از مسئولان متمول فعلی نیز یارانه بگیر زیاد داشتیم.

2-افرادی که در این دولت بر سر کار آمدند و پست های کلیدی را در دست دارند اکثرا -و برخلاف دولت قبلی- از قشر مرفه و اشرافی این مملکتند که حتما و حتما از درد دل طبقات ضعیف و متوسط این جامعه خبر ندارند و زمانی که اینان سکاندار کشتی اقتصادی این مملکت شده اند مطمئنا سرمقصدش منافع عامه ی ملت نخواهد بود. پس تصمیمات این گروه حتما و حکما در راستای منافع سرمایه داران خواهد بود. وزیری که 33 شرکت معظم دارد و یا وزیری که قیمت یکی از زمینهایش 80 میلیارد تومان است و.... خبر از من کارمند یا کارگر یا کاسب جز ندارد.

3-زمانی که وزیر راه و مسکن این دولت در پاسخ به چرایی افزایش عوارض بزرگراه ها می فرماید: این بزرگراهها برای پولدارهاست و آنها که ندارند از راه های قدیمی بروند. مطمئن هستم که تصمیمات آنها به نفع ما جماعت و متوسط و ضعیف نیست و اینان درد ما را نمی فهمند.

4-وقتی خبر هزینه هفت میلیاردی تغییر دکوراسیون فلان مسئول دولتی رسانه ای می شود، چرا به دنبال چندرغاز یارانه ی من هستند؟ پیامک های تبریک عید رییس جمهور هنوز در گوشی همراه همه مان هست.... وقتی با خزانه خالی می توان ریخت و پاش کرد مار ا چه کار دارند؟ وقتی فلان وزیر با هواپیمای اختصاصی دولت برای کارهای خصوصی مالی شرکتش به دوبی می رود، هزینه یارانه ی چند تا از ما ها برای همچنین سفرهایی هزینه خواهد شد؟

5-وقتی هم طبقه های من نمی توانند وام دومیلیونی بی دردسر از بانکها بگیرند، 650 میلیون یوروی بی زبان را طی یک تفاهم نامه بی سر و صدا به یکی از تجار نزدیک به خود می دهند حق دارم که از یارانه ام انصراف ندهم.

6-وقتی هر چه شعار دادند عکسش را عمل کردند، من چگونه مطمئن باشم که این حرفشان راست است و واقعا یارانه های انصرافی در راه بهبود بهداشت و درمان این مردم مصرف خواهد شد. شعارهایشان یادمان نرفته، راستگویی، نقدپذیری، احترام به همه، عدم تغییر اتوبوسی مدیران، حفظ انرژی هسته ای، حکومت نخبگان، عزت و اقتدار بین المللی، دیپلماسی موفق، مبارزه با فساد، اعتدال و پرهیز ازافراط و تفریط و ....

7-وقتی در تبلیغات تلویزیونی عنوان می کنند برای ثبت نام یارانه به مراکزی مثل 1- کمیته امداد 2-بهزیستی 3-دفتر روستایی و ... مراجعه کنید. این گونه به ذهن می آید که هرکس می خواهد یارانه بگیرد باید فقیر،معلول یا دهاتی باشد... من می ترسم نکند اگر من و امثال من هم انصراف دهیم، هرکسی خواست یارانه بگیرد او را به چشم پایین دستی نگاه کنند و طبقه بندیهای جدید اجتماعی منفی صورت پذیرد.

8-هنوز یادمان نرفته که در سال 91 دکتر احمدی نژاد اصرار به اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها داشت و کارشناسانش وعده ی مبلغ دومیلیون و سیصد هزار ریال یارانه برای هر نفر در صورت آزاد سازی قیمت حامل های انرژی را می دادند ولی یاران دولت فعلی -که در مجلسند- نگذاشتند و هزار سنگ انداختند تا دورانش به سر رسید. احمدی نژاد زمانی که کاری را می گفت انجام میداد پس این امر شدنی بود. ما از دکتر دروغ نشنیدیم.

9-همه کارشناسان اقتصادی می گفتند بودجه ی یارانه در دل خود هدفمندیست و افزایش قیمت خودش منبع تامین یارانه است. پس دولت عقلا نباید در تامین یارانه کسری بیاورد. این همه سر و صدا برای چیست؟

10-اگر می خواهند همه چیز را گران کنند تکلیف طبقات ضعیف و متوسط که با چنگ و دندان حقوقشان را تا سر برج می رسانند چه می شود؟ قیمت ها بالا می رود و حقوق ها کمتر از تورم افزایش دارد. پس هر روز افراد بیشتری از طبقه ی متوسط به طبقه ی ضعیف سقوط خواهند کرد.آیا تبعات اجتماعی آن را می دانند؟

11-می گویند می خواهند یارانه را به بخش تولید بدهند! کدام ایرانیست که نداند بسیاری از این رانت خواران بزرگ کشور چند کارخانه دارند و به نام صنعت میلیاردها تومان از بانک ها تسهیلات تولیدی گرفته اند و در برج سازی و واردات و عیش و نوش در کشورهای غربی خرج کرده اند. اگرتسهیلاتی که برای صنعت و تولید در این مملکت اخذ شده  در مسیر خودش مصرف می شد الان در ایران باید به اندازه ی اتحادیه اروپا کارخانه های بزرگ داشتیم. پس اگر یارانه ی من می خواهد به جیب اینان برود،هرگز.

12-زمانی که رهبرم فریاد اقتصاد مقاومتی سر داده و دولت ظاهرا لبیک گفته لکن در عمل مجوز واردات کالاهای لوکس اولویت دهم می دهد به نحوی که خیابان های شهرم جولانگاه ماشینهای چند صد میلیونی و چند میلیاردی شده چگونه به حرفهای مردان اقتصادی دولت اعتماد کنم و از ناچیز یارانه ام در گذرم.

        در پایان مطلبم را با کلام رهبرم امام خامنه ای (دامة برکاته) که موید حق بودن یارانه است نه صدقه بودن آن مزین می نمایم. معظم له در اول فروردین 91 در حرم رضوی فرمودند: «یارانه‌ها همیشه به صورت نامتعادل و غیر عادلانه در بین قشرهاى مختلف مردم تقسیم میشده است؛ طبیعت کار یارانه‌ى عمومى همین است. با هدفمندى یارانه‌ها، در واقع یک تعادلى، یک اجراى عدالتى در تقسیم و توزیع یارانه‌ها وجود پیدا کرده است. و من خبرهاى موثقى از سراسر کشور دارم که حاکى از آن است که این کار در بهبود زندگى طبقات ضعیف نقش مؤثر داشته است. این یکى از هدفهاست، که مهمترین هدف و مقصد از این قانون هم همین است.»


برچسب ها: یارانه ، حق ، انصراف ، روحانی ، احمدی نژاد ، وزیر ، متمول ،

سه شنبه 19 فروردین 1393

خبرهای خوش هسته ای یادش بخیر

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :سیاسی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        بیستم فروردین روز ملی فناوری هسته ایه؛ روز به واقعیت رسیدن شعار ما می توانیم ، روز غرور ملی، روز شطرنجی شدن چهره دانشمندان جویای نام جوان کشورم به علت خطر ترور توسط مزدوران صهیونیسم جهانی، روز حسرت ملت های مسلمان از این همه پیشرفت ایرانی، روز خوشحالی رهبر، روز مسروری بقیه الله ارواحنا فداه، روز امید به بهروزی ملت....

       یادش بخیر.... رییس جمهور مردمی ما دکتر محمود احمدی نژاد با اون چهره مقتدر و بی آلایش هر سال به مردم نوید یک دستاورد جدید علمی هسته ای و نوآورانه در روز ملی فناوری هسته ای می داد. شاید اوایل کار دنیا ما را باور نداشت و دستاوردهای دانشمندان جوان ما را با شک و تردید پیگیری می کرد، لکن بعد از چندی فهمید احمدی نژاد دروغ نمیگه، فهمید احمدی نژاد جوانهای مملکتش را باور کرده به اونها میدان داده و کارهای بزرگ را دستشان سپرده. دیگه ایران شده بود قدرتی برای خودش همه ی مردم کشورهای منطقه با حسرت تاسیسات هسته ای ما و موشکهای پیشرفته ی ما و پزشکی روز ما را توی سر دولتمردانشان می زدند و حقارت آنها را به یادشان می آوردند. یال و کوپال امریکا و هم پیمانش ریخته بود؛ آخه مدت ها بود که می گفتند هرکه می خواهد پیشرفت بکند باید ابتدا نوکری و سرسپردگیش را به ما اثبات کنه و جان و مال و ناموس مردمش را به ما حلال کنه مثل ژاپن و کره جنوبی... تا بگذاریم پیشرفت بکند. وهابی های عربستان مضحکه جهان عرب شده بودند که بزرگترین افتخارشان برپایی مسابقه زبیاترین شتر ساله اما در ایران فضاپیما با موشک بالستیک وطنی می فرستند هوا ....

        هی روزگار .... چه خاطرات شیرینی بود که قدرش را نداشتیم. البته صاحبان زر و زور و تزویر نگذاشتند شیرینی آن همه پیشرفت به دهان ملت بماند و با سرکار آوردن دولت کارگزاران با نام تدبیر همه ی دستاوردهای ملت غیور ایران که برایش سالها خون دل خورده بود را یکی یکی به باد فنا دادند. دیگر نه فناوری هسته ای مانده و نه دانشمند هسته ای. دانشمندان جوان را اخراج کردند، محافظانش را مرخص کردند. مدیران هسته ای را به کارهایی مثل کار در پروژه ی آب و فاضلاب گماردند و هرچه سوخت هسته ای داشتیم از بین بردند. در آخر برای تحقیر ملت و تنبیه آنان که خود را باور کرده بودند؛ بیستم فروردین روز غرور ملی را روز ثبت نام برای دریافت یارانه ای -که حقشان از پول نفت بود را با عنوان نیازمند  مستحق- اعلام کردند تا با این عمل نامی از این روز بر جای نماند.

        هنوز توزیع سبد کالا در آغازین روز دهه فجر از خاطرمان نرفته که چنان فجایعی به بار آمد که جهانی شد و ما را مردمی قحطی زده ی بدبخت مستاصل محتاج به همه ی ملت ها معرفی نمودند و دهه فجری که در آن پیروزیمان بر استکبار جهانی را جشن می گرفتیم به توجیه این خفت گذشت. حال با اعلام ثبت نام برای یارانه ای که حق ملت است از این همه ثروت خدادادی با این روش باز می خواهند دل دشمنان ایران و ایرانی را شاد کنند.

        نمی دانم چرا این روز که روز عزای دشمنان اسلام و ایران بود را به روز جشن این مغرضان تبدیل کردند. نا خود آگاه این فراز از زیارت عاشورا به خاطرم آمد که


اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا یَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ (فِیهِ) بَنُو أُمَیَّةَ وَ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ اللَّعِینُ ابْنُ اللَّعِینِ عَلَى (لِسَانِكَ) وَ لِسَانِ نَبِیِّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) فِی كُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فِیهِ نَبِیُّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) اللَّهُمَّ الْعَنْ أَبَا سُفْیَانَ وَ مُعَاوِیَةَ وَ یَزِیدَ بْنَ مُعَاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ أَبَدَ الْآبِدِینَ‏ وَ هَذَا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیَادٍ وَ آلُ مَرْوَانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ (عَلَیْهِ السَّلاَمُ) .

خدایا به حرمت خون شهیدان وطن، آنان که در راه شادی دشمنان این مرز و بوم گام بر می دارند و با تعظیم بر قدرت های خارجی، تحقیر ملت را می خواهند خدایا به همین روز عزیز رسوای خلق بنما و ذلیلانه بمیران. بار الهی زمینه حکومت صالحین بر زمین مهیا فرما، اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

 


برچسب ها: 20 فروردین ، روز ملی ، فنآوری هسته ای ، غرور ، تحقیر ، سبد کالا ، یارانه ،

پنجشنبه 17 بهمن 1392

سبد تحقیر ملت

   نوشته شده توسط: محمدرضا باغبانی    نوع مطلب :مذهبی ،

به نام خدا، اللهم عجل لولیک الفرج، سلام

        دهه ی فجر امسال با چنان صحنه هایی آغاز شد که دل هر ایرانی عاشق وطن را ریش کرد. صف های طولانی و ازدحام های غیر قابل مدیریت مردم جهت دریافت یک سبد کالای ناقابل برنج هندی و مرغ  ترکیه ای و روغن انباری و دو قالب پنیر و تخم مرغ .... سی و پنج سال از انقلابمان گذشت و زمانی که به همه ی دنیا توانستیم نشان دهیم بدون کمک دیگران نیز می توانیم روی پای خود بایستیم، این حرکت دولت یک گل به خودی تمام عیار حساب می شود. البته آن زمان که قبل از مذاکره ژنو از خزانه خالی می گفتند باید می دانستیم چه افتضاحاتی در پیش است. این سبد کالا چنان افتضاح عمیقیست که حتی با سناریوی جدید اطرافیان رییس جمهور محترم در جلسه استادان دانشگاه که ایشان مخالفان قرار داد ننگین ژنو هسته ای را بی سواد خواند از خاطرها پاک نشد و هنوز که هنوز است همه ی منتقدان به مساله سبد کالا می پردازند و این توهین رییس محترم جمهور به منتقدان در اولویت های بعدی پاسخ گویی قرار دارد. در خصوص این سبد کالا که سبد تحقیر ملت ایران شد، نکاتی حائز اهمیت است:

       با ایجاد این سبد کالایی و تبلیغ گسترده بر روی آن و افتضاح اجرایی آن جهانیان مطمئن شدند؛ کشوری که توانایی تامین غذای مردم خود را ندارد وقتی پا جای پای قدرت های جهان می کند و با تکیه بر قدرت جوانان خود هسته ای می شود پس مطمئنا افکار نظامی دارد چرا که انرژی هسته ای اولویت این کشور نیست. این کشور توان سیر کردن شکم مردمش را ندارد....

       با اجرای این طرح -که عقلانیتی در پس آن نبود- دشمن دچار احساس پیروزی شد و تحریم های چند ساله اش را مثمر ثمر دانست و با افتخار از آن یاد می کند. چنان که چندی پیش وندی شرمن -معاون وزیر خارجه آمریکا- به بحث توزیع سبد کالایی در ایران نیز پرداخت و گفت: «شما در اخبار دیدید که ایران اخیرا به طور قابل مشاهده‌ای غذا به مردم فقیر در جامعه داد که به نوعی نشان‌دهنده این است که کاهش هدفمند و محدود تحریم‌ها تاثیر مستقیم بر مردم این کشور داشته است، همانطور که روحانی قول داده بود که این پول صرف اهداف دیگر نشود.»

        حامیان فعلی دولت یازدهم پرداخت یارانه در دولت قبل را پوپولیستی، گداپروری و توهین به شخصیت ملت ایران می دانستند. حال این سبد کالا را چگونه تفسیر می کنند؟ یعنی از این کار نازل تر در راستای پوپولیستی کاری وجود داشت؟ آیا این کار توهین به ملت ایران نبود؟ ریختن پول بی سر و صدا به حساب همه ی ایرانیان -بدون تقسیم بندی فقیر و غنی- شان مردم را بیشتر حفظ می نمود یا این کار سخیف؟

       تا مدتها حامیان دولت یازدهم و اقتصاددانان و مشاوران دولت فعلی -در راستای تخریب دولت نهم و دهم- خط فقر را بالای یک و نیم میلیون و بعضا دو میلیون تومان می دانستند. پس چگونه است درآمد بالای پانصد هزار تومان مشمول سبد کالا نشد؟ یعنی آن حرفها دروغ بود یا نه این قدر از شروع دولت یازدهم ارزانی و رشد و تحول اقتصادی داشته ایم که خط فقر پایین آمده است؟

        آیا مایحتاج یک خانواده6 نفری با یک خانواده دو نفری یکیست؟ آیا سبد کالای یک خانواده ی 2 نفره با 8 نفره یکیست؟ آیا این امر که تشویق به خانواده تک نفری و دو نفریست، دهن کجی به منافع بلندمدت ایران عزیز نیست؟ حال که همه ی دلسوزان نظام از جناح های مختلف مساله کاهش جمعیت را بزرگترین مشکل دهه های آینده ایران می دانند، این امر تشویق به کاهش جمعیت نیست؟ آیا این اقدام ملیست یا ضد ملیست؟

        توزیع سبد کالا موید بازگشت به همان سیستم کوپنی دوران دفاع مقدس با حالتی نوستالژیک است که اگر کمی خاطراتمان را ورق بزنیم اوج انحرافات توزیع کالا در زمان جنگ به خاطرمان خواهد آمد که چه کسانی از قبل کالای اساسی مردم بی نوا به نوایی رسیدند و چه محتاجانی که سرشان بی کلاه ماند. یک قاعده علمیست که می گوید زمانی که صف تشکیل شد افراد محروم هدف آن صف مطمئنا ته صف خواهند بود بهره ای نخواهند برد.

        راستی چرا کالا؟ چرا کالای خارجی؟ برنج مسموم هندی! مرغ ترکیه ای! مگر این برنج های هندی در دولت قبلی آغشته به سم آرسنیک نبود؟ سم های هندی در این دولت پاک شد؟ سود واردات این کالا ها از آن کیست؟ راستی ما در ایران تولید برنج یا مرغ نداریم؟ البته که داریم اما وزیر محترم صنایع فرمودند: گونی ده کیلویی برنج برای بسته بندی نداریم و گونی های برنج ایرانی چهل کیلویی است!!!!! ایول به این توجیه مدبرانه!!!!!

        در دهه فجر معمولا مسئولان و دلسوزان نظام در تریبون های مختلف دستاوردهای نظام را به مردم یادآوری می کنند و منافقان و دشمنان خارجی و داخلی نظام، نقطه ضعف ها را پررنگ می کنند. صفهای طولانی برای گرفتن یک سبد کالای ناچیز کدام موضع را قوت می بخشد؟ به نظر شما با وجود چنین صف هایی جایی برای تعریف می ماند؟

        آفات صف را می دانید؟ مردمی که در سرمای بعضا زیر صفر درجه از بامدادان در صف می ایستند و احتمالا دست خالی به خانه خواهند رفت، از زمین و زمان گله مند خواهند شد. آن هم زمانی که دولت جدید دلتمردان دولت قبل را به بی تدبیری و عدم استفاده از عقلانیت متهم کرده بود. در این صف هاست که دیگر بی مهابا مردم سخن خواهند گفت و افراد مغرض با شانتاژ و جو سازی احساسات مردم را به سمت و سویی خاص هدایت می کنند که هرچه باشد دودش به چشم نظام خواهد رفت.

        ناراحت کننده ترین قسمت ماجرا بهره برداری دشمن از این تصاویر ناامیدکننده صفهاست و شکسته شدن آرمان مستضعفین جهان. سالها با موضع گیری های مردانه رییس جمهور مردمی ایران دکتر محمود احمدی نژاد در برابر غرب ایران به عنوان الگویی مقاومتی در برابر جبهه امپریالیسم درآمده بود که این تصاویر پاک کننده آن ذهنیت خواهد بود و مردم مستضعف جهان را مجاب خواهد کرد که راهی جهت مبارزه با استعمارگران وجود ندارد و ایرانی که نمونه بود، شکست.

        کشته شدن دو نفر و زخمی شدن تعدادی در روز نخست اجرای توزیع سبدکالا ناخودآگاه ما را به حادثه ی آتش سوزی خیابان جمهوری تهران برد و فوت دو تن از هموطنانمان در آن حادثه متاثرمان کرد؟ اما هنوز که هنوز است رسانه های اصلاح طلب و حامی دولت به علت مرگ این دو شهروند تهرانی خواستار استعفای شهردار اصولگرا و موفق تهران به جرم بی کفایتی در این موضوع هستند لکن در این افتضاح توزیع کالا هیچ کس از این دوستان معتدل راستگوی حق گوی زنده باد مخالف من، سخنی در خصوص تنبیه طراحان و عاملان این طرح افتضاح شنیده نشده است.

        در پایان بروز چنین افتضاحی در چنان سطحی نیازمند عذرخواهی سریع هیات دولت از مردم شریف ایران و دلجویی از ایشان است و ضمنا با توجه به شعار تدبیر و عقلانیت دولت  استعفا یا برکناری و توبیخ  گروه اقتصادی دولت و مشاورینش و طراحان طرح سبد کالای حمایتی جز ضروری ترین اقدامات دولت نقد پذیر خواهد بود. ان شا الله


برچسب ها: سبد کالا ، تحقیرملت ، عذرخواهی ، صف ، افتضاح ، کشته شدن ، یارانه ،